دنیای عاشقانه
دنیایه عاشفانه ها
دوباره آغاز ليگ و دوباره شروع ماموريت تراكتور. تيمي كه پيشقراول ليگ است و بالاتر از همه مدعيان بر قله نشسته. تيمي كه اين بار نمي خواهد همچون دفعه قبل صدرنشين موقت باشد و اين عنوان را به راحتي به تيم ديگري بسپارد. اين ماموريت از همين بازي با سپاهان آغاز مي شود. ديداري حساس براي تراكتور و مصافي حيثيتي براي قلعه نوعي ... *** تراكتور قلعه نوعي نه تنها از بازي در زمين حريف نگران نيست بلكه به پشتوانه يك آمار بي نظير به كسب نتيجه اي آبرومند اميدوار است. تيم امير خطرناك ترين ميهمان ليگ است چرا كه از 4 بازي خارج از خانه صاحب 10 امتياز شده است. 3 پيروزي و يك تساوي. شايد يكي از دلايل اصلي اين آمار خيره كننده همين باشد كه تراكتور در هيچ ورزشگاهي غريبه نيست و در همه جا طرفداران پرشور و با معرفت خود را به همراه دارد. حتي گاهي بيشتر از ميزبان! حالا ماموريت تراكتور همين است. حفظ اين ركورد يگانه در ليگ كه نسبتي ويژه با حفظ صدرنشيني دارد. *** سپاهان حريفي ويژه براي قلعه نوعي هم هست. او كه در اوج افتخارات و با بي مهري سپاهاني ها مجبور به ترك اصفهان شد حالا مي خواهد با تراكتور خيلي چيزها را ثابت كند. قلعه نوعي مي خواهد نشان دهد تبريز مي تواند قطب تازه فوتبال ايران باشد و اصفهان را عقب بزند. همانطور كه اين تيم ذوب آهن را هم در زاينده رود مغلوب كرد و توانايي هايش را به رخ كشيد. وقتي مي توان تيم ابراهيم زاده، نايب قهرمان آسيا را در خانه اش شكست داد. پس چرا غلبه بر تيم لوكا غيرممكن باشد؟ تراكتور امروز به چنان خود باوري رسيده كه مي تواند هر مدعي بزرگ و كوچكي را در هر جاي ايران تسليم كند. پس شكست سپاهان لوكا هم در اصفهان ممكن است و در دسترس... *** طعم پيروزي بر سپاهان حلاوتي دو چندان خواهد داشت. نتيجه اي كه مي تواند هم قلعه نوعي را مقابل تيم فصل قبل سربلند كند، هم آمار خيره كننده تراكتور در خارج از خانه را تداوم ببخشد و هم ارتش سرخ را در صدر ليگ نگه دارد. پس پيش به سوي فتح نصف جهان...
نگاهی داریم به عملکرد دو تیم تا قبل از رویارویی با یکدیگر: ...
وقتی فدراسیون در اختیار دو تیم تهرانی باشد و چرندیات دوبار ه عسگری داوران نمی خواهند در تبریز قضاوت کنند نایب رئیس کمیته داوران فدراسیون فوتبال با بیان اینکه
دلیلی نمی بیند که در برابر باشگاه تراکتورسازی تبریز جبهه بگیرد در عین
حال گفت: داوران نمی خواهند در تبریز قضاوت کنند! حسین عسگری ظهر امروز در
گفتگو با خبرنگار مهر، با بیان اینکه طی 9 هفته سپری شده از لیگ برتر،
قضاوت داوران در سطح خوبی بوده، اظهار داشت: اکنون 9 هفته از لیگ برتر سپری
شده و طی آن 81 بازی به انجام رسیده که در این تعداد مسابقه، فقط در دو یا
سه دیدار اشتباهات داوری سبب تغییر نتیجه بازی شده است . وی افزود: این آمار برای ما قابل قبول است چراکه در
تورنمنت هایی مثل جام ملتها و حتی جام جهانی که فیفا از نخبگان داوری بهره
می برد، بازهم درصد اشتباهات داوران بیشتر از آماری است که ما در 9 هفته
سپری شده از لیگ برتر داریم. ( ادامه مطلب ) اگر داوران نخواهند در تبریز قضاوت كنند
فدراسیون را تو سر كمیته داوران خراب می كنیم آقای عسگری گستاخی هم دارد
یعنی دشمنی تا این حد/ باشه شما شروع كردید ببینید چه بلای بر شما می اوریم
یك بار بازی با داماش را ببنید بعد از بازی هم جبران كردید عسگری می خواهد شهر تبریز را
برای قضاوت نا امن جلوه دهد باید به این خاطر این اتهام باشگاه شكایت كنند
باید مدرك خود را ثابت كند چرا همه اش آنها شكایت كنند ؟
خلیل غلامی-Traxtorchi.ir؛
سکوهای هواداری از آن مردماند. تمایلات و خواستههایی در این سکوها وجود
دارند که شاید برای برخی از ماها پنهان باشند. این موضوع با ندانمکاریهای
ما به یک معضل اجتماعی بدل خواهد شد. این تمایلات از حقوق اجتماعی مردم به
شمار میرود و کتمان کردن آن به غیر از پیشبینی ناپذیری حرکتهای مردمی،
موجبات خشم و هیجان مردم خواهد شد. در سکوها انگیزههای گوناگونی برای
تشویق و فریاد کشیدن وجود دارد و صورت قانونی آن تا زمانی موجه است که به
کنشهای ناهنجار نینجامد. هواداران با توجه به این محدوده میتوانند بر
علایق و خواستههای خود پافشاری کنند. حقوق هواداری امروزه باید جدی گرفته
شود چرا که انبوه تماشاگران گاه از دیگر شهرها نیز به آمارها افزوده
میشود. این انبوه تماشاگران نیازمند یک حقوق شهروندیست تا ناهنجاریها به
کمترین کاهش یابد. هر فرد حاضر در سکوی بازی مسؤولیتی بر دوش ماست و با
احتساب انگیزهها و علایق گوناگون آنان دشواری کار روشن میشود. از سوی
دیگر خالی بودن سکوی تماشاگر نیز به منزلهی کاری بیهوده است؛ و قطعا
هزینهی آن بیشتر از این خواهد بود. سکوهای
ورزشی یکی از جایگاههای مردمیست. خالی بودن این سکوها ورزش ما را
همواره با دست اندازهای بزرگی رو به رو کرده است. امروزه اهمیت آن دیگر بر
کسی پوشیده نمانده است. سکوهای خالی یک دهن کجی به سیاستهای ورزشی ماست.
این در حالیست که در بیشتر جاها با آن مواجهایم و در شهرهای دیگر به
«دردسر» از آن یاد میشود. تور دوچرخه سواری ما هنوز نتوانسته است هواداران
زیادش را به خود بکشد. هواداران دوچرخه سواری آذربایجان تنها در پشت
تلویزیونهای خود آن را رصد میکنند. ظاهرا کشاندن مردم به پای ورزش به این
سادگیها نیست. وقتی خواستههای آنان را محدود به سیاستهای ناکام خود
میکنیم نه از ورزش چیزی میماند و نه از تماشاگر. خالی بودناش یک مشکل
دارد و پر بودناش مشکلی دیگر. ظاهرا رودررو شدن با مردم دشوارتر از آن است
که به حساباش میآوریم. رو در رو شدن با مردم نیازمند مسلح شدن به
نظریههای اجتماعیست. هواداران
بر خواستههای خود پافشاری میکنند و در صورت برخورد نامناسب یا بیتوجهی
به پرخاشگری بدل میشوند. در این سه فصل بازیِ تراختور به اندازهای
تجربه به دست آوردهایم که هم هوادار، هم رسانهها و هم مدیران ورزشی باید
بتوانند از عهدهی تحلیل و پیش بینی آن برآیند. باید این سه ضلع بازی
چنان با هم چفت شوند که ورزش ما دچار بحران نشود. در این فصل ما باید
راهکارهایی را ببینیم که امیدمان را نسبت به بازی شایسته و ورزشی بیشتر
کند. رشد و آگاهی هواداری سبب کمتر شدن آسیبهای اجتماعی خواهد شد و این
امر بر عهدهی رسانهها و برنامهریزان ورزشیست. پس لزوم ادامهی بازیهای
چند هزار نفری را میتوان اثبات شده گرفت. این تجربهها را نباید مفت و
ارزان از دست داد. سکوهای
پر شامل انسانهایی با خواستهها و انگیزههای گوناگون است. با لحاظ کردن
این تنوع در سکوها میتوان سراغ برنامهریزی خوب و شایسته را گرفت و با
کم رنگ کردناش میتوان هم چنان تجربههای تلخ برخی بازیها را چشید. مهار
آن در پرتو آگاهی سازی، بهتر از برخورد فیزیکی خواهد بود.
آزادی نا امن است یا سهند تبریز ؟ اختصاصی تراختور بایراقی :
آقای عسگری خواهشمند است بر گردن این ملت منت گزارده و این مسئولیت را که
همواره دارای مزایای بالای مادی و معنوی و رانت های چرب در فوتبال دارد را
رها کرده و به دنبال زندگی خود بروید. خیلی جالب که برای بدست آوردن کرسی
ریاست از خود بی خود می شوید و پس از بدست آوردن آن منتی نمی ماند که به
مردم به خاطر مدیریت افتضاح و به دور از علم و سواد کافی می زندید.
امیدوارم که شاهد مدیران لایق و با سواد که اکنون به خاطر روابط که جای
ضوابظ را گرفته ، خانه نشین شده اند و افرای همچون شما ریاست ارگانهای مهم
كشور را گرفته اید دوباره بر مسند قدرت باشند. آقای عسگری!!!! عجب؛ وقتی تراختور میبرد اشتباهات داوری
است، ولی وقتی می بازد، حتما همه چیز طبیعی است! بهانه نگیرید و یکبار رک و
پوست کنده بگویید می خواهیم برای تیم قبل از بازی با سپاهان حاشیه درست
کنیم! ولی کور خوانده اید؛ چون با حمایت ما سپاهان را هم می بریم تا ثابت
شود که ما برای قهرمانی آمده ایم. آقای
عسگری جواب امثال شما که حقیقت را نمیخواهند قبول کنند.فقط خاموشی هست.چون
شما با این همه تجربه وسن بالا هنوز معنی امنیت را نمیدانید..استادیوم
تبریز برای امثال شما که با آذربایجان دشمنی دارید واقعا جهنم خواهد شد. در بازی داماش هم کارشناس خودتون گفت که گل های
تراکتورسازی کاملا صحیح بوده ... حالا دیدی داری جبهه گیری می کنی... تو رو
خدا از آقای غمزه زودتر بپرسین ببینیم کجا کتک خوردن ... صبر ما تموم
شد... در پاسخ به جمله آخرتون ، شما مطمئن باش که نگاه تون به تراکتورسازی
از اول هم معمولی نبوده ... آقای استاد عسگری ورزشگاه سهند نام امن هست یا ورزشگاه
آزادی ؟؟؟یادمون نرفته که در ورزشگاه آزادی بازی با ژاپن تماشاگر فوت کرد
در بازی با استقلال و پیروزی تماشاگر استقلال فوت کرد... یا حــــــــــرف
نزن یا حـــــرف میزنی درست حسابی بزن. یه جوری میگی استادیمو تبریز نا
امنه، انگار تو بازیهای تراکتورسازی آدم کشته شده!!!! آدم کشی در بازی
داربی تو تهران اتفاق افتاد نه تبریز!!! همین بازی
ایران با بحرین بود كه فدراسیون آسیا از ناظر امنینی استفاده كرد. بازی
تراختور و استقلال هم بماند كه چه بلای در آزادی سر ما آوردید. آقای عسگری عزیز باور كن اگر منت گذاشته(البته به سر
خودت) و كار داوری رو ول كنی شما لیاقت همچین پستی را نداری همان بهتر
استعفا بدی بری به کارو زندگیت برسی همه هم خوب میدونن تبریز یکی از ام
ترین شهرهای دنیاست ولی زیر بار زور نمی رود و از حقشون دفاع مکنند. مشكل فوتبال ما اینه كه افراد تحصیل كرده و متخصص و ...
