تبليغاتX
دنیای عاشقانه - عمومی

دنیای عاشقانه

دنیایه عاشفانه ها



"سوپاترا ساسوفان" از اینکه نام "پرموترین دختر بچه جهان" را برایش انتخاب کرده اند، بسیار خوشحال است زیرا در کل دوران زندگی اش از جانب همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار گرفته و با نامهایی مانند "صورت میمونی" یا "دختر گرگ نما" خوانده می شده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، اکنون نام این دختر در کتاب رکوردهای گینس به ثبت رسیده و همین موضوع به محبوبیت سوپاترا در مدرسه کمک فراوانی کرده است. او می گوید: مردم زیادی برای به ثبت رسیدن در این کتاب تلاش فراوانی می کنند اما من تنها به چند سوال پاسخ دادم و نامم در گینس ثبت شد.

سوپاترا از اهالی تایلند بوده و به بیماری پرمویی یا Hypertrichosis که در اثر اختلال ژنتیکی به وجود می آید، مبتلا است. پیش از شناسایی این بیماری که به سندروم "امبارس" نیز شهرت دارد، به مبتلایان آن "گرگ نما" گفته می شد. بر روی صورت، گوشها، بازوها، پاها و پشت سوپاترا تارهای ضخیم و فراوانی از مو رشد می کند به شکلی که حتی لیزردرمانی هم نتوانسته است رشد این موها را متوقف کند.

هرچه سوپاترا بزرگتر می شود، ضخامت موهای صورتش نیز بیشتر می شود و از این رو مادر سوپاترا هر روز باید موهای صورت او را کوتاه کند.

با وجود اینکه بیشتر مبتلایان به بیماری خود را از دید عموم پنهان می کنند سوپاترا به تدریج توسط جامعه پذیرفته شده و به کودکی محبوب و اجتماعی تبدیل شده است. وضعیت غیرعادی او از حضور سوپاترا در فعالیتهای اجتماعی روزانه جلوگیری نکرده است. سوپاترا به درس ریاضی علاقمند بوده و دوست دارد در آینده پزشک شود تا بتواند به افراد آسیب دیده کمک کند تا درمان شوند.

پدر و مادر سوپاترا می گویند: زمانی که سوپاترا را به خانه آوردیم تا از او نگهداری کنیم، همسایه ها به ما گفتند چه گناهی انجام داده اید که چنین مجازاتی داشته است؟ اما طبیعت دوست داشتنی این کودک به تدریج همه را به سوی او جذب کرد.

بر اساس تلگراف، پزشکان تلاش کردند زمانی که سوپاترا دو ساله بود با استفاده از لیزردرمانی رشد موها را متوقف کنند اما تلاشهای آنها هیچ تاثیری نداشت و اکنون پزشکان در انتظار دستگاه لیزری جدیدتری هستند تا شاید بتواند سوپاترا را برای همیشه درمان کند.



نوشته شده در چهارم شهریور 1389ساعت 2:8 بعد از ظهر توسط امید | |

ا
 

 

ای ماه خدا! در تقویم دل ما خاطره هیچ ماهی به سرخی تو نیست! سلام خدا بر تو و بر ستارگانی که بر گردت حلقه زده اند! و سلام خدا بر خورشید فروزانی که در خود
ای ماه خون! بار دیگر از راه میرسی و با نسیم گرم کربلایی، قصه آلاله های سرخ را به گوش جان می رسانی. دوباره سکوت تاریخ را درهم می شکنی و بغض ناله را از تنگنای حنجره ها آزاد می کنی. بانگ چاووش کاروانت به گوش می رسد و شیدائیان را دوباره به مهمانی شور و حماسه فرا می خواند و جان عشاق را از جام گریه سرمست می کند.

و سلام بر محرم الحرام، ماه آغازین سال هجری قمری!

محرم راز دل بلاجویان و حرم مصفای اهل دل است، محرم نقطه پرگار اهل ولایت، محرم کتاب خون و شهادت، شور و شعور و کتاب عشق و شکوه شقایق شیدایی و کتاب غلبه نور بر ظلمت و جهل و نادانی است.

