تبليغاتX
دنیای عاشقانه و سر کاری و جوک (SMS)







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



موزیک و سایر امکانات
 





براي رسيدن به تو               

 

براي رسيدن به تو

پا پيش گذاشتم

خودم را قسمت كردم

تو را سهم تمام روياهايم كردم

انصاف نبود

تو كه ميدانستي با چه اشتياقي

خودم را قسمت ميكنم

پس چرا

زودتر از تكه تكه شدنم

جوابم نكردي

براي خداحافظي

خيلي دير بود

خيلي دير

دوستان خوشحال میشم نظر بدید


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 10:40 قبل از ظهر | |           







یه دنیا اس ام اس های با حال               

 

فال حافظ، نیت کن!
...
...
...
...
به جهنم گر غمت پایان ندارد
به درک گر سرت سامان ندارد
بخندم من به این دنیای فانی
که ضایع تر از این امکان ندارد

حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی، یه کم عصبانیه! منظوری نداره


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:18 قبل از ظهر | |           







شايد آن روز كه سهراب نوشت                

 


شايد آن روز كه سهراب نوشت

 تا شقايق هست

زندگي بايد كرد

خبري از دل پر درد گل ياس نداشت

بايد اينجور نوشت:

هر گلي هم باشي


چه شقايق ..چه گل پيچك و ياس

زندگي اجبار است..

                                                                                                  

شيشه دل را شكستن احتياجش سنگ نيست

اين شقايق با نگاهي سرد  پرپرمي شود
       


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:9 قبل از ظهر | |           







وروزی باد خواهد برد               

 

 

وروزی باد خواهد برد

همه ی حرف ها را

همه ی شب ها را وروزها را

همه ی رازها را

آری باد خواهد برد

همه ی خاطره هارا

همه ی اشک ها را

همه ی لبخند ها را

وبادی سهمگین می برد با خود

همه ی عشق ها را

ولی نه

هیچ بادی

نبرد یاد تو را از دل من

یاد تو میخ شدست بر دل من!


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:45 قبل از ظهر | |           







عشق چیست؟؟؟؟               

   

روزی روزه گاری جوانه چوپانی زندکی میکرد.که تمامه فکر و زکرش بر این بود که روزی بتواند گنج  را پیدا کنددر

طی کل داستان اتفاقات متعددی روی داد و آن جوان را مجبور به مبارزه بپرداخت

بقیه در ادامه مطلب

نظزات یادتون نره


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:20 قبل از ظهر | |           







یه کم حال کنید               

 


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:15 قبل از ظهر | |           







راه رفتن               

 

 

مردی بود که زنش را خیلی خیلی دوست داشت

اما آن زن مردش را خیلی خیلی دوست نداشت

صبح که مرد سر کار می رفت

یک دسته هزاری به زن می داد

و نیمه شب که زن به خانه بر می گشت

یک دسته یونجه جلوی مرد می انداخت.

 

از این انشاء نتیجه نمی گیریم که عشق چیز بدیست

بلکه نتیجه می گیریم که عقل چیز خوبی ست.

 

از کتاب "راه رفتن روي زمين"


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:12 قبل از ظهر | |           







راه مقابله با استرس چیست؟               

 

كنترل استرس
آموزش كنترل استرس یك فرآیند سه بخشی است: نخست نشانه ها و علت ها را تشخیص می دهید. سپس مهارت های كنترل را می آموزید و در مرحله سوم، می آموزید كه آن مهارت ها را چگونه به كار ببرید. چگونگی برخورد شما با استرس به منشاء آن بستگی دارد: اگر علت آن مسئله ای خارج از كنترل شماست، تنها چاره می تواند آموزشِ پذیرش باشد. در مواقع دیگر، مهارت های برخورد با آن می توانند به شما كمك كنند كه وضعیت را تغییر دهید. برای كنترل استرس، چهار دسته از مهارت ها باید آموخته شوند:
1-
مهارت های آگاهی

بقیه رو بدو به ادامه مطلب

نظرات یادتون نره               


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 0:23 قبل از ظهر | |           







سه تا عکس جالب از سبیل جان خواننده ترکیه               

  وای عجب عکسهای با حالی سریع بدو به ادامه مطلب

اگه نظر بدین این پست محفوظه عزیز دل جانم


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 0:13 قبل از ظهر | |           







در آخرین لحظه دیدار                

 

در آخرین لحظه دیدار به چشمانت نگاه کردم

گفتم بدان آسمان قلبم با تو یا بی تو بهاریست

همان لبخندی که توان را از من میربود برلبانت زینت بست

و به آرامی از من فاصله گرفتی بی هیچ کلامی

من خاموش به تو نگاه میکردم

و در دل با خود میگفتم:

ای کاش این قامت نحیف فقط لحظه ای فقط لحظه ای می اندیشید که

اسمان بهاری یعنی ابر...