بیرون گود ایستادند و افراد متكبر و از خود راضی كه سواد و تخصص كاملی
ندارند مانند كفاشیان ، تاج ، قیاسی و این كچل سر كارند و همه اش از پیروزی
تراختور حرص می خوره . جالب اینجاست كه حرف زدن و مصاحبه كردن هم بلد
نیستند . اصلا می دونین مشکل چیه؟! مشکل اینجاست که این آقایون
داورها و رئیساشون تا حالا این همه تماشاگر ندیدند وقتی میان تو تبریز
80000 نفر می بینن می ترسن! یکی نیست بهشون بگه که شما نترسید این تیم
مقابله که باید بترسه. اینا دوست دارن همه ورزشگاهها خالی باشن. تراختور ائل ایستر ...........شرفله میلت استیر / جمعی از هواداران تراختور
این
روزها بدون تردید صدرنشینی تراکتور یکی از کانون مباحث هواداران تراکتور و
فوتبال دوست در سراسر ایران است و طمع این صدر نشینی زمانی برای هواداران
بیشتر می شود که بدانیم تراکتور در این فصل این دومین صدرنشینی است که
تجربه می کنیم و این موضوع برای ما هواداران تراکتور شیرین است و بحث و
گفتگو در مورد آن هم زیبایی و شیرینی این موضوع را صد چندان می کند و این
مایه افتخار آذری و آذربایحانی و در کل تمام هواداران تراکتور در سراسر
دنیا و ایران است که امروز به همت این هواداران این تیم در صدر جدول است
اما بدون شک این پایان داستان نیست و نخواهد بود چرا که از همین امروز در
تراکتور مشکلاتی بروز کرده است که باید در مورد آن بیشتر بحث کرد چرا که
این موضوع موجب بروز نگرانی در آینده را فراهم خواهد کرد که بدون تردید
تراکتور را هدف قرار می دهد. یکی
از این موضوعات همین نبود مهدی کیانی در ترکیب اصلی تیم است که در اولین
نگاه دل هر هوادارای را به درد می آورد ، این هواداران مهدی کیانی را
فراموش نخواهند کرد او در ترکیب تراکتور یک نام آشنای قابل احترام و بدون
حاشیه بود که در زمین حرکات زیبای او و قیچی برگردان های او در هر بازی
برای هواداران لذت بخش بوده و هم اینک هم هست، او برای ما هواداران تراکتور
مهدی باتعصب است با او به لیگ برتر صعود کردیم و جشن صعود گرفتیم و با او
در دومین حضورمان در لیگ برتر آقایی کردیم و سال گذشته با او تا آستانه
صعود به آسیا رفتیم و امروز که می خواستیم با او کاپ قهرمانی را بالای سر
ببریم شاهد کنار گذاشتن او از ترکیب تراکتور به خاطر یک کار بچگانه هستیم و
این برای ما هواداران تراکتور بدون تردید آزار دهنده است که کیانی متعصب
را در ترکیب تراکتور نبینیم و او را به تیم دیگری بدهیم اما آنچه مسلم هست
امروز بدون تردید این موضوع شیرینی صدر نشینی را در کام ما تلخ کرده و این
موضوعی نیست که بتوانیم آن را از ذهن دور کنیم چرا که ما هم مهدی با تعصب
را دوست داریم و هم تراکتور را و این بدون شک ذهن و روان ما را آزار می دهد
اما این اولین مشکل ما در فصل کنونی نیست امروز تراکتور با مشکل دیگری هم
دست به گریبان است در فصلی که امید قهرمانی ما بیشتر از گذشته است با مشکل
درد آور سکوهای خالی استادیوم سهند روبرو هستیم که همه را شوکه کرده است چه
کسی هست که نداند تا نام تراکتور می آمد سکوها رنگین به رنگ قرمز می شد و
امروز شاهد این موضوع هستیم که در بازی با مس کرمان آنهم در روز جمعه
هواداران تراکتور بیش از 30 هزار نفر تخمین زده می شوند و این برای تراکتور
یک سم بزرگ است که در این فصل گریبان ما را گرفته است، تراکتور در فصل
کنونی تیمی برای افتخار است و چه کسی هست که نداند تراکتور با هواداران اش
است که امروز برای آسیا و حتی دنیا کری می خواند پس باید این موضوع ما را
نگران کرده باشد، واقعا باید پرسید چه شده است هواداران ما اینقدر با
تراکتور و حتی شهرداری سرد برخورد می کنند برای
ما جای تعجب است که مهدی با تعصب نیست، سکوهای استادیوم خانگی مان خالی تر
می شود و صد البته آزار دهنده است که می بینیم متاسفانه کسی نیست تا بر
این دردمرهمی بگذارد، بگذارید با هم رو راست باشیم دوستان امروز باید همه
در هر جایگاهی که هستیم بدانیم که موفقیت تراکتور برای همه ما آرمانی
ستودنی است و نباید با کارهای سخیف موجب شویم که تراکتور در دامن حاشیه ها
اسیر شود که امروز شده است، سخن ما امروز با مهدی کیانی ، قلعه نویی، جعفری
و همه دست اندرکاران تراکتور است که امروز با بچه بازی کاری می کنند که
هواداران دلسرد شوند، آقای مدیر عامل این روزها بجای مصاحبه ها بی در و
پیکر باید کاری بکند که کیانی به ترکیب تیم بازگردد!!!! اما نمی دانیم چرا
نمی کند، چرا که این موضوع را هواداران می خواهند و بدون تردید هواداران
ولی نعمت باشگاه بزرگ تراکتور هستند و این موضوع باید همیشه باید سرلوحه
کار مدیر عامل باشد که متاسفانه شاهد این موضوع هستیم که نیست و ایشان هم
پای هواداران نیست چرا که حاضر است کیانی را فدایی خودخواهی خود و سرمربی
کند که این موضوع نباید اتفاق می افتاد، در سویی دیگر هم ما هواداران
تراکتور باید در نظر داشته باشیم که تراکتور و شهرداری دو تیم آذربایجان
این روزها بیش از گذشته زیر ذره بین قرار دارند چرا که امروز تراکتور تیم
صدر جدول است و ما باید این فرصت را غنیمت بشماریم و هر دو تیم شهرمان را
بیش از گذشته حمایت کنیم و اجازه ندهیم به هر کسی که با زیاده خواهی و یا
حتی خود خواهی بخواهد تراکتور را جایی برای اعمال آرزوهای خود تبدیل کند،
تراکتور مال ما است نه مال کیانی، قلعه نویی یا جعفری و هر شخص دیگر که
بخواهد با بچه بازی تراکتور را از آغوش هواداران اش جدا کند، امیدواریم این
مشکلات به زودی حل شود و کیانی را دوباره در آغوش تراکتور ببینیم و دوباره
هوادران بیشمارمان را در سکوهای که همیشه قرمز است و باقی خواهد ماند برای ابد
روزی
كه تراختور توانست با غلبه بر دشواری های پیش رویش بار دیگر قدم به چمن
سبز در لیگ برتر بگذارد هر كدام از ما سر از پا نمی شناختیم، در بازیهای
سال اول پس از صعود، دائما وفور و تعداد بیشمار و شعارهای بر خواسته از
اصالت آزربایجانیمان را به گوش همگان می رسانیدیم. هنوز چند هفته ای از
صعودمان نگذشته بود كه باید در مقابل تیمهای تا دندان مسلح بازی می كردیم ،
بازی هم كردیم ، كسی به بازی ما كاری نداشت، آنچه نمود داشت هواداران و
فرهنگ و سبك نوین هواداری آنان بود، از عیبی یوخ گرفته تا تشویق تیم حریف
كه عین جوانمردی و از خصایص و ویژگیهای بارز آزربایجانیان بود. یادمان
نرفته است كه در تمام بازیها همراه تیم بودیم و حتی آنقدر اصرار بر بودن
داشتیم كه نبودنمان نیز برای دیگران بودن بود. ما سه سال را با همین منوال
گذراندیم، تیم رتبه های خوبی با همراهی ماها گرفت، بگذریم از اینكه با
كارشكنیها نتوانست آنچه مستحق آن بودیم را بدست آورد. سال
چهارم رویش دوباره فوتبال آزربایجان با نماد تراختور، مصادف بود با حضور
مربی برتر چندین دوره لیگ و همچنین جذب بازیكنانی كه تا حدودی درخور نام
تراختور بودند. اما محرومیت نا جوانمردانه و یكسویه تراختور از حضور یار
دوازدهم، كه قویترین یار این تیم است تا حدودی روی حضور آنان تاثیر منفی
گذاشت. عطش حضور در استادیوم در نزد هواداران پیدا بود و لیكن در عمل حضور
به اندازه تشنگی ناشی از این عطش نبود. كوههای اطراف سهند در بازیهای مختلف
شاهد بودند كه فریاد یاشاسین صدها هزار هوادار و عاشق تراختور چگونه لرزه
بر اندام حریفان می انداخت، ولی افسوس ما رفته رفته تحلیل رفتیم دقیقا آنچه
را كه اغیار از ما تمنا داشتند ما به آنان هدیه كردیم. آنان به ما گفتند
ندید بدیدند. ما تحمل كردیم. گفتند سال اولشان است. تحمل كردیم. گفتند جوجه
را آخر پاییز می شمارند .تحمل كردیم .هزاران هزار توهین وناسزا شنیدیم ولی
از بودنمان دست نكشیدیم. دوستان ما را چه شده است ، چرا آن حضور پر صلابت
را نداریم، چرا برای یاشاسین گفتن در استادیوم سهند حاضر نمی شویم. آیا ما
به این زودی به خواسته هایمان رسیدیم؟ آیا به آسیا رفتیم؟ آیا قهرمان شدیم؟
كدامین خواسته بر آورد شده ما بود كه قدمهای ما را سست كرد؟ به
نظر می رسد ما هنوز از عمق وجودمان درك نكردیم كه عاشق تراختور و
آزربایجان بودن یعنی چه؟ هزاران نفر در روز در فضای مجازی وغیر مجازی در
حال نوشتن و آگاهی دادنند ولی ما روز به روز تحلیل می رویم . علت چیست؟ بیایید
در كنار تجزیه وتحلیل دقیق و موشكافانه این موضوع دست به دست همدیگر داده
حماسه حضور دیگری را در 8 مهر رقم بزنیم .هر كسی كه عاشق آزربایجانه، هر
كسی كه عاشق ورزش آزربایجانه، هر كسی كه به آزربایجانی بودنش می نازه و
مخلص كلام هر كسی كه شور یك آزربایجانی را در سر دارد، دست یك نفر را گرفته
و او را همراه خود سازد تا بار دیگر بر همگان ثابت شود كه شیر خفته بازم
شیر است. به نظر من علت اصلی این مشكلاتی كه فدراسیون و كمیته داوران و
دیگر بادمجانهای فوتبال ایران برای تراختور درست می كنند عقب نشینی ماهاست. همه باهم، من و تو، ما و شما، بزرگ وكوچك، پدر و پسر، همه و همه. دوستانی
كه در سایتهای مجازی هستند از همین الان غوغای حضور یك صد هزار نفری را به
پا كنید. اونایی هم كه بیرون از فضای مجازی برش سخن دارند تشویق به حضور
را آغاز كنند زمان و فرصت اندك است.از زبان تراختور می گویم : هم اكنون نیازمند یاری سبز شما هستم. به
یاد نام زیبای سرزمین مادریم آزربایجان فریاد می زنم یاشاسین آزربایجان.
به احترام بلندای وجود آزربایجان به پا می خیزم و به یاد شما عزیزان كمر را
خم كرده ادای احترام می كنم. وجود
سبز شما را در چمن سبز سهند گرامی خواهیم داشت با اشك های شوقی كه بر حضور
مبارك شما خواهیم ریخت. چشمان منتظر مارا بیش از این در انتظار نگذارید.
شما حق دارید شور و شوقتان را به ورزش آسیا و جهان دیكته كنید. یاشاسین منیم شانلی آزربایجانیم
با
شروع انحطاط فوتبال ایران برنامه نود روی
آنتن آمد یا بهتر بگویم با شروع برنامه نود فوتبال ایران به انحطاط رفت.
نتایج و
کارنامه های تیم های ملی قبل و بعد برنامه مشخص است و نیازی به توضیح آن ها
نیست.