محرم ماه حماسه و شجاعت و جوانمردی، ماه ظلم ستیزی و مبارزه با تبعیض و ذلت است. محرم ماه امر به معروف و نهی از منکر و جمیع منکرات است.

و سلام بر حسین! سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا
و سلام بر حسین! نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید، عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.

سلام بر حسین! که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت.
سلام بر حسین! سالار همه ناشران عقیده و جهاد و سلام برحسین سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.

حسین، عاشورا را آفرید و عاشورا حسینیان زمانه را، حسین خود را در بلا افکند تا ولا و ولایت به معنا بنشیند «البلاء للولا» با خون حسین تفسیر شد و مسجدالاقصی و کعبه هدی با خون حسین بقا یافت. حسین چون کتابی بی شیرازه، جسمش را به دم تیغ جباران سپرد تا شیرازه قرآن را مستحکم گرداند. حسین با خون خود عدالت، مظلومیت و عبودیت را عاشقانه تعبیر کرد.

حسین همه را به تلاش و مبارزه برای دستیابی به حقیقت زندگی فرا خواند. چرا که پیام کربلا و عاشورا پیام حریت، عدالت، عزت و سرافرازی است و نباید این اهداف بزرگ در مکتب حسین فراموش شود. اگر این اهداف نادیده گرفته شود فلسفه عزاداری و به تبع آن راه حسین(ع) فراموش خواهد شد. حسین بر ما آموخت که چگونه، عقیده را پاس بداریم. او راه جاودانگی معنوی و مردی را از راه درست و اصولی ترسیم کرد. پس بر او سلام باد

لب تشنه ام از سپــــــــــــــــــــیده آبم بدهید،

جامی ز زلـــــــــــــــــــال آفتابم بدهیـــــــــــــد،


من پرسش سوزان حسیـــــــــــــــــــنم یاران،


با خنجـــــــــــــر عشق جوابم بدهیــــــــــــــــد

نوشته شده در هفدهم دی 1387ساعت 3:30 بعد از ظهر توسط امید | |

 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

عکسها رو در اینجا ببنید


ادامه مطلب
نوشته شده در شانزدهم دی 1387ساعت 2:20 بعد از ظهر توسط امید | |

 

 

می شود با.یک شقایق .لاله زاری را کشید

در میان .یک زمستان نو بهاری را کشید

می توان با قطره ای از خون سرخ هر شهید

در دل شب .آفتاب بیشماری را کشید

می توان با رنگ وبوی نام گلگون حسین

تا قیامت .نقش پاسداری را کشید

می توان با دست های آن علمدار رشید

در دل تاریخ عکس جان نثاری را کشید

در نگاه سرخ رنگ آفتابی در غروب

غربت تنهایی یک تکسواری را کشید

در هوای آن عطش در آن کویر داغ داغ

در کنار آن شهیدان .لاله زاری را کشید

می شود با کربلا .نام زیبای حسین

بر در ودیوار عالم .یادگاری را کشید

می شود با نام زینب در ضمیر روزگار

نقش های مادران استواری را کشی

این پست را دوست عزیزم الهام برام تو نظرات نوشته بود

که گفتم برای شما هم بنویسم

آدرس همین جاست

نوشته شده در دوازدهم دی 1387ساعت 3:37 بعد از ظهر توسط امید | |

پزشکان چینى به دنبال راه حلى براى زنده نگه داشتن کودک پنج ساله چینى هستند که از هنگام تولد با قلب بیرون از بدن به دنیا آمده است.

به نوشته شینهوا پزشکان زنده ماندن «ژانگ ویوآن» را نوعى معجزه مى دانند. به گفته رئیس مرکز پزشکان چین این نوع تولد بسیار نادر بوده و از هر یک میلیون کودک با قلب بیرون از بدن، تنها پنج کودک زنده مى مانند.

پسر بچه تاکنون بارها توسط پزشکان متخصص قلب و عروق و اطفال مورد معاینه قرار گرفته تا علت اصلى زنده ماندنش مشخص شود.

سخنگوى بیمارستان مرکزى چین در این باره گفت: هنوز مطمئن نیستیم که بتوان با استفاده از عمل جراحى، قلب این کودک را به داخل بدنش بازگرداند؛ چرا که قلب پسر بچه در جاى اصلى خود قرار نگرفته است.

