تبليغاتX
دنیای عاشقانه و سر کاری و جوک (SMS)







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



موزیک و سایر امکانات
 





یه دنیا اس ام اس سرکاری برای شما عزیزان سری2               

  وقتی کسی ناراحتت می‌کنه 42 تا ماهیچه استفاده میشه تا اخم کنی، اما فقط 4 تا ماهیچه لازمه تا دستت رو دراز کنی و بزنی پس کله‌اش
--------------------------------------------------------------------------------
صبح کیفم را زدند، بدبخت شدم، توش همه زندگیم بود، شناسنامه، پاسپورت، کارت ملی، 2.5 میلیون پول، 14 تا سکه تمام بهار آزادی، یه شاخه نبات، یک دست آینه و شمعدان . . . . . بنده وکیلم؟
--------------------------------------------------------------------------------
سوال تیزهوشان: 13 آبان چه روزیست؟ 1) 17 مرداد 2)22 بهمن 57 3)آبان روز 13 ندارد. 4)روز 13 به در 5) هر دو تا 6)هر سه تا 7)هر 5 تا پنج پنج تا 9)چرا پنج تا؟ 10) پس چند تا؟ 11)هر کی می گه 13 نیست، 17،18،19،20
--------------------------------------------------------------------------------
شبا همش به چت خونه میرم من ..... سراغ آف و آف خوندن میرم من ..... تو این چت خونه ها خسته دردم ..... به دنبال پس ایدیم میگردم ..... پسم گم شده پیداش میکنم من ..... اگه کارتوه وای به حالت ..... رسوات میکنم من

بقیه در ادامه مطلب بهتر از این نمی شه پس نظرات یادتون نره


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 12:2 بعد از ظهر | |           







بهترین اس ام اس های شما               

  اس ام اس های جدید ، sms های جدید ، پیامك جدید : با شماره 3253***0912
عصا هزار بار زمین میخوره تا صاحبش زمین نخوره ، عصاتم رفیق .

اس ام اس های خنده دار ، sms های خنده دار ، جوك : با شماره 6432***0913

جدیدترین تبلیغات مطب جراحان پلاستیك ، سر در مطب مینویسن : لولو بیار ، هولو ببر .

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 11:54 قبل از ظهر | |           







می توان عاشق بود               

 

من از اين شهر حرف مي زنم :شهري با شبهاي سياه و روزهاي خاکستري با همان کوچه اي که خانه ما آن جاست/

و خانه تو دور تر در کوچه اي که ديگر بن بست نيست

بقیه در ادامه مطلب

نظرات یادتون نره


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 11:24 قبل از ظهر | |           







چندترفند کامپیوتری               

  * چگونه پيغام Low Disk Space را در هنگام پر بودن ديسك حذف كنيد
* چگونه سرعت مرورگر خود را  Windows Explorer and IE بالا ببريد
* در هنگام اجراي برنامه Outlook كاري كنيد كه ديگر مسينجر  MSN Messenger ظاهر نشود
* هنگام ورود به كامپيوتر ديگر اسم آخرين نفري كه با كامپيوتر كار كرده است را نمايش ندهد
*  و آخري هم حذف نوشته راهنما ( ToolTip ) هنگامي كه برروي دكمه هاي Close , Min ,Maximaze ميرويم :

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:54 بعد از ظهر | |           







داستان زیبا               

 

رسم است زیبایی ها را می نویسند و
بعد ها افسانه می خوانندش
و نسل به نسل , آدم ها با ولع
تمام کلمه هایش را می خوانند و حفظ می کنند
حقیقت را که بنویسی
نه کسی می خواند
نه کسی حفظش می کند
حقیقت , آنقدر زشت است گاهی که آدم ها ترجیح می دهند در عمیق ترین نقطه قلبشان , به خاکش بسپارند

 

بقیه در ادامه مطلب نظرات یادتون نره

ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:43 بعد از ظهر | |           







اس ام اس تولد پيامک تولد جمله زيبا براي تولد تولدت مبارک شعر براي متولدین               

 


اس ام اس تولد پيامک تولد جمله زيبا براي تولد تولدت مبارک شعر براي متولدین 


برو به ادامه مطلب


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:47 بعد از ظهر | |           







خلوت               

 

اگر به غرور گرفتار شدم قبل از شکست، هوشيارم کن

 