حال باید ببینیم نقش برنامه نود و شخص آقای فردوسی پور که بدون هیچ مدرک
فوتبالی
ده سال در فوتبال این مملکت جولان می دهد چه بوده است. آمار نشان می دهد که
در این ده سال نه
تنها موفقیتی کسب نکرده ایم بلکه بارها با آبروی کشور در مجامع جهانی و
آسیای بازی
کرده ایم. این آبروریزی ها چه به لحاظ نتایج و چه به لحاظ اخلاقی است.
یادمان نمی
رود جام ملت های آسیا 2003 که بازیکنان تیم ملی به جان هم افتادند و با
طعنه آری
هان مواجه شدیم و با عدم نتیجه گیری تیم دلمان به درد آمد. جام جهانی 2006
هیچ گاه
از یادمان نمی رود که علی کریمی با لگد به ساک پزشک تیم ایران را در جام
جهانی
سوژه و مضحکه دنیا کرد. همان علی کریمی که معشوقه خیلی ها هست و با روزه
خواری خود
بعد از چند سال و توهین به هواداران تراکتور و قومیت آن ها نشان داد که جام
جهانی
2006 اتفاقی نبوده است. همان علی کریمی که بارها در برنامه نود هایلایت شده
است و
به عنوان جادوگر و دارای شخصیت کاریزمتیک شناخته شده است. یا سرمربی مستعفی
مس
کرمان که در بازی های آسیایی هیروشیمای ژاپن با بعضی از بازیکنان مشهور که
اکنون به
عنوان اسطوره معرفی می شوند ، توسط پلیس ژاپن مست گرفته شدند و سرمربی وقت
تیم ملی
فوتبال گفتند با بازیکن مست که تا پاسی از شب در کلوب های شبانه حضور دارند
نمی
شود تیمی را برد. یا فیلم پارتی تیم استقلال که چند سال پیش در سایت ها و
دستان
مردم دست به دست شد و یا درگیری شدید دو تیم استقلال پرسپولیس در آن بازی
معروف و جنجالی که با نتیجه 2 بر 2 به پایان رسید. این ها گوشه ای از
انحطاط فوتبال ایران است. به لحاظ نتیجه
گیری هم فقط به بازی عربستان ایران در عربستان سال 1997 و مقایسه این بازی
با بازی
ایران و عربستان در بازی های مقدماتی جام جهانی 2010 اشاره میکنیم. آن جا
در
عربستان 3 بر 0 برد و خداداد عزیزی هر بلایی که خواست سر دفاع این تیم آورد
و چند
سال بعد در آزادی 100 هزار تمشاگر 2 بر 1 از این تیم شکست خوردیم و در عرض
چند
دقیقه علی دایی که خود از بازیکنان سال 1997 بود هم تشویق و هم تخریب شد
وبا
سرمربی گری وی این تیم از جام جهانی باز ماند. اکنون سوال این جاست نقش
برنامه 90 در
پیشبرد فوبال ایران در این ده سال چه بوده است؟ برنامه نود که هر هفته یک
بار
چندین ساعت پخش می شود چه خیری در این ده سال داشته است؟ البته این نکته
قابل ذکر
است که برای خود برنامه نود شخص آقای فردوسی پور منافع زیادی داشته است.
هیچ استاد
دانشگاهی نمیتواند سوار ماشین چند صد میلیونی بشود. البته هیچ استاد
دانشگاهی هم
نمیتواند بدون هیچ مدرک فوتبالی بتواند ده سال همه را به سخره بگیرد و با
فریب
افکار عمومی و مردم عوام جایگاهی برای خود دست و پا کند. خدمات شخص عادل
فردوسی
پور در به جان هم انداختن قومیت های ایرانی هم قابل ستایش است و در این سال
ها به
خوبی توانسته تیم های پایتخت را در چشم مردم کند و تیم های غیر پایتختی را
به جان
هم بیندازد. حال سه ورزش دیگر ایران را بررسی میکنیم . تیم
ملی کشتی که در این سال ها بارها به مقام قهرمانی رسیده است و با مدال های رنگارنگ
خود بارها دل مردم را شاد کردند ، امسال بار دیگر هم توسط کشتی آزاد به مقام
قهرمانی و توسط کشتی فرنگی به مقام سومی در جهان رسید مدال های دلاور مردان کشتی
گیر بارها دل هایمان را شاد کرده است. در سال های قبل هم یادمان نرفته چگونه کشتی
گیر ها بارها حریفان را مقهور تکنیک و غیرت ناب ایرانی خود کرده اند. هنوز برادران
خادم یادمان نرفته که چگونه با خلق فن مچ پا در جهان بارها حریفان را مغلوب ساختند
و یا چگونه علیرضا دبیر بارها با زیر گیری های خود سر حریفان را خم کرده و پشتشان
را بر زمین کوفته است. هنوز مدال های رنگارنگ این دلاور مردان در عرصه های جام جهانی
و المپیک از یادمان نرفته است. همان جام جهانی که تیم ملی فوتبال آروزی حضورش را
دارد و هر بار که حضور پیدا میکند دست از پا دراز تر بر می گردد و چه به لحاظ فنی
و په به لحاظ تکنیکی آبروی ایران را در جهان می برد. همان المپیکی که بیش از 40
سال است حسرت حضورش بر دلمان مانده و همان المپیکی که با هر برگذاریش چشم امید کاروان
ایران به دلاور مردان کشتی گیر دوخته می شود. همان المپیکی که تیم بسکتبال در آن
با شایستگی حضور پیدا کرد و موجب تحسین همگان شد. در این ده سال موفقیت های معدود
و کم رنگ فوتبال را بزرگ کردند و اگر به جای تیم ملی والیبال اکنون تیم ملی فوتبال
به فینال آسیا می رسید نه تنها شبکه 3 بلکه همه شبکه ها را به غرق می کشیدند. در
حالی که کم کم برایمان عادی می شود که غیورمردان والیبالیست به راحتی از سد تیم
های آسیایی بگذرند و برای ایران افتخار آفرین باشند. امروز تیم ملی والیبال همان
تیم ملی کره ای را برد که ایران در جام ملت های آسیا مقابل آن در مرحله حذفی به
زانو در آمد. کم کم قهرمانی تیم ملی والیبال در عرصه نوجوانی در جهان و روی سکو
بودن تیم ملی جوانان برایمان عادی می شود. همان نوجوانانی که در فوتبال با رسیدن
به جام جهانی ، مسئولین زمین و زمان را به هم دوختند. مقایسه
برخی نکات ساده یک بینش می دهد امروز برای دومین بار در چند ماه اخیر
مسئولین فوتبال شاهکار کردند بعد از 3 بر 0 شدن تیم ملی امید مقابل تیم
امید عراق ، نوبت به سپاهان رسید تا این تیم در عین شایستگی و برتری در هر
دو بازی در میدان حذف گردد. این مسائل نشان میدهد که مسئولین بی لیاقت در
فوتبال کم نیستند و ربطی به تیم های ملی و باشگاهی ندارد و مقایسه امروز با
موفقیت های اخیر تیم های ملی دیگر میزان ناشایستگی افراد مسئول در فوتبال
را مشخص می کند. بودجه های میلیاردی فوتبال و
بودجه های کم این رشته ها سوال ایجاد میکند و با توجه به میزان بودجه و میزان
موفقیتی که این رشته ها به دست اورده اند و با در راس بودن برنامه نود در فوتبال
ایران نقش برنامه نود را مشخص می کند. حال اکنون سوال بزرگی که ایجاد می شود این
است که آیا ورزش های والیبال یا بسکتبال یا کشتی یا سایر رشته های دیگر برنامه
جنجالی و حاشیه ای مانند نود ندارند پیشرفت نمی کنند؟ مرتضی پاشایی ( مورتوض پاشا )
شکستناپذیری تیمهای تبریزی در خارج از خانه با بررسی نتایج تیمهای تبریزی در لیگ
برتر و لیگ آزادگان به این نتیجه دست مییابیم که همه شکستهای این تیمها
در تبریز صورت گرفته و در خارج از خانه نتایج بهتری را کسب کردهاند. اما
در مورد تیمهای تبریزی شاهد عکس این موضوع هستیم، اینکه چرا تیمهای
تبریزی در خارج از خانه بهتر نتیجه میگیرند نیاز به بررسی موشکافانه و
کارشناسی دارد، هر چند زود است با برگزاری هفته اول نسبت به نتایج تیمهای
ماشینسازی و گسترش فولاد نتیجهگیری کرد اما این موضوع کاملا در مورد
تیمهای تراکتورسازی و شهرداری صدق میکند.
با نظر شورای تامین استان گیلان دیدار حساس تیمهای داماش گیلان و تراكتورسازی تبریز به میزبانی استادیوم سردار
جنگل رشت برگزار خواهد شد. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) -
منطقه خزر در شرایطی كه تیم فوتبال داماش گیلان استادیوم شهید عضدی رشت را
به عنوان ورزشگاه خانگی اش به سازمان لیگ برتر فوتبال معرفی نمود با نظر
شورای تامین استان گیلان 4 دیدار خانگی داماش مقابل حریفان به دلیل كنترل
بهتر تماشاگران توسط نیروهای امنیتی به میزبانی استادیوم سردار
جنگل برگزار خواهد شد. شایان ذكر است براساس نظر شورای تامین استان گیلان
دیدارهای خانگی داماش مقابل تیم های استقلال و پرسپولیس تهران، تراكتورسازی
تبریز و ملوان انزلی به دلیل حضور پرشمار طرفداران میهمان به میزبانی
ورزشگاه سردار جنگل كه در ده كیلومتری رشت واقع است برگزار خواهد شد و سایر دیدارهای داماش در استادیوم شهدی عضدی میزبانی خواهد شد. بدین ترتیب داماش گیلان چهارشنبه شب در استادیوم سردار
جنگل میزبان تراكتور سازی تبریز خواهد بود. شایان ذكر است مدیران داماش و
هیات فوتبال گیلان درصدد مذاكره با اعضاء شورای تامین هستند تا با توجه به
تجهیز استادیوم شهید عضدی رشت به دوربین های مدار بسته و سایر موارد امنیتی
دیدار چهارشنبه شب داماش و تراكتور سازی در این ورزشگاه میزبانی شود. تاپیک جالب در سایت تارنمای داماش گیلان http://varesh-sport.com/index.html آیا روز بازی تراختور و داماش تغییر کرده است ؟
مرتضی اسدی ، وریا غفوری و میثم بائو در بین 11 نفر برتر هفته ی سوم لیگ برتر قرار گرفتند. كه هر كدام نقش بسیار مهمی در پیروزی تیم هایشان در این هفته داشتند.در پایین علت هركدام را می خوانید: مرتضی اسدی(تراکتورسازی): کاپیتان تراکتورسازی نقطه اتکای امیر قلعهنویی است. تراکتور بعد از دریافت سه گل در روز اول دو بازی متوالی گل نخورده است و اسدی سهم زیادی در این استحکام دارد. میثم بائو(شهرداری تبریز): میثم باز هم
مقابل پرسپولیس عالی بود. او بارها دروازه پرسپولیس را با خطر مواجه کرد.