باران ، رعد و برق و طوفان ناگهانی

و این جمله ، جمله ای بود بدتر از خواهش...

برای ماندن و تمنایی بود برای با او بودن

تکرار میکنم ....

برای ماندن و تمنایی بود برای با او بودن............

   دلم گرفته

   دوستان نظرات یادتون نره


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 0:8 قبل از ظهر | |           







10 راز ابراز علاقه               

                         

۱- به جای انکه از روی در ماندگی رمانتیک باشید با چشمان باز و امیدوارانه رمانتیک باشید.
2- به خاطر داشته باشید خوشحالی و خوشبختی چیزی نیست که مالکش باشید.خوشبختی یک مهارت است . خوشبختی را نمی توانید به چنگ آورید. خوشبختی را هنگامی تجربه خواهید کرد که بیاموزید در هر لحظه چگونه زندگی کنید.
3- چنانچه خواهان آن هستید که عاشق باشید. می بایست نخست عشق را در درون خود جسته و یافته باشید. فقط در این هنگام است که عشق را در دیگری نیز خواهید یافت.
4- به ازدواج خود مانند راهی متحول کننده و سفری که در بردارنده رشد و تغییر شخصی است بنگرید . گام برداشتن در این مسیر برای شما و همسرتان نیرو استحکام , پایمردی و بردباری به همراه خواهد آورد تا بتوانید سفر عشق را دو شادو ش یکدیگر بپیمایید.
5- به همسرتان توجه و علاقه نشان دهید و هرگز از یاد مبرید که چرا عاشق او شدید.
6- به همسرتان کمک کنید شما را بیشتر و بهتر دوست داشته باشد. با در میان گذاشتن خواسته های پنهان و نیز درونی ترین و عمیقترین نیازهایتان با او کمکش کنید تا شما را خوشحال کند.
7- به بیان این نکته که عاشق همسرتانید اکتفا نکنید. به او بگویید چرا دوستش دارید و به او عشق می ورزید.
8- اعجاز و وفوری را که همسرتان با عشق خود به زندگیتان آورده شکر گزار باشید.همانا او کلید ورود شما به بهشت روی زمین است.
9- به خاطر داشته باشید ازدواج به شما کمک می کند تا هر آنچه را در شما دوست داشتنی نیست بهبود بخشید.
10- پایبندی خود را ازدواجتان هر روز تمدید وتجدید کنید . آن را قوی تر و عمیقتر از روز قبل سازید. این امر رابطه شما را از یک دوستی و یا موانست به یگانگی و الحاقی حقیقی و کم نظیر بدل می سازد که یک یک اعمال و حرکات شما را از معنا و مفهوم آکنده می سازد.
همواره مراقب چهار نشانه هشدار دهنده در مورد ازدواج باشید:
مقاومت, مخالفت, جبهه گرفتن
بی میلی, دلخوری , انزجار
طرد کردن , رد کردن , نپذیرفتن
واپس زدن , سرکوب کردن و سرخوردگی

 

دوستان نظرات یادتون نره


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 8:57 بعد از ظهر | |           







قالب وبلاگ               

  دوستانی از من خواسته بودند تا قالب این وبلاگ را برایشان بذارم برای دیدن قالب های زیبا اینجا کلیک کنید که قالب وبلاگ من با قالب زرد هم همون جاست

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 8:49 بعد از ظهر | |           







تعدادي SMS عاشقانه و زيبا توپ               

 

اگر دورم ز ديدارت کمال بي وفايي نيست، وفا آنست که نامت را هميشه روي لب دارم

 توصيه من به جوانان سه چيز است 1. كار و 2. كارو 3. كار ( اديسون)   

 آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس
سعي كن خودتو جلوي ديگران تند
تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش مي رن  
سر يه كتاب ديگه

 آلبرت هوبارد می گويد : براي اينكه از تو انتقاد نكنند نه كاري كن نه 
 حرفي بزن و نه كسي باش...

جك كانفيلد می گويد : «ديوانگي» ادامه دادن همان رفتار هميشگي و انتظار
داشتن نتيجه متفاوت است

عاشقی والاست تنها حرف نیست
محتوا عشق است، حرف ظرف نیست
عشق تنها عشق باقی هيچ نیست
 هر که جز این گفت تنها مدعی است

 گفته بودي که چرا محو تماشاي مني؟
 آنقدر مات که حتي مژه بر هم نزني!
 مژه بر هم نزنم تا ز دستم نرود
 ناز چشمان تو به قد مژه بر هم زدني!