والدین این کودک که هر دو زباله جمع کن هستند، پیش از این، کودک را نزد پزشک نبرده و تنها با یک پوشش بر روى قلب وى، از مرگش جلوگیرى کرده و به او اجازه بازى کردن با کودکان دیگر را نمى دادند.

جامعه پزشکى چین متعهد شده، نیمى از مخارج و هزینه هاى عمل قلب این کودک را بپردازد.

نوشته شده در چهارم اسفند 1386ساعت 10:16 بعد از ظهر توسط امید | |

نقاشی های زیبا از طبیعت که برای مشاهده آنها کافیست بر روی ادامه کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در بیستم خرداد 1386ساعت 7:48 بعد از ظهر توسط امید | |

هیچ‌کدام از ما انسان‌های معمولی،  کامل نیستیم. هر یک از ما ممکن است در یک یا چند زمینه خاص، برتری‌هایی بر دیگران داشته باشیم اما در زمینه‌های دیگر ممکن است از دیگران عقب‌تر باشیم. برای خیلی‌ از ما حداقل در دوره‌ای از زندگی، این سوال و دغدغه پیش آمده که آیا کسی یا کسانی هستند که با نگاه کردن به آنها و اقتباس از تفکر و رفتارشان بتوانیم مسیر زندگی و پیشرفت‌مان را مشخص‌تر کنیم و با خیال راحت‌تر و بهتر آن را بپیماییم؟ «الگو» به فردی گفته می‌شود که به دلیل برتری ویژه‌اش در برخی خصوصیات و توانمندی‌ها، در جایگاهی بالاتر از عموم جامعه قرار می‌گیرد و موفقیتی که او در تقویت این توانمندی‌ها کسب کرده به عنوان هدفی برای سایر افراد جامعه قرار می گیرد تا در راه رسیدن به آن تلاش نمایند. هیچ لزومی ندارد دنبال افرادی باشیم که همه صفات مثبت را داشته باشند . برای الگوگیری باید ابعادی از زندگی را که برایمان مهم است، مشخص کنیم و بین یک تا 10 به خودمان در این ابعاد امتیاز بدهیم. اگر وضع‌مان در آن زمینه خوب بود، امتیاز بالاتر (نزدیک به 10) و اگر بد بود، امتیاز پایین‌تر (نزدیک‌تر به 1) بدهیم. در هر بعدی که امتیازمان کم بود، حتما باید به دنبال الگو باشیم. این ابعاد می‌تواند شامل موارد زیر باشد: بعد علمی، بعد اعتقادی، بعد اجتماعی و روابط خانوادگی، بعد شغلی و رضایت از کار، بعد اقتصادی و رفاه در زندگی، بعد سلامت جسم، روان و روح.

چه بهتر که دنبال الگو یا الگوهایی باشیم که در چند بعد از ابعادی که مدنظرمان است، موفق باشند اما اگر چنین فردی به راحتی پیدا نمی‌شود، هیچ ایرادی ندارد که مثلا در بعد علمی، یک فرد یا چند فرد برایمان الگو باشند و در بعد سلامت فرد دیگر و در بعد اعتقادی و مذهبی، شخص دیگر.

الگوی خوب یعنی که؟

آنچه یک الگو را تبدیل به یک الگوی مناسب و مفید می‌سازد شامل این موارد است:

• فرد «الگو» معمولا خودش یک عضو از جامعه خودمان است. (البته این قضیه، قانون متقن نیست.)

• فرد «الگو» از مسیرهای رایج و مرسوم توانسته است موفقیت خود را کسب کند، نه از روش‌های نامتعارف و غیرعادی.

• یک فرد الگو، در زوایای مثبت زندگی‌ توانسته است به موفقیت دست یابد. مهم آن است که الگوهایی که از آنها یاد می‌کنیم، دارای صفات مثبت در موفقیت‌های زندگی باشند.

• یک فرد الگو، فردی است که در رفتار و گفتار روزمره‌اش به راحتی می‌توان زوایای امید را مشاهده کرد؛ حتی اگر در شرایطی آنها را ببینیم که در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات روزمره هستند.