حرکات ترکیبی او با سعید دقیقی و وریا غفوری عامل اصلی پیروزی مقابل
پرسپولیس بود. وریا غفوری(شهرداری تبریز): دوست صمیمی خسرو
حیدری کاری کرد که این بازیکن استقلال از تیم منتخب هفته دور بماند. گوش
راست تیم شهرداری در بازی مقابل پرسپولیس رویایی کار کرد و با زدن یک گل
بازی خوبش را تکمیل کرد. منبع:گل
* شهرداري در ليگ دهم
موفقتر از تراكتورسازي بود شهرداري تبريز نيز در نخستين حضور
خود در ليگ برتر به عنوان دوازدهم نائل آمد تا اين تيم نيز با توجه به
داشتههاي خود به كارنامه قابل قبولي دست يافته باشد. هر چند تراكتورسازي در بين پنج تيم
اول ايران قرار گرفت، اما با توجه به اهداف از پيش تعيين شده دو تيم،
شهرداري را ميتوان موفقتر از تراكتورسازي ذكر كرد. تراكتورسازي با هدف قرار گرفتن در
يكي از سه رده اول جدول و كسب سهيمه حضور در باشگاههاي آسيا گام به ليگ
دهم گذاشت، اما عدم تحقق در كسب اين دو هدف با وجود عنوان بسيار خوب پنجمي،
نتوانست هواداران اين تيم را كاملاً راضي كند. اما شهرداري در سال اول
حضور خود در ليگ برتر با هدف حفظ سهميه خود در مسابقات حضور يافت كه با كسب
عنوان دوازدهم ليگ برتر عملاً به اهداف خود دست يافت. * در رقابت مربيان، اين بار
تراكتورسازي پيشي گرفت مهمترين علت قطع حمايت مديران سياسي
استان از اين مربي در عدم نتيجهگيري تراكتورسازي در چهار بازي خانگي خود
در سال جديد حدس زده ميشود. تراكتورسازي در مقابل فولاد خوزستان،
سپاهان اصفهان، صباي قم و سايپاي كرج در تبريز از 12 امتياز ممكن، تنها دو
امتياز كسب كرد و اين سرآغاز اعتراض تماشاگران به بازيكنان تيم
تراكتورسازي و حتي مربيان اين تيم بود. در سمت مقابل، كمتر كسي فكر ميكرد
كه رابطه خوب حميد درخشان و باشگاه شهرداري تبريز چنين شكراب شده و طرفين
عليه يكديگر بيانيه منتشر كنند. درخشان زماني كه شهرداري تبريز را
گرفت اين تيم در رده پاياني جدول قرار داشت و حتي چند شكست سنگين خانگي
مقابل پيكان قزوين و راهآهن تهران را تجربه كرده بود، اما اين مربي موفق
شد شهرداري را تا رده دوازدهم بالا كشيده و امتياز اين تيم را حفظ كند. از مهمترين نتايج اين تيم دو تساوي
بدون گل مقابل استقلال و پرسپوليس در تهران و پيروزي پرگل مقابل استيل آذين
ذكر كرد. با اين حساب درخشان و باشگاه شهرداري
به دلايل مالي با هم به توافق نرسيدند، باشگاه شهرداري تبريز عنوان كرد كه
درخشان براي خود و دستيارانش 700 ميليون تومان درخواست كرده بود كه پرداخت
اين رقم از توان اين باشگاه خارج است. امير قلعهنويي با چهار بار قهرماني
در ليگ برتر فوتبال كشور پرافتخارترين مربي اين رقابتها محسوب ميشود،
انتخاب اين مربي بزرگ براي هدايت مربيگري تيم تراكتورسازي، عملكرد بسيار
مثبتي براي مديريت اين باشگاه محسوب ميشود. خبر توافق قلعهنويي با تراكتورسازي
در خبرگزاري فارس پيش از تاييد باشگاه، يكي از پربينندهترين اخبار اين
خبرگزاري بود و اين نشان از اهميت حضور قلعهنويي در پرطرفدارترين تيم
شهرستاني ايران بود. البته نبايد از علاقه اين مربي به
تراكتورسازي نيز غافل بود. قلعهنويي بعد از پيروزي سه بر يك سپاهان بر
تراكتورسازي در ورزشگاه يادگار امام به صراحت از علاقهاش به اين تيم سخن
گفته و عنوان كرده بود كه آرزوي هر مربي است كه هدايت تراكتورسازي را بر
عهده داشته باشد. همانقدر كه انتخاب قلعهنويي به
عنوان مربي در تراكتورسازي قابل پيشبيني بود، انتخاب يسيج صربستاني در راس
امور فني تيم شهرداري تبريز غافلگيركننده و تعجبآور بود. يسيج با وجود كارنامه خوب خود در چند
باشگاه معتبر اروپايي، در ايران و در دو تيم شيرين فراز كرمانشاه و پگاه
گيلان عملكرد ضعيفي از خود به نمايش گذاشته بود. البته سهرابي مدير باشگاه شهرداري
تبريز عنوان كرد كه با يك چهارم مبلغ درخواستي درخشان، موفق به جذب يسيج
شديم و وي در خارج از كشور كارنامه قابل قبولي داشته و اگر ملاك عملكرد اين
مربي فقط ايران باشد، آن وقت «ميدن دروپ» سرمربي ناكام تراكتورسازي بايد
تا آخر عمرش خانهنشين ميشد. حتي در تعيين كمكهاي اين دو مربي نيز
تراكتور بهتر عمل كرده، با اعلام رسمي قلعهنويي براي هدايت تراكتورسازي،
غلامحسين باغآبادي، ستار همداني و كريم بوستاني به عنوان دستياران وي
اعلام شده كه كادر فني قوي به شمار ميرود، اما اينكه دستياران «يسيج»
بتوانند كمكهاي لازم را به وي كنند هنوز در پرده ابهام قرار دارد. * در جذب بازيكن و حفظ نفرات
قبلي اين بار شهرداري پيشي گرفت تراكتورسازي در فصل جديد نقل و
انتقالات در حفظ هر سه بازيكن ملي پوش خود ناكام بود، نصرتي به پرسپوليس
رفت و آندرانيك و جاسم كرار سر از استقلال تهران در آوردند. در نفرات جذب شده نيز تنها احسان حاج
صفي ملي پوش به شمار ميرود، حاج صفي تنها بازيكن جذب شده تراكتورسازي در
اوج بازيگري است، در حالي كه ساير بازيكنان بيشتر در تراكتورسازي به دنبال
احياي خود بوده و از روزهاي اوج خود به دور هستند. سياوش اكبرپور، امير حسين صادقي،
اشپيتم آرفي و حتي فرزاد آشوبي در فصل گذشته ليگ برتر بيشتر در جمع
بازيكنان كم فروغ بوده و هيچ كدام از باشگاههاي قبلي اين بازيكنان تلاشي
براي حفظ آنها نكرده است، در حالي كه سپاهان هنوز هم به دنبال بازگرداندن
حاج صفي به اردوي تيمش است. ساير نفرات نامدار تراكتورسازي
قرارداد خود را با تراكتورسازي تمديد كردند كه ميتوان به علي عليزاده،
مهدي كياني، عباس محمدي، محمد ابراهيمي، مرتضي اسدي و محسن سيد حسيني اشاره
كرد. اما بايد اذعان داشت شهرداري تبريز با توجه به بودجه و حتي اعتبار
كمترش نسبت به تراكتورسازي در بازار نقل و انتقالات موفقتر عمل كرده است. شهرداري تبريز در كمال آرامش و بدون
هيچ حاشيهاي، قرارداد خود را با دو بازيكن ملي پوش و موثر خود با نامهاي
ميثم بائو و سعيد دقيقي تمديد كرد. همچنين مهدي محمدپور، علي كريمي،
حبيب گرداني و رسول پيرزاد ديگر بازيكنان موثر شهرداري با اين تيم براي فصل
آتي به توافق رسيدند. در جذب بازيكن سهيمه ليگ برتري،
شهرداري تبريز با ابوالفضل حاجيزاده هافبك موثر صباي قم كه سابقه پوشيدن
پيراهن پرسپوليس تهران و تراكتورسازي تبريز را دارد به توافق رسيد. ابراهيم ميرزاپور دروازهبان تيم ملي
ايران در جام جهاني 2006 آلمان، كمال كاميابي بازيكن تيم ملي اميد ايران
نيز به تيم شهرداري تبريز پيوستند تا عملكرد اين تيم را پررنگتر كنند. تيم تراكتورسازي با هدف كسب سهميه
آسيا و تيم شهرداري با تحقق حضور در نيمه بالايي جدول گام به رقابتهاي ليگ
برتر دوره يازدهم خواهند گذاشت، بايد ديد كه آيا اين دو تيم در نيل به
اهداف از پيش تعيين شده خود موفق خواهند بود يا خير؟ شور و شوق، هیجان ، تشویق های فوق العاده ، حمایت های بی چون و چراتنها بخشی از ویژگی هایی هست که همگان به هنگام شنیدن نام هواداران تراکتور در ذهنشان تداعی میکند. به عقیده بسیاری از کارشناسان یکی از عامل های اصلی صعود به لیگ برتر و بقا در اولین سال حضورش پس از 7 سال سوای زحمات کادر مدیریتی و فنی و بازیکنان تیم ، همین هواداران تراختور می باشد تا جایی قرار گرفتن در مکان 7 رقابت ها جای هیچگونه بحثی نمیگذارد.هواداران تراختور به خوبی به یاد دارند که قبلا برخی ها AFC میداند و همه از ما سخن میگفتند الا بعضی ها، که همان بعضی ها با دانستن اینکه هواداران عامل اصلی موفقیت تراختور هستند با تحت تاثیر افکار جامعه را بر علیه ما هواداران تحریک کردن و هزاران تاسف که ما بر اثر بی تجربگی وارد بازی آنها شدیم.آن عده معلوم الحال کار را تا جاهای باریکی از جمله مقایسه رفتار سر زده از سوی باشگاه با ندانم کاریهای قاجار یا تحقیر باشگاه بوسیله گذاشتن آهنگ کارتون و هزاران سناریو سازی دیگر کشانده و صد البته جای تاسف دارد که برخی افراد مسئول فوتبالی دراین میان کاسه داغ تر از آش شده اند!! ادبیات تیم شهرستانی، غوغا می کرد، هر
آنچه امروز در فوتبال ایران و حمایت از دردانه ها به چشم میاید در قیاس با
آن دوران شوخی بیش نیست. دورانی که به دلیل باختهای متوالی و بازی های عقب
افتاده، تیم پیروزی به انتهای جدول تکیه زده بود، با سفارش از بالا از
ادامه لیگ انصراف دادند و سال بعد دوباره در لیگ برتر بودند. نمونه های این
طور جانبداری ها در فوتبال آن زمان به حدی بود که اصلا تیمی به فکر عرض
اندام نمی افتاد. به هرحال آن دوران در هشت سال غیبت تراختور تلطیف شد و تیم های مثل
سپاهان، ذوب آهن، فولاد خوزستان، و .... توانستند که فوتبال دو قطبی را کم
رنگ کنند، ولی همواره از نظر هوادار در عذاب بودند و مورد شماتت سرخابی ها!
تراختوری آمد و این کاخ پوشالی را فرو ریخت روزی که استقلال و پیروزی در
تهران مهمان شدند، روزی که آبی ها با اتوبوس از نقاط مختلف بسیج شده اند تا
با سه به تک صاحب شدن صندلی ها در برابر قرمزهای آذربایجان بیش از این
تحقیر نشوند. همه ای اینها را نوشتم تا بگویم: نبردهای زندگی همیشه به نفع قویترین ها و سریعترین ها پایان نمی پذیرد. دیر یا زود برد با کسانی است که بردن را باور دارند.* سخنم با کادرفنی و بازیکنان و هواداران
هست. پتانسیل این تیم بالاست، این تیم توانایی دارد مارس 1997 باشد ، این
تیم توانایی دارد که اشتوتگارت اوتریهاگل باشد. تنها باید هر روزمان بهتر
از دیروز باشد. تنها باید بیشتر حمایت کنیم و بزرگ فکر کنیم. حداکثر
امتیازات را بگیریم، حتی به قهرمانی فکر کنیم و بلند هم فکر کنیم. تراختور
می تواند امسال راه مارس و اشتوگارت را برود اگر با تمام وجود ایمان داشته
باشد. از سرمربی محترم تیم ، از بازیکنان می خواهیم که قدرت فکر خودشان را
بالابروند. هر آنچه انسان به آن می رسد در ذهنها شکل گرفته هست. نه ذوب آهن
ذوب آهن نیم فصل اول هست و نه سرخابی ها قدرت مطلقه! پس همه با هم برای
هدفی بزرگتر تلاش کنیم.... یاشاسین آذربایحان - یاشاسین تراختور انتهاي اتاق كوچكي حدودا سي نفره كودكان
معصوم در حال گذراندن ساعات كلاس درسند . سردر كلاس نوشته است آمادگي
آفتابگردان. سر و صداي عجيبي كه توام با نشاط كودكانه است سراسر كلاس را
فرا گرفته است . معلم حروف الفبا را يك به يك با مثال براي بچه ها توضيح مي
دهد .اسم درس اون ساعت هست "نشانه ها" وقتي معلم به حرف ت مي رسد. كودك به
يك باره دستش را بلند كرده و مي گويد: خانم اجازه ت مثل تراختور. معلم بيچاره هاج و واج كودك را نگريسته به
او مي گويد تراختور نه تراكتور. كودك اصرار مي كند. معلم با همان مهرباني
اي كه همگي تجربه كرده ايم كودك را به سمت تخته سياه فرا خوانده و خصوصي
با او صحبت مي كند.و... معلم وقتي اصرارهاي دانش آموز را مي شنود. اجازه ميدهد چگونگي خطور اين مثال به ذهنش را با زبان شيرين كودكي بيان كند. گفته هاي دانش آموز: يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچكس نبود. سرزميني بود بنام آذربايجان.