اگر به کذب آلوده شدم قبل از رسوا شدن  بيدارم کن

 

اگر از دوست داشتن بيزار شدم به عشق، هوشيارم کن

 

اگر از يادت غافل شدم به لطفت از خواب بيدارم کن

 

اگر بيدار نشدم براي،هميشه در خوابم کن

 


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:42 بعد از ظهر | |           







بهشت و جهنم               

 

 بهشت و جهنم 
     مردي در عالم رويا فرشته اي ديد که در يک دستش مشعل و در دست ديگرش سطل 
         آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريک راه مي رفت. مرد جلو رفت و از
              فرشته پرسيد: اين مشعل و سطل آب را کجا مي بري؟ فرشته جواب داد: مي
                   خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب جهنم را خاموش
                         کنم. آن وقت ببينم چه کسي واقعا خدا را دوست دارد!
 


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:32 بعد از ظهر | |           







داستان های زیبا و واقعی               

 

قد بالای 180، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و ...

این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند.

توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها را حق مسلم خودم میدانستم .

چرا که خودم هم از زیبائی چیزی کم نداشتم و میخواستم به اصطلاح همسر آینده ام لا اقل از لحاظ ظاهری همپایه خودم باشد .

تصویری خیالی از آن مرد رویاهایم در گوشه ای از ذهنم حک کرده بودم ، همچون عکسی همه جا همراهم بود .

تا اینکه دیدار محسن ، برادر مرجان – یکی از دوستان صمیمی ام به تصویر خیالم جان داد و آن را از قاب ذهنم بیرون کشید.

 

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:25 بعد از ظهر | |           







یک ترفند عالی موبایل               

  ضرر نمی کنی به ادامه مطلب یه سر بزن

نظرات یادتون تره


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:19 بعد از ظهر | |           







به نام تولد               

  به نام تولد که آغازیست برای بودن وبودن فقط ماندن نیست بلکه ماندگار شدن است

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 11:49 قبل از ظهر | |           







برایت چه بنویسم               

 

 

عزیزتر از جانم

برایت چه بنویسم؟

از مهری که در رودخانه ی قلبم جاریست یا از طوفان سهمگینی که در

 دلم غوغائی به پا کرده و یا از اوراقی که سطر به سطر نام تو را در

 خود جای داده

‌" ای مهربانترین"

دفترم صد برگ داردو من هر صفحه را با نام تو و یاد تو پر کرده ام

برای چندمین بار از تو گفتم

که شهر عشق تو پایان ندارد

به یادت هست زخمی بر دل من

که جز لبخند تو درمان ندارد

تو چون یک واژه ی نیلوفری رنگ

میان دفتر دل ماندگاری

اگر شهر نگاهت فرصتی داشت

به یادم باش در هر روزگاری


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 11:39 قبل از ظهر | |           







               

 

من با تو همه آب‌هاي جهان را شناور گشته‌ام

من با تو تمامي آسمان‌ها را به پرواز كشيده‌ام

و سراسر صحراها را طعم باران چشانيده‌ام

من از مرور تو، همه جام‌هاي گذشته را لبريز كرده‌ام

و تمامي لحظه‌هاي عشق را يك جرعه سركشيده‌ام

و تشنه‌ام هنوز!

تمامي دشت‌هاي هستي‌ام از آن توست

كاش گل‌هاي بيشتري داشتم

و چشمه‌هاي نوش‌تري

بر كدام موج آرام نشسته‌اي

كه در لالايي نگاهت

اين همه آرامم مي‌كني

در گهواره چشماني كه، دنياي مرا تاب مي‌دهد


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 4:37 قبل از ظهر | |           







یه خورده بخند               

   اون چيه که پدره مي ماله و بچه هه مي خوره؟ خوب معلومه ديگه: کره اطلس طلايي يه !!!


يه زن و يه مرده، مي رن سينما. يه زنبور مي ره توي شورت زنه. اگه گفتين زنبور کجا رو نيش
مي زنه؟درست حدس زدين، دست مرده رو


غضنفر مقيم آمريکا مي شه، يه روز مي بينه: پسرش با يه دوچرخه اومد خونه. از پسرش مي‌پرسه؟ دوچرخه رو از کجا آوردي؟ پسرش مي گه: با يه دختر دوست شدم، لخت شد و گفت:
همه چيم مال تو، هر کاري مي خواي بکن. هر چي مي خواي بردار. من هم ديدم دوچرخه اش قشنگه، برش داشتم

 

بقیه در ادامه مطلب

نظرات یادتون نره


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 4:34 قبل از ظهر | |           







وقتی مردا میگن یعنی!!!               