• این گونه افراد، معمولا با کمک و همراهی دیگران و با حضور مثبت در کارهای گروهی و پرورش توانایی‌های خود در زمینه کار تیمی و فعالیت کردن با دیگران، توانسته‌اند گام‌های مثبت بردارند.

• یک فرد الگو، ابایی ندارد که موفقیت‌های خود را در اختیار دیگران بگذارد و راه رسیدن به آن را به دیگران بیاموزد.

موفقیت
چگونه یک الگوی مناسب انتخاب کنیم؟

چند نکته مهم و کاربردی در انتخاب الگو نهفته است که خصوصا برای الگوپذیری کودکان و نوجوانان ارزش زیادی پیدا می‌کند:

• الگوها باید افرادی از بطن جامعه و ترجیحا نزدیک به فرهنگ، آداب و عوامل اجتماعی خودمان باشند تا ارزش الگوپذیری از او پر رنگ تر‌شود.

• باید به خودمان و دیگران بیاموزیم که اگر فردی را در یک زمینه به عنوان الگو انتخاب کردیم و آن وقت دیدیم که در زمینه‌های دیگر دچار نقص و ناتوانی است، این دلیل بر کم‌ارزش بودن جنبه‌های مثبت مورد نظرمان نیست.

• الگوی انتخاب‌شده باید تا حد امکان در دسترس باشد تا بتوان هر از چند گاهی چهره او را (ترجیحا به صورت حضوری) دید و یا با او به صحبت نشست و یا درباره او صحبت کرد و یا مطلبی راجع به او مطالعه کرد.

• تا حد امکان باید به صورت شفاف مشخص کرد که الگویی که برای خود انتخاب کرده‌ایم، چه هدف‌هایی را برای خود مشخص کرده، چگونه این اهداف را به واقعیت تبدیل کرده، چگونه تلاش کرده و چه‌طور مشکلات را شناسایی کرده، چه نقاط ضعفی را در خود برطرف کرده، از چه کسانی و چه چیزهایی کمک گرفته است.

• در مرحله بعدی باید به صورت دقیق و شفاف مشخص کرد که در این زمینه‌هایی که اطلاعاتش را از فرد به دست آوردیم، خودمان چه تفاوتی با او داریم. آن وقت هدف‌گذاری باید با توجه به قابلیت‌ها، امکانات و شرایط خودمان انجام شود.

• بهتر است آنچه را که از الگویمان می‌آموزیم، یادداشت کنیم. نوشتن این موارد، هم کمکی است به شفاف‌تر شدن موضوع برای خودمان، هم برایمان مشخص می‌کند که کجا را درست رفته‌ایم و کجا را اشتباه و ضمنا ذخیره‌ای می‌شود.

 • هر از چند گاهی باید الگوهایی را که برای خودمان انتخاب کرده‌ایم، مجددا بررسی کنیم.

 با الگوی انتخاب شده نباید به شکل مقایسه منفی برخورد کرد، یعنی اینکه باید نقاط مثبت و دستاوردهای او را شناخت و با هدف‌گذاری صحیح به سمت آن حرکت کرد. حرکت کردن در این مسیر هم خودش نوعی موفقیت است.
منبع:تبیان
نوشته شده در دوم بهمن 1385ساعت 2:25 قبل از ظهر توسط امید | |

 

1.     خوشبختی واقعی زمانی حاصل می شود كه خود را وقف رسیدن به هدفی كنیم.

2. خوشبخت ترین و كارآمدترین انسان ها كسانی هستند كه كاری را  انجام می دهند كه احساس می كنند واقعاً تغییری در دنیا ایجاد می كند.

3.    زندگی خود را آسان كنید.؛ مدام به دنبال راه های حذف كارها و فعالیت های غیر ضروری باشید.

4.    مردم درست به همان اندازه خوشبخت اند كه خودشان تصمیم می گیرند.

5.    سعی و سعادت  دو چیز هستند كه همیشه در پی هم می آیند.

6.    زندگی را آن طور كه هست ببینید نه آن طور كه  دوست دارید باشد.