در اين سرزمين آدمهايي زندگي مي كردند كه همگي اهل كوشش و تلاش بودند . در
تمام فصول سال خداوند نعمات خاصي را به ساكنان سخت كوش اين سرزمين هديه
كرده بود آنان با محبت و عشق در كنار هم زندگي مي كردند. شب كه مي شد دور
هم جمع مي شدند و بزرگتر ها براي كوچكتر ها از داستانهاي اساطيري آن سرزمين
مي گفتند . به خاطر همين تمام مثل ها و داستانها سينه به سينه نقل شده و
در نزد كودكان باقي مي ماند. امروز در اين شهر پر از دود و دم كسي نيست تا
داستانهاي زيباي سرزمين مقدس آذربايجان را به تصوير بكشد اما سمبل و نماد
ورزش اين سرزمين تمام خاطرات گذشته را براي پدرم زنده كرده است و او در
تمام لحظاتي كه با من است از آذربايجان مي گويد و از عشقش به تراختور و من
هم تراختور را دوست دارم. معلم با ديدن شوق وذوق كودكانه شاگردش مجبور مي شود در مورد سرزمين ، نقشه و كوه و ... براي كودكان توضيح دهد. و اين مي شود يك خاطره خوب . وقتي پدر از اين موضوع آگاه مي شود به او
قول ميدهد كه او را براي ديدن يكي از بازيهاي تراختور به استاديوم ببرد.اگر
اين اتفاق افتاد.حضور اين كوچولوي دوست داشتني هوادار تراختور را با همين
قلم برايتان خواهم نوشت.بدرود. ياشاسين آذربايجان ياشاسين تراختور نيروي افسونگر فوتبال، مرزهاي بين ملت ها را در مي نوردد و تاثيرات شگرفی را از خود زمانی “تیراختور” فقط یک تیم فوتبال بود
که هواداران آن بیشتر منحصر به شهر تبریز میشدند. تحول فوتبال کشور از لیگ
آماتور به نیمه حرفه ای و عدم تطابق این تیم با شرایط لیگ برتر سبب سقوط آن
به لیگ دسته اول گشت که علیرغم تلاشهای فراوانش جهت بازگشت به سطح اول
فوتبال کشور سالیان سال در گریختن از گرداب گریزناپذیر لیگ پایین دست کشور
توفیقی بدست نیاورد گویی که مقدر گشته بود تراکتور تا ابد در طلسم ناگشودنی
این لیگ باقی بماند!. در آن بازه ی زمانی 8 ساله ناکامیهای این تیم رنجهای
بیشماری را برای هوادارانش پدید آورد اما در پایان آن دوره ی مرارت بار
پدیده ای در فوتبال به رکود گراییده ی کشور ظهور نمود که چشمان از حدقه
درآمده ی اهالی فوتبال کشور را بطور کامل خیره بخود نمود. آری! تراکتور با
نام “تراکتورسازی تبریز” با لیگ برتر وداع نموده اما با نام “تیراختور آذربایجان”
با دهها میلیون هوادار از اقصی نقاط کشور و جهان بازگشت باشکوهش به سطح
اول فوتبال کشور را جشن گرفت. هواداران این تیم بلااستثناء تمامی
ورزشگاههای کشور را به تسخیر خود درآورده و با بجا گذاشتن آماری خیره کننده
با اختلافی فاحش رقبا را پشت سر گذاشتند. تیم محبوب آذربایجانیان زبان
گویای ملتش شد و در هر بازیش هزاران نفر هوادار مطالبات مدنی خود را فریاد
زدند. شعار “یاشاسین آذربایجان” که معانی بیشماری را با خود حمل می نماید جاویدتر از همیشه شد و شعار “تورک دیلینده مدرسه، اولمالیدیر هر کسه”
نماد و سمبل مطالبات هواداران این تیم گشت. دل نگرانی شدید ملت آذربایجان
از تراژدی زیست محیطی که در دریاچه ی اورمیه در حال وقوع است به میادین
فوتبال کشانده شد و با شعار “گلین گئداخ آغلییاخ، اورمو گؤلون دولدوراخ”
بغض سنگین این ملت قهرمان و همیشه در صحنه به سختی آب شد. تیراختور پیوند و
اتحاد آذربایجانیان و سایر تورکهای ایران را گسست ناپذیرتر از قبل نمود و
این ملت که تاریخ درخشانی را در عقبه ی خود دارد بازهم چون مروارید درخشانی
درخشید که این درخشش چنان پرفروغ بود که انوار تابانش تا دوردست ترین نقاط
گیتی نیز روانه شد. واژه ای جدید به نام “تیراختور” به ادبیات فوتبال
ایران و جهان وارد شد و هر آذربایجانی و تورک ایرانی در قالب تیراختور به
فریاد زدن هویت وجودی خود پرداخت. پیوند عاشق و معشوقی برقرار گشته بین این
تیم و هوادارانش سبب تمثیل این تیم با عناوین زیبا و پرمغز فراوانی گشت.
تیراختور در پیوند با تاریخ ملت خود لقب “گرگهای سرخ آذربایجان”
را بخود گرفت که نشأت گرفته از اراده، سختگوشی و خستگی ناپذیر بودن ملت
آذربایجان می باشد. تیم پرهوادار آذربایجان اکنون پس از کش و قوسهای فراوان
در عرصه ی فوتبال کشور در چند قدمی آسیا قرار دارد و “گرگهای سرخ آذربایجان”
خود را مهیای تداوم حضورهای حماسیشان در آوردگاه فوتبال آسیا می نمایند.
آسیا منتظر حضور تیراختور با هواداران دهها میلیونیش می باشد. قلبهای
میلیونها نفر عاشق با شروع شمارش معکوس برای آسیایی شدن تیراختور به تپش
افتاده است پس پیش بسوی آسیا... آرتان آرمان جناب کمالوند سرمربی تیم بزرگ تراختور بهتر هست دوباره فکر کنی، و سه
باره و با حتی چهارباره قبل از آنکه بازی دیگری با احساسات میلیون ها نفر
را آغاز کنی! شاید آنوقت ببینی که به چه سمتی در حرکت هستی؟ روزها به سرعت
می گذرد و شما با سرعت به سمت پرتگاهی نزدیک می شوید که کسی بخواهد هم نمی
تواند دستان را بگیرد. این مردم سریع تر از آنچه فکر می کنید، دفتر دلشان
را ورق خواهند زد، سریع تر آنچه فکر می کنی عکس هایت را شیفت دیلیت خواهند
کرد. پس چند باره فکر کن. این مردم دوستان خوبی هستند برای هر آنکس که
برایشان تلاش کند. این مردم هزاران بار تو را خواهند بخشید. هزاران بار "
عیبی یوخ " خواهند گفت و هزارن بار در مقابل اشتباهت لبخند خواهند زد. ولی
بترس از روزی که هزار رو یکمین بار دیوار دلشان را خراش دهی، هزارا و یکمین
بار دیگر "من" خود را پر رنگ تر از "مای "ما کنی... که در آنوقت سکوتی
خواهند کرد به اندازه قرن، نگاهشان سرد و رخسارشان غریبه خواهد شد. این هست
سرزمین آذربایجان. اینها هستند فرزندان ستارخان، اینها هستند بی آلایشان
صادق. امیدوارم اینبار عذرخواهی نمایید تا شاید ...... یاشاسین آذربایجان یاشاسین تراختور اين روزها جايگاه تراختور در جدول ليگ
برتر نقل محافل است. عده اي اين مطلب را دستمايه قرار داده و طي عناوين
متعددي سعي دارند جهش اين تيم مردمي را تخطئه نمايند.يكي مي پرسد چرا
تماشاگر كم شده ؟ ديگري مي گويد داور كمك كرده ؟ وآن يكي كه بغض خود را با
قلم به تصوير كشيده تمام خوبيهاي تراختور را رها، و سخن سرمربي ساده لوح
قرمزهاي پايتخت را آب و تاب داده تا باشگاه تراختور را بكوبد. قصد دارم در
اين مقال در حد توان از منظري ديگر به حواشي موجود بپردازم. چندی پیش مقاله ای با نام مگسان و شیرینی تراختور از جانب آقای آدی یوخ در قارتال تورک اوغلو اینروزها در برخی محافل از طلوع درخشان اما غروب غم انگیز (!) هواداران پرشور عبارات فوق و سایر اظهارنظرهای مشابه حاکی
از اتفاقی است که لو بطور گذرا بر بستر فوتبال ایران جاری شده است
همانطوریکه که ظهور هواداران دهها میلیونی تراکتور یک اتفاق ویژه در مقطعی
از تاریخ فوتبال کشور بود طبعاً غروبشان نیز برای آنانی که از دور نیز دستی
بر تنور داغ جامعه ی بزرگ هواداران تراکتور ندارند غیرمنتظره تر و شگفت
انگیزتر می نماید. اما چه آمدن و رفتنی؟ مگر میشود اینهمه
هوادار یک روزه همچون پرندگان مهاجر بیایند و بروند؟ آیا ممکن است که
اینهمه شور و غرور فقط در طی چند بازی کمرنگ شود؟ مگر میشود که دیگر از
ورزشگاه سهند طنین فریاد عاشقانه "یاشاسین آذربایجان" به گوش نرسد؟ وقتی در
بازه ی زمانی خیلی کوتاه دو هوادار سرخ قامت از فرط احساس پاکشان به
محبوبشان در کمای عشق بی حد و حصرشان به معشوقشان غرق میگردند آیا ممکن است
که نوای دل انگیز عاشقان به یکباره در ورزشگاه بزرگ سهند آذربایجان خاموش
گردد؟ مگر امکان دارد که اقیانوس خروشان هواداران تراکتور به ناگاه از
خروشیدن بازایستد؟ نگارنده میداند که هیچکدام از گفته های
فوق در خصوص هوادارانی که احساس پاکشان سرچشمه ی زلال عشقشان به تیم
محبوبشان می باشد صدق پذیر نیست. او آنان را می شناسد و به آنان باور دارد.