                                

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 4:25 قبل از ظهر | |           







گاهی که دلم               

 

گاهي كه دلم

به اندازهء تمام غروبها مي گيرد

چشمهايم را فراموش مي كنم

اما دريغ كه گريهء دستانم نيز مرا به تو نمي رساند

من از تراكم سياه ابرها مي ترسم و هيچ كس

مهربانتر از گنجشكهاي كوچك كوچه هاي كودكي ام نيست

و كسي دلهره هاي بزرگ قلب كوچكم را نمي شناسد

و يا كابوسهاي شبانه ام را نمي داند

با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست

از دل هر كوه كوره راهي مي گذرد

و شبي نيست كه طلوع سپيده اي در پايانش نباشد

و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد

از چهل فصل دست كم يكي كه بهار است

من هنوز ترا دارم


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 4:14 قبل از ظهر | |           







یه دنیا اس ام اس سرکاری برای شما عزیزان               

  اس ام اس های سرکاری و با حال تازه تازه

راستی عزیز ذل جان این تن ... نظرات یادتون نره

                       

پس به ادامه مطلب یه سر بزن


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:52 قبل از ظهر | |           







داستانی بسیار زیبا ×حتما بخونیدش×               

 

   من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم...
            والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم
            دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون
            هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال، زيبا و جذابي بود که گاهي
            اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس
            راحتي نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من
            خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي... سوار ماشينم شدم و
            وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه
            همين الان ۵۰۰ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ................! من
            شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توي اتاق
            خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم... وقتي که داشت از پله
            ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم
            و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهره
            نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در
            آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي... ما خيلي
            خوشحاليم که چنين دامادي داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم
            براي دخترمون پيدا کنيم... به خانواده ما خوش اومدي!
           

            نتيجه اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد!


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:33 قبل از ظهر | |           







اس ام اس های گلچین شما               

   

اس ام اس جدید ، پیامك جدید ، sms جدید : با شماره ۵۱۸۵***۰۹۳۵
ساعتو نمیشه فهمید ، اگه بی تو سپری شه . طاقت دوری ندارم ، نمیتونم مگه میشه ؟

اس ام اس های سرکاری ، پیامك های سركاری ، sms های سرکاری :
دوستت دارم . . . . . . به اندازه تمام مدال های المپیک ایران !

اس ام اس عاشقانه ، پیامك عاشقانه : نگار با شماره ۴۵۰۸***۰۹۳۵
وقتی تنهاییم دنبال دوست میگردم ، وقتی پیدایش كردیم دنبال عیبش میگردیم ، وقتی از دستش دادیم دنبال خاطراتش میگردیم و باز هم تنهاییم . . .


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:29 قبل از ظهر | |           







مطلبی بسیار جالب×1×               

  در ژاپن، يک خانم ژاپني، که با يک آقاي زن دار سر و سري بهم زده بود، مبلغ 136هزار دلار به يک آدمکش حرفه اي داد تا با شليک گلوله اي، شر همسر حامله معشوقش را از سرش کم کند. چون اين آقاي آدمکش به وعده اش وفا نکرد، خانم ژاپني به اداره پليس رفت و از آقاي آدمکش بخاطر نکشتن آن خانم حامله شکايت کرد. خوب اینم یه جورشه نظرات یادتون نره

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:23 بعد از ظهر | |           







مشخصات یه دختر خوب                

 

 
    اولاً یه دختر خوب اصلاً پیدا نمی شه
 یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه
 یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه
 یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه
 یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمی گه   
 یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه
 یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه
 یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری
 یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه
 یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه
 یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده
 یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل ورئیس كنه     
 یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000تا عیب و ایراد روی پسر بدبخت نمی زاره    
 یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه  
 يه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا=هانی - کبری= شانی) 
 یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا 
 تندتر برو!
 یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضاگلزار
  رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه
 یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند
   
    "همینه که هست" و "حقیقت تلخ است"

 

 

*راستي بچه ها هر مطلبي براي حال گيري اين دخترا و پسرا داريد تو نظرات بنويسيد تا بااسم خودتون بزارمش تو وبلاگ


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:45 قبل از ظهر | |           







آيا ميدانستيد كه؟ ×خيلي جالبه حتما بخونيد×               

 

(1)آیا می دانستید اسم تمام قاره‌ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان می‌یابد.
          