7.    شادی و خوشبختی ، پیشرفت مستمر در تحقق یك هدف یا ایده ارزشمند است. هر روز برای دستیابی به هدف های خود قدمی بردارید.

8.    اگر فكر می كنید برای شادی و خوشبختی شما باید فرد دیگری تغییر كند محكوم به شكست هستید.

9.    بخش عظیمی از شادی و خوشبختی شما ناشی از داشتن روابط  خوب  با دیگران است. مراقب نحوه معاشرت خود با دیگران باشید.

10.    میزان خوش بینی شما بستگی به این دارد كه مسائل را چطور برای خود توجیه می كنید . تفكر مثبت داشته باشید تا احساس خوشبختی كنید.

11.   دوست داشتن بدین معناست كه خوشبختی خودمان را در خوشبختی دیگران بدانیم .

12. آنچه معمولاً ما را به تدریج سست می كند و خوشبختی مان را مسموم می سازد این است كه احساس می كنیم به زودی خسته می شویم و به پایان آنچه برایمان جذاب استمی رسیم.

13.از زندگی خشنود باشید، زیرا به شما فرصت دوست داشتن، كاركردن، بازی كردن و نگاه كردنبه ستارگان را می دهد.

14.    خوشبختی وقفه ای است دربین دوره های تیره روزی.

15.   اعمال خودرا خالص كنید تا سعادتمند شوید.

16.تفكر، انسان را به نیكی و نیكوكاری دعوت می كند.

17.   كوشش كنید زندگی را با شادی و شعف سپری ساخته و شگفتی های آن را لمس و احساس كنید.

18.وقت گرانبهای خود را صرف این پرسش نكنید كه چرا جهان بهتر از این نیست؟ این كار فقط اتلاف وقت است.از خود بپرسید كه چگونه می توانم آن را بهتر كنم؟و با جواب دادن به آن ، راه رسیدن به خوشبختی را هموار كنید.

19.بزرگ ترین ثروت زندگی سرور است. زیرا با سرور می توانیم بهترین خدمت را به خدا و همچنین به خودمان بكنیم. شاید بتوان گفت كه سرور تنها هدف زندگیو مایه خوشبختیماست.

20.بیم،آنجا است كه دلبستگی باشد. از دلبستگی چشمبپوش تا نیك بخت شوی .

 

منبع: تبیان

نوشته شده در دوم دی 1385ساعت 2:23 قبل از ظهر توسط امید | |

 

ارتباط احساسی، مجموعه‏ای از احساسات فردی‏ست که کنار هم جمع می‏شود تا بین دو نفر پیوند برقرار کند. واژه‏ی «احساسی» به معنی برانگیختن احساسات بسیار است. این احساسات می‏تواند عصبانیت، غم، لذت، عشق یا یکی از هزاران حسی باشد که انسان‏ها تجربه می‏کنند. «ارتباط»، پیوندی‏ست با فرد یا چیزی دیگر. ممکن است شما با کسی که احساس قوی نسبت به او دارید یا عاشقش هستید، در یک رابطه باشید اما او با شما احساس دوری نماید و به ندرت در مورد احساساتش با شما صحبت کند. این نوع روابط، روابط دوستانه یا زندگی کردن کنار یکدیگر است. بدون ارتباط احساسی قوی، چنین روابطی، خیلی زود از هم پاشیده می‏شود زوج‏هایی که سعی می‏کنند در حد توانشان، بیشتر درباره‏ی همدیگر بدانند، رابطه‏ای احساسی بینشان ایجاد می‏شود.

نشانه‏ی حقیقی وجود یک ارتباط احساسی، این است که هریک از دو نفر، دیگری را به درون خود راه بدهد.

از طریق مکالمه‏ی محبت‏آمیز و همراه با تفکر، به پیچیدگی‏های درون هم پی می‏برید و در می‏یابید که چه چیز موجب شادی طرف مقابل‏تان می‏شود، چه چیز عصبانی‏اش می‏کند و چه‏چیز او را به اوج لذت می‏رساند.

نشانه‏ی حقیقی وجود یک ارتباط احساسی، این است که هریک از دو نفر، دیگری را به درون خود راه بدهد.