میداند که آنانی که بسان قهرمانان تاریخساز سرزمین مادریشان با حضور حماسی
و عاشقانه ی خود بارها و بارها صفحات خالی فوتبال کشور را به نام درخشان
آذربایجان مزین نمودند همیشه و در همه حال خواهند بود و خواهند ماند. یقین
دارد که آنان هدف خود را بخوبی می شناسند و سختیها و مرارتها و کارشکنیها و
سنگ اندازیها نخواهد توانست سد راهشان برای به اهتزاز درآوردن پرچم سرخ
تیم محبوبشان بر فراز قله های افتخار و پیروزی باشد. اطمینان خاطر دارد که
ناهمواریهای راه پرفراز و نشیبی که در پیش گرفته اند نخواهد توانست به
اندازه ی سر سوزنی در درستی راهی که با قلبشان آن را باور دارند شبهه ایجاد
نماید. تردیدی ندارد که آنان مثل همیشه با حضور پراحساس و حماسی خود
زیباترین لحظات تاریخ فوتبال کشور را به تصویر کشیده و رویای خواب نماشدگان
را به کابوسی تلخ بدل خواهند نمود... آرتان آرمان بامداد امروز از شبکه سه سیما تماشاگر بازی تیم های بارسا و بیلبائو بودم همین که سوت آغاز بازی بصدا در آمد همگی سرپا و خستگی ناپذیر تیمشان و حتی
فراتر از تیمشان، هویتشان را تشویق نه می پرستیدند، خلاصه مطلب بازی با
فشار بیلبائو و با ریتم هجومی که بر گرفته از مارش آوائی هوادارانش بود
آغاز شد و تا دقایق 55، 60 بازی نتیجه ای که اسکوربورد استادیوم از جدال
ایشان نمایش می داد تساوی یک یک بود تا در این دقایق کاتالانها به لطف
تاکتیک تیمی فوق برتر خویش حریف را از پای در آوردند ولی سکوهای باسکی ها
همچنان پرتوان بود و سرزنده، در این بین یکی از هواداران کم طاقت بیلبائو
از کوره در رفته و شئی به داخل زمین پرتاب می کند که این حرکت او قبل از کل
عالم توسط هم قطارانش نکوهیده می شود و براساس آنچه دوربین های تیزبین
ماتادورها ثبت کرد فرد خاطی خود نیز بلافاصله از کرده اش پشیمان گشته بود
سوت پایان بازی بصدا در می آید و بارسلونا در نهایت شایستگی به مقام
قهرمانی ((کوپا دل ری)) می رسد و هوادارانش شروع بخواندن سرود قهرمانی می
کنند که ناگهان ... ناگهان صدای بزم و شادی ایشان با فریاد
های مهیب باسکی ها که در حمایت از 11سربازشان بصدا درآمده محو می شود، کل
دنیا به احترام این ملت، به احترام این تعصب و به احترام این فرهنگ و شعور
خبردار می ایستند، طرفداران بیلبائو با شعارهای خویش بسان مادری مهربان
بازیکنانشان را که در حکم فرزندی خطاکرده باشند بسوی خویش فرا می خوانند،
چه صحنه ایست! حتی بویان، مسی، والدز، پویول، ژاوی و تؤره نیز وسوسه جام
طلا را فراموش کرده اند و به این همه زیبائی خیره گشته اند، یسته و
اورزائیز و اچبریا و لیورنته و سایر مردان بیلبائو بسان فاتحان دور افتخار
در مستایا می زنند و مورد لطف مردمانشان هستند، خوان کارلوس (پادشاه کنونی
اسپانیا) پسر ژنرال فرانکو نیز علی رغم تمایلات و اعتقاداتش مجبور است که
لب به ستایش بگشاید و از زیبائی هائی که در آن شب دیده بنویسد، بالاخره
مراسم اعطاي جوائز آغاز می شود، کاپیتان پویول آن جام زرین را از دستان
پادشاه می گیرد. اچبریا و دوستانش نیز جام آکنده از عشق و ایمان را از
دستان مردمانشان می گیرند. در آن شور و حال ناگهان بخود آمده و می
بینم که من نیز به احترام آن همه زیبائی به احترام آن مردمان دوست داشتنی
سرپا ایستاده ام و اشک چشمانم را فراگرفته، جداً شاهد چه صحنه های غرور
انگیزی بودم، صحنه هايی که می پنداشتم در تاریخ و فرهنگ فوتبال تکرار
ناپذیر است، جداً شب بیاد ماندنی بود، فردای آنروز در جمع دوستان سرصحبت از
آن اتفاقات گشودم و هرگونه که اندیشیدیم و قضیه را تحلیل نمودیم فقط به
این نتیجه رسیدیم که سطح هواداری در آنجا بسیار بالاست و فرهنگ و شعور
ملتشان نیز در حد اعلا و ممتاز است. آن روزها نیز تراختور بسان این روزها
هم خوب می برد و هم خوب بازی می کرد، یادم رفت بگویم سال آخر حضور تراختور
در لیگ یک بود، لیگی که تراختور استارتش را بسان امسال از نیم فصل دوم زده
بود و مدام پشت سرهم می برد و از شاهین بوشهری که در نیم فصل اول 12 امتیاز
پیش بود، با یک امتیاز اختلاف پیشی گرفته بود. تراختور به شیرین فراز رسید، شیرین فرازی
که نوستالژی تلخی در ذهن هواداران بود و یادآور آن شکست تلخ و تاریخی 2 بر
1. آن روز را خوب بیاد دارم، روز شومی بود، اصلا احساس خوبی نداشتم، بعد از
مدت ها میشد به وضوح تشخیص داد که تدابیر امنیتی شدید گشته و باد بهاری
ناخوشایندی در اوج پرتوافشانی خورشید در حال وزیدن بود (مثال آب و هوای
تبریز) بازی شروع شد، که ای کاش شروع نمی شد عجب مهاجم چقری داشت شیرین
فراز هر بار که رامین باتعصب (رامین محمدپور) و سید (میرعلی شفیعیان)
اشتباه کردند این مهاجم کوتاه قامت تور دروازه تراکتور را به لرزه درآورد،
این مهاجم کسی نبود جز محمد احمدپوری خودمان که در آن روز تلخ سه بار
دروازه تیممان را گشود و حالمان را گرفت، اما... اما بعد از بازی اتفاقی رخ
داد که تاریخ فوتبال دنیا را دگرگون ساخت، اتفاقی که مدال عزت و غرور برای
آذربایجانیان به ارمغان داشت، علی رغم تلاش های پشت پرده برخی مسئولان و
مربیان به اصطلاح بومی برای سمت و سو دادن شعارهاي بعد از بازی و در صورت
باخت احتمالی تیم علیه سرمربی و بازیکنان، مردم آذربایجان صفحه زرین دیگری
در تاریخ و فرهنگ فوتبال ورق زدند. آذربایجانیان از غنای فرهنگی خود در کالبد
فوتبال دمیدند و کاری کردند که به شهادت شاهدین اشک از دیده گان سرمربی و
بازیکنان روانه شد و((تیراختور گئش گل بورا )) نوای دل نشینی بود که نه
تنها در آنروز بلکه در فصل بعد و میدان های دیگر نیز به گوش خورد با بازگشت
اسطوره به سطح اول فوتبال ایران نه تنها این فوتبال که کل فوتبال جهان
شاهد و ناظر هزاران هزار زیبائی دیگر شد و روح فرهنگ در شریانهای این رشته
ورزشی به جریان افتاد. مردمانی که خوب را از بد تشخیص میدهند و به رنگ و
قوم و نژاد کاری ندارند و تنها بدنبال ارزش های والای انسانی اند، این گفته
را حاج مایلی، دکترصدر، قاضی شریفی، پرویز مظلومی، حمید استیلی، قلعه
نوعی، ابراهیم زاده، یاوری، مدیرروستا، مدیرعامل ملوان، فرستاده ویژه
باشگاه گالاتاسارای، مسئولین ای اف سی و هر آنکس که هنوز سرسرای دلش را مال
دنیا و هوس جاه نگرفته بارها معترف بوده و آنکس که پشت سر این مردم، بد
گفته باید عیب کار در خویش بجوید که سخت کج راهه رفته است. حال وقتی امشب در بازی بارسا - بیلبائو به
هنگام تعویض ژاوی، ارناندس دیدم باسکی ها آنگونه به احترامش ایستادند و
تشویقش کردند اصلا تعجب نکردم، چون این تشویق ها و خوشامد گوئی ها پیش کش
ما تراختوری ها به کل حریفانمان است، تراکتوری هائی که به بزرگی و کوچکی
حریف کاری ندارند، جایگاه حریف در جدول رده بندی را کاری ندارند، به حریف
به دیده میهمان می نگرند و و احترامش واجب می دارند، خلاصه تیم حریف چه
برنده و چه بازنده راضی از تبریز برمی گردند چون فوتبال در اینجا بمعنای
حقیقی حرفه ای دنبال می شود و فوتبال حرفه ای بدان معنا نیست که برخی آن را
برای خود دکه و محل کسبی کرده باشند، اینجا آذربایجان است، آذربایجانی که
از ازل تا ابد مهد تمدن و فرهنگ بوده و خواهد بود، آذربایجانی که مردمانش
اسوه غیرت و جوانمردی اند، مردمانی که پاک تینت پاک نهادند به نقل از: azspor.blogspot.com در جهان فوتبال ،تیمهای رئال مادرید و بارسلونا دو تیم پر ستاره باشگاهی جهان هستند که بیشترین طرفداران به بارسلونا با بازیهای روان و زیبا و نتایج
خوب،به بهترین تیم جهان در سالهای اخیر تبدیل شده و حتی برخی کارشناسان،
بارسلونای فعلی را بهترین تیم باشگاهی تاریخ فوتبال می دانند. در حالی که
اکثر تیمهای ثروتمند اروپایی با پرداخت پول و خرید ستارگان امریکای جنوبی
،افریقا و اروپایی سعی در تقویت خود و جذب بازیکنان مورد نیازشان را
دارند،بارسلونا استراتژی متفاوتی را دنبال می کند. سیاست بارسلونا به خصوص
در سالهای اخیرتوجه به تیمهای پایه و بازیکنان بومی است. این تیم در ترکیب
اصلی خود از 6 تا 7 بازیکن بومی استفاده می کند .بازیکنانی چون کارلوس
پویول،ژاوی هرناندز،سرجی بوسکتس ،اینیستا ،جرارد پیکه، بویان کرکیج و
ویکتور والدس همگی بومی و کاتالان می باشند که به همراه بازیکنانی مانند
مسی از تیمهای پایه بارسلونا پرورش یافته و با اعتماد و حمایت مربی تیم، پپ
گواردیولا، فرصت بازی یافته و اینک به ستارگانی بزرگ تبدیل شده
اند.ستارگانی که بهترین تیم جهان هیچ هزینه ای را برای به خدمت گرفتنشان به
تیم دیگری نپرداخته است.بارسلونا با این روش نه تنها توانسته است کسری
بودجه خود نسبت به رئال مادرید را جبران کند بلکه بازیکنان باکیفیت تری را
در اختیار داشته باشد. در آسیا ،تیراختور به عنوان پرطرفدارترین و
پرتماشاگرترین تیم، باید به تیمی همیشه مدعی تبدیل گردد.برای رسیدن به این
هدف استراتژی صحیح و مناسب از ضروریاتی است که باید داشته باشد. از جمله
استراتژی تیم برای چگونگی داشتن بازیکنان بزرگ مشخص شود. در زمینه به خدمت
گرفتن بازیکنان مناسب،روش خریدن بازیکنان بزرگ ، با وجود رقبای ثروتمندتر
در ایران مانند استقلال،پیروزی ،سپاهان،ذوب آهن و مس کرمان که از بودجه
دولتی مناسبی برخوردارند ،چندان نمی تواند کارساز باشد.ضمن اینکه سابقه
41سال گذشته تیراختور نشان می دهد که این تیم همیشه با مشکلات مادی مواجه
بوده است. آغ بولوت عد از رکود چند هفته ای فوتبال لیگ برتر هفته بیست و یکم مسابقات با دو دیدار حساس و سرنوشت ساز برای فوتبال عده ای تصور می نمایند بتدریج با تخلیه ی هیجان و شور و حال هواداران تراکتور، این تیم نیز به یک تیم معمولی مثل امروزه نگاه به فوتبال در تمام دنیا متحول
شده و هیچ تیمی نمی تواند بدون گردآوری فاکتوهای لازم برای موفقیت، از
قبیل پشتیبانی مالی مناسب، سازماندهی مناسب باشگاهی و تیمی، به کارگیری
مدیریت توانمند، به خدمت گیری بازیکنان و مربیان درجه یک و توانا، استفاده
از اهرم های سیاسی مانند حمایت نهادهای مسوول امر ورزش و فوتبال و سایر
نهادهای اجرایی، استفاده از دانش روز و دهها فاکتور دیگر در این زمینه موفق