(2)مقاوم‌ترین ماهیچه در بدن، زبان است.


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:34 قبل از ظهر | |           







بدشانسي در چت ×جالبه×               

    

پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نيستم؟
دختر: سلام، خواهش می کنم asl plz ؟
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/ نازنين/ ۲۲
پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگی! اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسی! شما مجردين؟
پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردين؟


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:32 قبل از ظهر | |           







ويژگيهاي يک پسر خوب ×جالبه×               

  يه پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گیر نمیده...
يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود "مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد".

بقیه رو شک نکن برو به ادامه مطلب راستی نظرات یادتون نره


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:27 قبل از ظهر | |           







اس ام اس های جدید فارسی                

  اس ام اس جدید ، sms های جدید ، پیامكهای جدید : یگانه با شماره 2365***0935
آدمیزاد اهلی ترین حیوان است كه گاهی به شدت نا اهل میشود .

اس ام اس فارسی ، sms فارسی ، پیامك فارسی : یگانه با شماره 2365***0935
خوشا به حال آنان كه گلیمشان درست به اندازه پایشان است

ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 5:43 بعد از ظهر | |           







مطلبی بسیار جالب               

 

اگه خوندی و خوشت اومد لطفا نظر بده تا بازم از این مطالب بزارم**
دخترجواني ازمکزيک براي يک مأموريت اداري چند ماهه به آرژانتين منتقل شد .پس از دوماه، نامه اي ازنامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون :لوراي عزيز، متأسفانه ديگرنمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم وبايد بگويم که در اين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش وعکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست......باعشق : روبرت!!!!!دخترجوان رنجيـده خاطر از رفتار مرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهد که عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي و ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلي بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون :
روبرت عزيز، مراببخش، اماهرچه فکر کردم قيافه تورا به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت را ازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 5:40 بعد از ظهر | |           







تست روانشناسی               

 

یک تست روانشناسی

سوالی رو که در پایین مشاهده می کنید  یک تست روانشناسی است. متن را با دقت بخوانید، تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند: یک زن در مراسم ختم مادر خود، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او می شود. اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد. به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است؟ چند دقیقه با خود فکر کنید پاسخ صحيح در پايين همين صفحه نوشته شده

 v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v v

و اما پاسخ: ان زن امید داشت که در مراسم ختم خواهرش شاید ان مرد را دوباره ببیند. اگر توانستيد به این سوال پاسخ صحیح بدهید احتمالا شما یک بیمار روانی یا psychopath هستید. یکی از بزگترین روانشناسان آمریکایی این تست را بر روی افراد زیادی انجام داد تا به این نتیجه برسد که چه کسانی پاسخ صحیح می دهند. نکته ی جالب اینکه اکثر قاتل های سریالی به راحتی و سرعت توانستند جواب صحیح بدهند. بنابراین اگر پاسخ شما صحیح بود احتمالا شما یکی از قاتل های سریالی آینده خواهید بود!

 


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 5:36 بعد از ظهر | |           







معما میونت چطوره               

 

حداقل تعداد تخم مرغی که زن روستایی میتوانست داشته باشد چند تا بود؟


در زمان قدیم که روستاییان محصولات خودشان را به میدان برای فروش می بردند. یک زن روستایی یک سبد تخم مرغ به میدان برد که بفروشد.

هنوز هیچ نفروخته بود که پای اسب یک سوار به سبد تخم مرغ زن خورد و بیشتر تخم مرغ ها شکست.

اسب سوار خیلی ناراحت شد و از روستایی پوزش خواست و حاضر شد پول همه آنها را بپردازد.