وقتی دو طرف، احساسات خود را با هم در میان نگذارند، ازدواج، سخت و طاقت‏فرسا خواهد بود. در این صورت، عصبانیت، خشم و اختلاف پدید می‏آید و فقدان اعتماد، زندگی زناشویی را دچار آشفتگی می‏کند. اگر فکر می‏کنید ارتباط احساسی بین شما و همسرتان از بین رفته، باید به دنبال دلیل آن باشید؛ آیا گناهی نابخشودنی‏ست که چنین فاصله‏ای میان شما انداخته؟ شاید در عصبانیت، چیزی گفته شده یا کاری انجام شده که منجر به درد جسمی و احساسی شده است. در همین زمان‏ها، موضوع «انکار» هم پیش می‏آید تا همه‏چیز را برای ساختن دوباره‏ی آن پیوند احساسی، سخت‏تر سازد. اگر خواهان سالم‏ترین رابطه‏ی ممکن هستید، باید بدانید که چطور یک پیوند احساسی عمیق و قوی بین خود و طرف مقابل‏تان ایجاد کنید. وقتی پیوند احساسی بین شما وجود داشته باشد، همه چیز آسان‏تر می‏شود.

نکات مهم برای ایجاد پیوندی ناگستنی

1- بررسی طرف مقابل: باید متوجه شوید او به چه چیز نیاز دارد و اززندگی و از شما چه می‏خواهد، برای تحقق این امر، لازم است وقتی حرف می زند، با دقت به او گوش دهید. وقتی رازهایش را با شما در میان  می‏گذارد،  به او خوب توجه نموده و به عمق حرف‏هایش فکر کنید.

2- اعتماد: باید بین خودتان، حس اعتماد ایجاد کنید. این ستون اساسی پیوند احساسی، یک شبه ایجاد نمی‏شود و زمان می برد باید اجازه دهید این اعتماد به‏ طور طبیعی ایجاد شود.

3- حضور احساسی: هر دو شما باید از نظر احساسی در دسترس باشید. اگرعقب بکشید و حرف‏هایتان را با طرف مقابل در میان نگذارید، چنین پیوندی ایجاد نخواهد شد.

4- ابراز محبت: نباید برای نشان دادن مهر و محبت، مشکلی داشته باشید اما زوج‏هایی که رابطه‏شان سرد شده باید تلاش کنند با هم مهربان باشند. همیشه سعی کنید شعله‏های عشق‏تان را روشن نگاه دارید و از ابراز محبت به یکدیگر، نترسید!

5- جنگ ملایم: به هنگام مشاجره، کلمات به راحتی از دهان خارج می‏شود باید یاد بگیرید که با ملایمت بحث کنید. اگر نمی‏دانید چطور این کار را انجام دهید، می‏توانید از یک مشاور کمک بگیرید. یادتان باشد هنگام بحث هرگز گذشته را پیش‏ نکشید. در «لحظه» زندگی کنید و برای احساساتتان دلیلی محکم بیاورید.

6-  دیدن دنیا از دیدگاه او: سعی کنید دنیا را آن‏طور که او می بیند، ببینید تا بفهمید که به‏طور واقعی کیست. برای این‏کار باید گاهی به عقب برگردید تا ببینید چرا او به آن طریق خاص عمل کرده است. ببینید نسبت به موقعیت‏های‏ مختلف، چطور واکنش می‏دهد و سعی کنید خودتان را جای او بگذارید و درمقابل از او هم‏ همین انتظار را داشته باشید.

7- غلبه بر موانع: زوج‏هایی که در ازدواج خود دچار مشکل شده‏اند، باید قبل از ایجاد دوباره‏ پیوند احساسی، مشکلاتشان را حل کنند. هرمشکلی را با هم  بررسی کنید و سعی کنید راه حل‏هایی برای آن بیایید. وقتی‏ بزرگترین موانع و مشکلات را پشت سر گذاشتید، آن‏وقت می‏توانید پیوند احساسی فراموش شده‏تان را از نو بسازید.

منبع: تبیان

نوشته شده در دوم آبان 1385ساعت 2:21 قبل از ظهر توسط امید | |

Design By : Mihantheme