باشد اما با وجود اهمیت اساسی هر کدام از این آیتمهای مهم در موفقیت
تیمهای فوتبال، با توجه به فرهنگ ناب هواداری و شیوه ی خاص حمایتی که
هواداران تراکتور از خود به نمایش گذاشته اند شکی نمانده است که ضریب
اثرگذاریشان که تکیه گاه اصلی تیم محبوب خود می باشند به مراتب فراتر از
جمیع آیتمهای فوق الاشاره می باشد و وقتی به جایگاه کنونی تراکتور در جدول
رده بندی که نقطه ی عطفی در تاریح حضورش در مسابقات لیگ برتر می باشد نظری
می افکنیم بیشتر به اهمیت حضور هواداران دهها میلیونی این تیم که در اقصی
نقاط کشور با شور و احساس تمام آن را مورد نوازش خود قرار داده و حاضر به
هر نوع از خودگذشتگی بخاطرش می باشند پی می بریم و هر قدر تیم به آسیا
نزدیک تر میشود اهمیت این پیوند عاشقانه بارزتر می گردد. تفاوتی اساسی که هوادار تراکتور با
طرفداران تیمهای دیگر دارد این است که هوادار تراکتور درک روشنی از تیم
محبوب خود داشته و میداند که چرا از تیمش حمایت می نماید؟. هر قدر که به
انتهای فصل نزدیکتر میشویم رویای هواداران تراکتور نیز به حقیقت نزدیکتر می
شود. باز شدن دروازه های فوتبال آسیا به روی تراکتور این تیم را از حالت
یک تیم منطقه ای درآورده و به آن کسوتی آسیایی و جهانی خواهد بخشید. در تعطیلات نیم فصل فرصت مناسبی دست داد
که هواداران بیشتر به ارزیابی کم و کیف حضور خود در ورزشگاه بیندیشند شواهد
گویای آنست که به رغم رکود مقطعی که در چند مسابقه ی اخیر تراکتور مشاهده
گردید البته منهای بازی با پرسپولیس که ورزشگاه مالامال از جمعیت بود؛
دوباره عزم هواداران برای خیره نمودن نگاههای اهالی فوتبال کشور به
هواداران کم نظیر این تیم جزم است آنان می دانند که تنها راه رساندن تیم
محبوبشان به آسیا حمایت آتشینشان از آن در کوران داغ مسابقات حساس
باقیمانده ی فصل می باشد. دیگر مجالی برای هیچ تعللی وجود ندارد آسیا در
چندقدمی ماست پس اینبار حتی توفنده تر از قبل به پیش تاخته و آسیا را مقهور
هنرنمایی خود خواهیم نمود. آرتان آرمان بازهم در شرایطی که تراکتور در آرامش بسر می برد و هواداران عزم خود را برای استقبال از آسیا منتظر حضور تراکتور با خیل
عظیم هوادارانش می باشد با دامن زدن به حواشی بی سرانجام تراکتور را به
مسیرهای صعب العبور هدایت ننماییم. آرتان آرمان
تراختور یا تراکتور نامیست که قشر بزرگی از مردم را هدایت میکند. كمیته انضباطی فدراسیون فوتبال رای خود را در مورد جاسم كرار بازیكن تیم
تراكتور سازی می دهد و او را محكوم به 5 جلسه محرومیت و 10 میلیون تومان می نماید
و باشگاه تراكتور سازی هم محكوم به پرداخت 10 میلیون تومان بعلت رفتار تماشاچیان
می شود رای كه با توجه به احكامی كه در
مورد مبعلی و جباری و كعبی صادر شده
است بسیار عجیب می نماید و این در
حالی است كه همگان دیدند كه در بازی های ذوب آهن
و مس و استیل آذین و استقلال و فولاد .. چه گذشته است اما در این میان
اظهار نظر مدیر عامل باشگاه تراكتور سازی جالب است كه می فرمایند این رای را
عادلانه می دانند زیرا با توجه به سه جلسه غیبت كرار حكم مناسبی صادر شده است این
كه اعتراض به حكم كرار می تواند نتیجه ای داشته یا نداشته باشد بحث دیگری است زیرا
كمیته استیناف نشان داده است كه در اكثر اوقات رای كمیته انضباطی را تایید می كند
اما این كه مدیر عامل یك باشگاه این رای را عادلانه می داند از آن نوع حرفهای فوتبال ما است كه باید در مورد آن بحث كرد از
مدیر عامل باشگاه می پرسیم 1/ این چگونه رای عادلانه ای می تواند باشد وقتی كه كعبی به داور توهین می كند
یك جلسه و جباری می خواهد در اهواز داور را می خواهد بزند به جریمه نقدی و مبعلی
در زمین مسابقه با شهرداری همان حركات را انجام می دهد و تنها یك جلسه محكوم می
شوند آن وقت جاسم كرار در حالیكه مشتی از محمد نوری می خورد 5 جلسه و خود نوری هم
اكنون در قطر است ؟ 2/ شما گفته اید كه با توجه به سه
جلسه غیبت كرار تا به اینجا این رای را عادلانه می دانید می پرسیم شما خبر دارید
كه حاصل عدم حضور كرار در بازی جام حذفی
این شد كه تیم تراكتور سازی از این
مسابقات حذف شد آیا اگر داور آن پنالتی دقیقه آخربازی با شهرداری را نمی گرفت و تراكتور دو امتیاز داده بودباز هم شما از
عدالت این رای سخن می گفتید ؟ 3/ آقای سردار جعفری با خود اندیشیده اید كه چگونه حدادی فرد در استادیوم
آزادی می تواند آن رفتار را با سر مربی خود بكند و تماشاچیان را تحریك نماید و یا
بازیكنان ذوب آهن در اصفهان به همراه سر مربی و كادر فنی خود آن گونه تماشاچیان را
در بازی با مس تحریك كنند و یا جباری در
شهر اهواز آن گونه تماشاچی را تحریك كند و یا تماشاگران پرسپولیس بیانه ای سراسر تحریك آمیز در ورزشگاه بخوانند اما
هیچكدام به اندازه بازیكنان طرفدران
آذربایجان تنبیه نمی شوند ؟آیا براستی حق چنین است ؟ جناب سر دار جعفری ! حق این تماشاگران این نبود كه این گونه از جنبه ضعف با
این مسئله قبول كنید مگر قرار بود چه
اتفاق دیگری بیافتد ؟آیا قرار بود تراكتور سازی را به دسته پایین بفرستند ؟ شما كه حاضرید هزینه های تبلیغاتی زیادی را تقبل
كنید باید حداقل اعتراض به این ناعدالتی
می كردید حتی اگر نتیجه نداشت اما این اظهار رضایت دردی مضاعف برای طرفداران تیمی
بود كه شما رابعنوان مدیر عاملش دیدند 4/ سخنی هم با كمیته انضباطی فدراسیون فوتبال داریم آنهائی كه از در دروازه داخل
نمی شوند ولی می خواهند از سر سوزنی وارد شوند
می گوئیم رفتاری كه طرفداران تراكتور سازی با شما در طول هفته گذشته در
ورزشگاهها انجام دادند و خواستار برخوردی با دیدگاه رافت كه شما مدعی اجرای آن
هستید از شما انتظار داشتند یك حركت خود جوش و فرهنگی بود یك حركتی می توانست جو
را تلطیف كند و اقدامی برای فرهنگ سازی و
پاك سازی فضای غیر اصولی حاكم بر ورزشگاهها باشد اما شما این فرصت را از خود و
فرهنگ فوتبال و تماشاگران و.. گرفتید و آن را ناكام كردید و از این رو باید بگوئیم
متاسفیم در هر حال كمیته انضباطی چون همیشه
سیاست یك بام چند هوا را انجام داد اما سخنان مدیر عامل باشگاه ما را سخت به زمزمه این بیت برد كه گفتا ز كه نالیم كه از
ماست كه بر ماست چه بخواهیم و چه نخواهیم فوتبال دو سر دارد یك سرش سراسر از شهد وشیرینی و
خوشحالی است كه پیروزی نام دارد و طرف دیگرش تلخ كامی و ناراحتی و غم است كه باخت
به آن نام نهاده اند و این باخت وقتی ناراحت كننده است كه در جلوی خودی ها باشد و
این حكایت در بازی دربی شهرداری تبریز و تراكتور سازی هم وجود دارد شاگردان حمید
درخشان در دربی تبریز تا آخرین دقیقه در مقابل تراكتور سازی بسیار خوب ظاهر شدند
اما اعلام وقت اضافی كه به نظر در خشان بیش از اندازه بود باعث شد كه حادثه پنالتی
در این بازی رخ دهد و تراكتور سازی بازی را ببرد و خود را به لكوموتیو صدر نشینان
قطار لیگ همچنان وصل كند اما به گفته شاهدان عینی به همان اندازه كه غریو شادی و
مهر در رختكن تراكتور سازی به گوش می رسید در آن سوی در رختكن شهرداری صدای شیون غم
بس نوای رسائی داشت و شاید این غم را
بتوان به باخت در دقیقه 94 ربط داد اما
شاید اگر نگاه دیگری به این حادثه داشتیم باید گفت بازیكنان شهرداری تبریز خیلی غمگین بودند كه
چگونه در شهر خودشان این گونه غریبه بودند البته نباید این مسئله را چندان غیر
طبیعی دانست كه در هر شهری می تواند چنین حالتی وجود داشته باشد و هیچگاه محبوبیت
بارسلونا با اسپانیول و رئال مادرید با آتلتیكو مادرید و منچستر یونایتد با منچستر
سیتی یكسان نبوده است اما طرفداران فوتبال آذربایجان و در راس آنها طرفداران عاشق
تراكتور سازی باید بدانند كه شهر داری تبریز و شاگردان حمید درخشان می توانند
بسیار مفید برای شهرشان و اعتبار استانشان و حتی تیمشان باشند طرفدران فوتبال تبریز باید بدانند كه شهرداری
تبریز دو امتیاز از پرسپولیس گرفت و باعث شد این تیم امروز دارای 32 امتیاز و در
نزدیكی تراكتور سازی نباشند از سوی دیگر
همین شهرداری بود كه در تهران با متوقف كردن استقلال توانست امروز استقلال را با آنها در امتیاز 34 برابر
كند شهر داری تبریز در اولین بازی دور برگشت با مس كرمان در تبریز بازی دارد مس
اگر در این بازی دچار مشكل شود و تراكتور سازی به روند بردهای خود ادامه دهد
آنگاه تراكتور می تواند به رتبه سوم هم
برود و این یك طرفه قضیه است از سوی دیگر
اگر شهرداری در لیگ خوب نتیجه بگیرد باعث
می شود كه تراكتور هم روحیه داشته باشد و مردم شهر تبریز هم خوشحال خواهند بود كه
اگر در هفته ای تیمی از شهر آنها مهمان
باشد به همت میزبانی دیگر تیمشان جشن فوتبال در تبریز ادامه دارد و مردم فهیم شهر
تبریز می دانند كه هیچ شهری در دنیا راضی نیست كه تیم شهرشان حتی اگر به اندازه
تیم اول شهرشان قوی و پر مهره و محبوب نباشد
به دسته پایین تر برود همان طوری كه در شهر مونیخ كمتر عاشق فوتبالی را می توان شناخت كه از سقوط
مونیخ 1860 خوشحال باشد حتی اگر بایرن مونیخی در شهر باشد كه نایب قهرمان و قهرمان اروپا درسالهای مختلف بوده باشد به همین دلیل امروز تماشاگران عاشق فوتبال تبریز باید به نوعی دلجوئی از
شهرداری تبریز كنند مردان شهر داری در بازی پنجشنبه گذشته احساس دلتنگی كردند و
خود را در شهرشان غریبه یافتند كه البته چندان غیر طبیعی نبود ولی می توانست با
كمی تیز بینی مدریتی وكمی توجه فرا تیمی و نگاه به اولویتهای شهر و استان شرایطی
بهتر بوجود می آورد كه بازیكنان شهرداری چنین احساس تنهائی نكنند اما هنوز هم دیر
نشده است و می توان امیدوار بود كه تیم
شهرداری همچنان دارای روحیه شود شاید بهترین كار در این تعطیلات برای مردم شهر
تبریز این باشد كه در سر تمرینات شهرداری هم حاضر شوند و آنها را هم تشویق كنند و
در بازی مس كرمان و شهرداری هم سنگ تمام
بگذارند طرفداران تراكتور سایز باید بدانند شهر داری می تواند با ایستادگی در
مقابل حریفان تراكتور هم سهمیه تیمهای استان و شهر آنها را در لیگ بر تر حفظ كنند و هم این كه به تراكتور
كمك كنند كه راهی مسابقات قهرمانی لیگ باشگاههای آسیا شوند شهر داری یا به قول بچه