اسب سوار از روستایی سوال کرد: مادر جان چند تا تخم مرغ داشتی؟

زن در جواب گفت: نمی دانم ! اما وقتی آنها را دوتا دوتا بر میداشتم یکی باقی می ماند، وقتی سه تا سه تا بر میداشتم یکی باقی می ماند, وقتی چهارتا چهارتا بر میداشتم یکی باقی می ماند, وقتی پنج تا پنج تا بر میداشتم یکی باقی می ماند, وقتی شش تا شش تا بر میداشتم یکی باقی می ماند, اما وقتیکه هفت تا هفت تا بر میداشتم هیچی باقی نمی ماند.

اسب سوار حساب کرد و پول تخم مرغ های زن را داد.

 

سوال: کمترین تعداد تخم مرغی که زن روستایی میتوانست داشته باشد چند تا بود؟

منتظر جواب شما هستم . حساب کنید. خیلی راحت است

 


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:22 بعد از ظهر | |           







جوکککککککک               

 

بازم بچه ها و...

يه روز ماماني و بابايي داشتن هالو حولو... بچه ميبينه.فرداش به باباش ميگه:بابا چرا دو لنگ مامان رو به هوا بود؟باباهه ميگه:اخه فرشته ها ميخاستن مامانت رو ببرن بهشت.فرداش از سر کار زنگ ميزنه خونه.بچه گوشي رو ور ميداره.بابا ميکه چه خبر؟بچه ميگه:بابا.بابا فرشته ها ميخان مامان رو ببرن بهشت عباس اقا افتاده روش نميزاره

لطفا نظر بدید   


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:6 بعد از ظهر | |           







مصاحبه با خدا به سبک ما               

  خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

لطفا نظر بدید ممنون

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:56 بعد از ظهر | |           







گفتگو با بابا بزرگ ترش و شیرین                

 

تقدیم به همه پدر بزرگهای دنیا

 بقیه در  ادامه مطلب نظرات ...ممنون


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:52 بعد از ظهر | |           







درسهاي زندگي×جالبه×               

             درس اول        

            يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به
            مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو
            روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه...
            راهبه ميگه: پدر روحاني، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار... کشيش قرمز
            ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و
            کشيش موقع عوض کردن دنده، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده... راهبه
            باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب
            يه فحش ميده و بي خيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه... بعد از
            اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب مقدس روايت
            ۱۲۹ رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: ?به پيش برو و عمل خود را
            پيگيري کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي
            خواهي مي رسي?!
            نتيجه اخلاقي: اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي،
            فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي!

نظرات یادتون نره

 


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:48 بعد از ظهر | |           







در جهنم               

 


خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم  ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:36 بعد از ظهر | |           







*تعدادي sms عاشقانه توپ*               

  سلام به همه دوستان. اینم کلی sms عاشقانه که برای شما آوردم. و برای اطلاع شما هم میگم كه هيچ وبلاگ نويسي و هيچ دارنده سايتي نميتونه خودش sms يا جوك يا داستان يا هر چيز بگه و شايد از بين مثلا500 جوكي كه سايتش داره 10 تاشو خودش گفته باشه و بقيه اونارو از جاهاي و وبلاگهاي ديگه مياره منم بيشتر مطالب اين وبلاگو از سايت .www.3jokes.com

ميارم و تو وبلاگم ميزارم با تشكر.


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:31 بعد از ظهر | |           







توصیه های ،مخصوصه پسر هایی که زن گیرشون نمییاد!!؟               

 

1.اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرند (ولی چون در این کار استعداد ندارید بهتره دور اینکار را خط ِقرمز بکشید)

فقط پسرا بخوانند!!!!!!!!!!!!!

 

نظرات یادتون نره ضمنا دخترا بعد چند روز دیگر نوبت شماست تا حال پسرا را بگیرید


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:19 بعد از ظهر | |           







آنان كه مرگ را تجربه كردند "جالبه"               

  آنان كه مرگ را تجربه كردند "جالبه"

خيلي‌ها مي‌گويند دنياي پس از مرگ سرزميني رنگارنگ پر از نور و موسيقي است.
زني مي‌گفت: وقتي يك دختر بچه بودم دلم مي‌خواست بهشت را ببينم، تصميم گرفتم دعا كنم و از خدا بخواهم شايد بهشت را به من نشان دهد. مدتها از صميم قلب دعا مي‌كردم تا اين‌كه يك شب صدايي زنگ مانند را در گوشم شنيدم. صدا بلند و بلندتر شد تا اين‌كه تمام مغزم پر از اين صدا و ناگهان سكوت حكمفرما شد. همه‌جا تاريك بود گويي مخملي سياه همه‌جا را پوشانده بود

ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:59 بعد از ظهر | |           







تصاویر با مزه از حیوانات                

 

برو به ادامه مطلب


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:51 بعد از ظهر | |           







جوک با حال                

  بازم یه دنیا جوک

نظرات یادت نره برو به ادامه مطلب و حال کن

                        

                       


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:44 بعد از ظهر | |           







داستاني بسيار زيبا               

 

***اين داستان مهر مادري*** 

 ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد.پشت خط مادرش بود. پسر 
 با عصبانيت گفت:چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟مادر گفت: 20 سال قبل در همين    
 موقع شب تو مرا بارها از خواب از خواب بيدار كردي. فقط خواستم بگم تولدت مبارك پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد ,صبح سراغ مادرش رفت وقتي داخل خانه شد مادرش راپشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود.

*خوب نظر شما در باره اين داستانك چي بود حتما نظرتونو بگيد فقط دو كلمه يا خوب بود يا نبود پس منتظر نظراتون هستم*                     
  
 ***اميد وارم هميشه موفق باشيد وقدر مادرتونو هم بدونيد***


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:44 قبل از ظهر | |           







جملات قصار               

  زندگي کتابي است پرماجرا ، هيچگاه آنرا به خاطر يک ورقش دور مينداز

وقتي عاشق مي‌شيم تلاش مي‌کنيم چارديواري آدما رو بشکنيم بريم تو. يادمون ميره، چيزي که عاشقش شديم همون چهارتا ديوار بوده، نه آدم توش


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:40 قبل از ظهر | |           







جملات زیبا               

 

می دانم ،تمرین جدایی است قایم باشک

(شبگرد بیدار)

 

 

دارا و سارا هم خوشبخت شدند

در این عصر عاشقانه های روی جلد

حسود می شوم !

آقا...

شما دفتر ساده ندارین؟!

 

 

 

مشکلاتت را با مداد بنویس و پاک کنش را به دست خدا بسپار

 

 

در زندگی مثل زودپز باش هر وقت جوش آوردی، در کمال آرامش

سوت بزن.

 

 

خدایا! دوست بدار آنهایی را که دوستمان دارند و نمی دانیم،

و سلامت بدار آنهایی که را که دوستشان داریم و نمدانند...

 

 

 

عشق را از ماهی بیاموز که چه بی پایان آب را غرق بوسه های بی پاسخ می کند.

   برای کسب موفقیت آسانسوری وجود نداره باید از پله ها بالا رفت.

 

 نظرات یادتون نره

 

یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن و یا به اندازه تلاشهایت آرزو کن

 

 


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:29 قبل از ظهر | |           







اس ام اس های باحال                

  اس ام اس های باحال ، پیامك های باحال ، sms‌ باحال : با شماره 4962***0919
یه تریلی ارادت داریم خدمت شما ، خالیش كن تریلی بعدی تو راهه .

 

اس ام اس عاشقانه ، پیامك عاشقانه ، sms : ایمان تیرماهی با شماره 2855***0915
اگه دیدی گوشه قلبت سنگینی میكنه ، منو ببخش . . . . . . آخه من گوشه نشین قلبتم .

اس ام اس باحال ، sms باحال ، پیامك باحال : محمد از كرج با شماره 0039***0912
سپاس و ستایش دانشگاه آزاد را كه تركش موجب بی مدركی است و به كلاس اندرش مزید در به دری . هر ترمی كه آغاز میشود موجب پرداخت زر است و چون به پایان رسد مایه ضرر . پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترم شهریه ای واجب . . .


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:25 قبل از ظهر | |           







هجله               

  دنیایه خنده و شادی رو با ما حال کنید

پس ای ناقلاها برید به ادامه مطلب راستی نظرات ...ممنون میشم


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 0:6 قبل از ظهر | |           







<-PostTitle->

<-PostContent->

[+] نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostTime-> |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
سفارش قالب & داریوش قالبساز

<
دنیایه جوک و اس ام اس
دنیایه عاشقانه
راه وروش زندگی
داستانهای با حال
آرشیو موضوعی یادت نره
نظر هم یادت نره
قالب و كدهاي جاوا > JavaScript Codes