زیبا ترین جمله...ساده و بی آرایه اما زیبا، شیرین و پر محتوا....
دوستت دارم...

 آرزوهايم زير انبوهي از خاکستر هنوز نفس مي کشند... هنوز شعله ورند...
 نسيم مهرباني تو کي مي وزد؟؟

هرچه قفس تنگ تر باشد، آزادي شيرين تر به نظر مي رسد

 مردان شجاع فرصت مي آفرينند و ترسوها و ضعيفان منتظر فرصت مي نشينند

 افتادن در گل و لاي ننگ نيست ، ننگ اين است که آنجا بماني

يك امروز، ارزشِ دو فردا را دارد

من به پايان دگر نمي انديشم... که همين دوست داشتن زيباست

  1. هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نمي توني حفظش کني، چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات رازت رو نگهداره                       
  2. سعی کنيد آن چيزی را که دوست داريد بدست اوريد، وگرنه بايد آن چيزی را که بدست مياوريد دوست بداريد

بعضي فکر مي کنند این منصفانه نيست که خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است.بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته.
 گلای من نظرات یادتون نره


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:44 قبل از ظهر | |           







به خودتان باز می گردد               

 

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 2:32 قبل از ظهر | |           







مادر               

 

یه عمری بار غربتها کشیدن-

به دشت نامرادیها دویدن-

 

میان گریه ها در خواب رفتن-

ز خواب غربت از وحشت پریدن

 

به نا کامی از این دنیا گذشتن-

همه عمر از ندامت لب گزیدن-

 

به کنج بی کسی تنها نشستن-

اجل را پیش چشم خویش دیدن-

 

بسی سخت است وزین ها جانگدازتر-

صدای گریه مادر شنیدن   


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:45 قبل از ظهر | |           







دیشب               

 

 

دیشب بار دیگر

نخوابیدم و به آسمان تاریک و پر ستاره خیره شدم

وقتی آسمان سیاه پوش شب را دیدم

و چشمهای منتظر در آسمان که چگونه اشک, درخشانشان کرده بود

همچون ستاره ای می درخشیدند و همه آن ها را با ستاره ها اشتباه می گرفتند

طاقت نیاوردم و با آرامشی سرد در نسیم آرام شبهای تابستان

اشک ریختم و اشک ریختم

از لبه ی پنجره بالا رفتم

آغوشم را باز کردم

نسیم آرام شب

با صدای ماشینهایی از دور دست

و صدای کولر های خانه ها که کار می کردند

آرامشم را از پیش بیشتر کرد

همه بودند و جز من با من کسی نبود

اشک ریزان ولی شاد و خوشحال

کم کم پاهایم سست می شدند

آغوشم باز تر می شد

نسیم شب پوست خیس خورده ی صورتم را نوازش میداد

صدا های دور دست و نزدیک آرامم می کردند

سبک ترین فرد روی زمین بودم

دیگر هیچ چیز سخت نبود حتی زندگی!

شاد ترین لحظه ی عمر من بود

مشکلات پایان یافته بود

به هر کجا که می خواستم, می توانستم پرواز کنم

من غول زمین بودم

قدرتمند

شاد

آرام

سبک

پیروز

 

                          

نظرات یادتون نره


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:26 قبل از ظهر | |           







زشتها باید بمیرند؟               

 

زشتها باید بمیرند

چشمانم در وياري هميشگي

و تهوعي گنديده

مرا بالا مي آورد

رنجي شلاق زنان

در بند مي کشد ثانيه هاي بيمارم را

و

زشتي ها سخن مي گويند

از  زيبائي زشتشان

پاهايم را ببين  ! !

فته  در گيوه هاي فرسوده اي

که قرنهاست

باور بودارعشق

را در آغوش رخوت خود

به اين سو و آن سو مي کشد

و تزلزل دستاني سرد

کودکيم را بر سر راه ميگذارد !

بيهوده باد مي وزد در اين غربت سراي خاك

هدر داده ام زندگي ام را اندك اندك

مرگ سزاوار من است

 زشتها باید بمیرند.


آبان۸۶

(از کتاب راه رفتن روی زمین)

 


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 3:36 بعد از ظهر | |           







برنامه‌نويس و مهندس یه داستان واقعی با حال               

 

برنامه‌نويس و مهندس

يک برنامه‌نويس و يک مهندس در يک مسافرت طولانى هوائى کنار يکديگر در هواپيما نشسته بودند. برنامه‌نويس رو به مهندس کرد و گفت: مايلى با همديگر بازى کنيم؟ مهندس که مي‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رويش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشيد. برنامه‌نويس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما يک سوال مي‌پرسم و اگر شما جوابش را نمي‌دانستيد ۵ دلار به من بدهيد. بعد شما از من يک سوال مي‌کنيد و اگر من جوابش را نمي‌دانستم من ۵ دلار به شما مي‌دهم.

بفیه در ادمه مطلب


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 12:21 بعد از ظهر | |           







خر كيف شدن خانوما يعنى .....               

 

 

خر کیف یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دو نفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن:" نه اینجا نیست... اینا بچه های کارشناسی ارشدن!"

 

خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!

 

خر كبف يعنى اين كه يه لپ تاپ مى گيرى دستت اما 2 قرون سواد ندارى بهت بگن خانوم مهندس!

 

خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی، اونوقت وقتی می خواد پیاده شه بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه :مرسی خانوم دکتر!


خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه!

 
خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!

 
خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده، ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعت ها تو اینترنت بچرخی!

 
خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلاً نپرسه که چرا این قدر رقمش نجومی شده!

 

خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!

 
خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!

 

خر کیف یعنی دانشجو نباشی، ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!

 
خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره تلفن و یا حتی گوشی طرف!)

 

خر کیف یعنی تو دانشگاه همراه دوستت داری میری، ولی پسر همکلاسیت فقط به تو سلام می کنه!

 
خر کیف یعنی یه جا با یه نفر هم صحبت شی و رمانتیک بگه:" از قیافه تون معلومه که
دانشجویین!"

 

خر کیف یعنی توی مهمونی باشی و یکی از خانومای باکلاس و کار درست فامیل صدات کنه: خوشگل خانوم!

 
خر کیف یعنی یک منشی با مدیر عامل شرکت ازدواج کنه!

 
خر کیف یعنی بین کلاس 12 تا 2 و کلاس 2 تا 4 خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی و بری باهاش ناهار بخوری!

 
خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!

 
خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون بیش تر شه!

 
خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچ کس جز تو نتونه جواب بده!

 

خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو جا بذاره!

 آقایون فرصت با شماست نظر بدید


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 12:15 بعد از ظهر | |           







ooجوک خنده دار               

 

آقاهه میره اصفهان کارخانه لیوان و بشقاب یک بار مصرف می زنه،بعد از شش ماه ور شکست می شه!

 

_دختر و پسری مشغول چت در اینترنت هستند.

پسر:تو احتمالا خیلی خوشکلی !

دختر:به چه دلیلی این طور فکر می کنی

پسر:خوب، طبیعت حتما" این خنگی تو را به نحوی باید تلافی کرده باشد!!!!

اینبار با یه دنیا جوک نظرات یادتون نره

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:52 قبل از ظهر | |           







داستان كوتاه ××خيلي قشنگه ××               

 

 

يه روزگاري تو يه گوشه از اين دنياي نامرد يه دختر كوري بود كه دختره يه دوست پسري داشت كه هر دوتاشون عاشق هم بودن و دختره هميشه به پسره ميگفت اگه من

كور نبودم وچشمامو داشتم هميشه با تو ميموندم وهميشه با تو بودم ، بعد از چند

وقت يكي پيدا ميشه كه به دختره چشماشو بده ، و وقتي دختره بينايشو به دست مياره

با شوق ميره كه اون دوست پسرشو ببينه و وقتي ميبينه كه پسره كوره دختره شوكه ميشه و به پسره ميگه برو من تو رو نميخوام ، پسره با بغض و ناراحتي ميگه باشه من ميرم ولي  تو هم مراقب چشماي من باش و خوب ازشون مراقبت كن.

 

                                            

*** داستانهاي خود رو برام بفرستيد تا به اسم خودتون بزارمش تو وبلاگ***

آدرس ایمیل من omideeeeee@.com و یا از طریق نظرات

 


 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 1:31 قبل از ظهر | |           







زبان بیمار               

  حرفهای منحصر به فرد از زبان یک بیمار

در ادامه مطلب

نظرات یادتون نره


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 0:42 قبل از ظهر | |           







تصاویر جوک               

                         

 عزیزان دل برادر صبر نکنید برید به ادامه مطلب


ادامه مطلب

 
 

[+] نوشته شده توسط امید در 0:21 قبل از ظهر | |           







<-PostTitle->

<-PostContent->

[+] نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostTime-> |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
سفارش قالب & داریوش قالبساز

<
دنیایه جوک و اس ام اس
دنیایه عاشقانه
راه وروش زندگی
داستانهای با حال
آرشیو موضوعی یادت نره
نظر هم یادت نره
قالب و كدهاي جاوا > JavaScript Codes