های تبریز بلدیه نیاز به مهر عاشقان فوتبال آذربایجان و خصوصا طرفداران تراكتور
سازی دارند پس بجا است آنها را تنها نگذارند و اشكهای آنها را پاك كنند تورج عاطف/
www.tourajateef.blogfa.com سالها است كه در فرهنگ عامه از پول بعنوان ” چرك كف دست ” سخن می گویند و
ظاهرا هیچ كس به آن اهمیتی نمی دهد و به مسائل بسیار مهمتری اشاره دارند و
اصطلاحاتی بی معنی چون ” قابل ندارد ” و ” بفرمائید ” و ” مهمان من ” را
می شنوید اما وقتی پای حساب كه می آید قصه ها طولانی می شود … این حكایت
در فوتبال هم هست همه جا صحبت از عشق به طرفدار است سخن از بازی بخاطر
مردم بوده است و چنین است كه ماشینها بزرگ می شود خانه ها وسیع تر و
طبیعتا كلام عشق به طرفدار افزون تر می گردد در این روزها سخن در مورد
تراكتور سازی زیاد است وقتی رای غیر عادلانه كمیته انضباطی در مورد جاسم
كرار اعلام می شود مدیر عامل باشگاه و سر مربی این تیم دمی و كلامی از عشق
به طرفدار نمی زند و گوئی طلبكاری طرفداران ندارد سینه های ستبر می شود و
از هیچكدام از آنها سخنان كه ” طرفدار را عشق است ” نمی شنویم و در پی آن
باز می شنویم كه سر مربی تیم تراكتور سازی می گوید ” اولویت در حل
مشكلات مالی بازیكنان است ” می پرسیم این درست است كه پول حلال مشكلات
است این را هم قبول داریم كه باشگاهی كه با بازیكنان قرار دادی منعقد می
كند باید پول بازیكنان و سرمربی را بپردازد اما این جمله كمالوند كه می
گوید ” اولویت در حل مشكلات مالی است ” صحیح می باشد ؟ تراكتور سازی در
وضعیت حساسی قرار دارد این تیم باید در آغاز لیگ به دنبال گرفتن رقبای
بالا سری و دور شدن از رقبای پایینی باشد اما در این میان صحبت فقط در
مورد پول است از آقای جعفری می پرسیم شما كه از عدالت كمیته انضباطی تشكر
می كنید آیا به این مسئله توجه كرده اید كه حق نبوده است كه تیم تراكتور
سازی كه الحق و الانصاف خوب نتیجه گرفته است چنین دچار مشكل مالی شود ؟
شما به چه دلیل اجازه دادید كه تیم دچار این مشكل شود ؟ عوامل ایجاد این
مشكلات مالی چه كسانی بوده اند ؟آیا اگر در استان كسی با شما همكاری نمی
كنید نباید رسما اعلام كنید؟ آنهائی كه پشت موفیقتهای تراكتور سازی
بازیهای سیاسی انجام می دهند باید به فكر تداوم این موفقیتها بوده و مرد
روزهای برد تنها نباشند ؟ از سوی دیگر با آقای كمالوند سوالی را مطرح می
كنیم و آن این است كه چگونه حالا مسائل مالی در اولویت قرار گرفت ؟پس آن
همه عشق كه از آن صحبت می كردید و دیگران را كه به صرف علاقه به تراكتور
سازی بی هیچ مزد و در آمدی در مورد این تیم ایراداتی داشتند و آنها را
شما دشمنان تراكتور می دانستید چه شد ؟ از سوی دیگر سخنی شما امروز گفتید
و اعلام داشتید كه به دنی الروم اعتقاد ندارید زیرا این بازیكن دو سال است
گلی نزده است می پرسیم به چه دلیل الروم به این روز افتاده است ؟ همه می
دانند كه دنی عرفان الروم یكی از بهترین خارجی هائی است كه به ایران آمده
و در ابومسلم عالی بوده است و حداقل بهتر از علیزاده بوده كه سوگلی تیم
شما است اما این سرمایه در تراكتور سازی سوخته شده است آیا می توانیم
بپرسیم خسارت نابود كردن این مهره گرانقیمت را چه كسب به غیر از شما
پرداخت باید كند ؟آیا نباید بپرسیم به چه دلیل او و پیمنتا را خریدید تا
پشت علیزاده بایستند ؟سوال بعدی این است اگر الروم خوب نیست پس چرا خطیبی
را به گسترش فولاد داده اید ؟ هزینه بازیكنی چون خطیبی را چه كسی بر گرده
تراكتور سازی جز شما انداخته است ؟ همین حكایت در مورد منیعی هم وجود
داشت چرا او به تراكتور سازی آمد و بعد از این تیم رفت ؟ آقای كمالوند شما
بازیكنان زیادی را به این تیم آوردید كه بسیاری از آنها بازیكنان گران
قیمتی بوده و سپس هزینه و خسارت این رفت و آمدها به گرده تراكتور سازی
افتاد پس چرا آن موقع صحبت از این نداشتید كه اولویت و قول برای موفقیت
ربطی به مسائل مالی دارد ؟ امروز در شهر تبریز مردم بسیاری از گرفتاری های
مالی زندگی روزمره را بخاطر عشق به تراكتور تحمل می كنند مردم تبریز بدون
امكانات به ورزشگاه می آیند و حتی دچار مشكلات جسمی نظیر آن جوان عاشق
تراكتور می شوند و دم نمی زنند امروز بسیاری بی هیچ چشمداشتی به عشق
تراكتور فریاد زده و یا حتی قلم می زنند امروز بسیاری عاشق كار در تراكتور
هستندو خیلی ها حاضرند چون نصرتی و تیموریان و جاسم كرار به تراكتور
بیایند تا دیده شوند پس لطفا اینقدر این چرك كف دست را به سر ما نكوبید
مشكلات تراكتور سازی چون دیگر تیمها است كه تازه به همت بسیاری از نقل و
انتقالهای اشتباه شما بیشتر هم شده پس كمی صبر كنید این تیم نیاز به
گروگشی در این مقطع ندارد تورج عاطف/ http://www.tourajateef.blogfa.com ژان یونیر(فرانسوی) چرا اروپائیان تبریز را برای سکونت انتخاب کرده بودند ؟ تبریز
در آن موقع مرکز ستاد عباس میرزا بود و کرسی آذربایجان بشمار میاید و از
حیث وسعت و کثرت جمعیت اولین شهر ایران محسوب میشد و سفرای دول اروپائی در
تبریز بسر میبردند در صورتی که تهران پایتخت کشور بود . علت این که سفرای دول اروپائی در تبریز بسر می بردند نه در تهران از این رار بود : اولا
تبریز نسبت به تهران یک شهر متجدد بشمار میامد و مردم تبریز از ارامنه
قدیم با اروپائیان محشور بودند و با آنها داد و ستد میکردند و وقتی
اروپائیان از معابر می گذشتند کسی روی خود را برنمیگردانید تا با کنجکاوی
آنها را از نظر بگذراند و وقتی یک اروپائی به یک دکان نزدیک میشد و میخواست
چیزی خریداری کند دکاندار، حیرت نمیکرد و دچار تردید نمیشد که آیا چیزی به
او بفروشد یا نه، در صورتی که آن موقع در تهران، پایتخت کشور، دکاندار
دچار حیرت و تردید میشد و شاید برای این که بین سوداگران وجهه خود را از
دست ندهد، از فروختن کالا به آن اروپائی خودداری میکرد . مردم
تبریز از مدتی قبل از دوران صفویه عادت کرده بودند که اروپائیان را ببینند
و با آنها معاشرت و معامله کنند و (دوکا)ی کشور (ونیز) و (لیور) کشور
فرانسه، و (روبل) کشور روسیه در بازار تبریز مثل پول ایران، رایج بود و
هنگامی که تبریزیها با اروپائیان معاشرت و معامله میکردند تهران، حتی بین
خود ایرنیان شهرت نداشت و قریه ای بود نزدیک خرابه شهر قدیمی(ری) که بعضی از جغرافیا نویسان اسلامی، اسمی از آن در کتاب خود برده بودند . در
زمان فتعلی شاه تهران یک قصبه بود و از عماراتی که کریمخان زند در آن
بوجود آورد گذشته، عمارتی دیگر در آن دیده نمی شد که متناسب با یک شهر باشد
. دکتر
(بارنز) انگلیسی که در سال 1833 میلادی و پنج سال بعد از انعقاد عهدنامه
ترکمان چای در ایران سیاحت کرد نوشته که جمعیت شهر تهران، بیست و پنج هزار
نفر است 1
ولی تبریز در آن موقع بنا بر نوشته همان جهانگرد انگلیسی چهارصد هزار نفر
جمعیت داشته است و اروپائیان در تبریز، تقریبا خود را در یک شهر اروپائی
میدیدند و احساس ناراحتی نمیکردند و بهمین جهت ترجیح میدادند که در تبریز
سکونت کنند . علت سوم که سبب شده بود اروپائیان تبریز را برای سکونت انتخاب نمایند این بود که از آنجا زودتر با کشورهای خود تماس حاصل میکردند . آنها میتوانستند از تبریز پیک های خود را به بندر طرابوزان بفرستند تا از آنجا با کشتی به اروپا بروند . اما
از تهران فرستارن پیک به طرابوزان دشوارتر بود یعنی مسافرت یک پیک از
تهران تا طرابوزان بیشتر طول میکشید و سفرای دول خارجی در ایران علاقه
داشتند که با کشورهای خود، رابطه سریع داشته باشند(البته نسبت به سرعت
وسایل نقلیه آن زمان) . سفیری
که در تبریز بود میتوانست پیک خود را در نیمی از مدت که برای فرستادن یک
پیک از تهران ضرورت داشت به طرابوزان بفرستد و صرفه جوئی در وقت هنگام
کارهای فوری ضروری بود . علت
چهارم که سبب میشد اروپائیان، بجای تهران در تبریز بسر ببرند این بود که
تبریز از حیث آب و هوا به اروپا شباهت داشت بدون اینکه رطوبت کشورهای ساحلی
اروپا را داشته باشد . دکتر بارنز انگلیسی مینویسد که هوای تبریز بقدری خوب است که هیچ اروپائی در آنجا بیمار نمیشود . مگر
این که بعمد خود را بیمار نماید یعنی بر اثر افراط در غذا خوردن و نوشیدن
مشروبات الکلی خود را بیمار کند اما بقول او از هوای تابستان تهران، خیلی
اروپائان را ناراحت میکند و آنها را بیمار مینماید . بطور
کلی تمام جهانگردانی که در ایران مسافرت کرده اند از هوای تابستان تهران
که ابرآلود هم میشود اظهار عدم رضایت کرده اند و نوشته اند که در فصل
تابستان کسی در تهران نمی ماند و همه مردم به مناطق ییلاقی میروند تا اینکه
از گرمای تهران و آسمان ابرآلود آن آسوده باشند . وقتی
مردم بومی تهران نمی توانستند در فصل تابستان در آن شهر زندگی کنند، بطریق
اولی اروپائیان که در کشورهای سردسیر زندگی میکردند از گرمای تابستان
تهران بیشتر ناراحت بودند . علت پنجم سکونت اروپائیان در تبریز مرکزیت بازرگانی آن بود . مرکزیت
بازرگانی تبریز سابقه ای طولانی دارد و تاریخ حاکی از این است که تبریز
حتی در قرون اولیه میلادی دارای مرکزیت بازرگانی بوده است و در آن موقع آن
شهر را (توروز) میخوانده اند . بازرگانان
صادر کننده و وارد کننده سکونت در تبریز را بسکونت در تهران ترجیح میدادند
چون وسائل کار آنها در تبریز خیلی بیش از تهران موجود بود . تبریز
علاوه بر داشتن تجارتخانه های بزرگ، صرافی های بزرگ داشت که کار بانک های
امروزی را میکردند و هنگامی که بازرگانان احتیاج به وام داشتند به آنها وام
می دادند در صورتی که آن زمان از آن گونه صرافی های معتبر در تهران نبود .
نه
فقط بازرگانان اروپائی سکونت در تبریز را بر سکونت در تهران ترجیح می
دادند بلکه بازرگانان داخلی هم بهتر میدانستند که در تبریز سکونت نمایند تا
از تسهیلات بازرگانی آنجا استفاده کنند . آخرین
و ششمین علت که شاید در سکونت اروپائیان در تبریز بدون مداخله نبوده این
است که سفرا و بازرگانان اروپائی، تقریبا تمام مواد خواربار را که در اروپا
بدست میاورند، غیر از ماهی ها و پرندگان اختصاصی اروپا در تبریز خریداری
میکردند در صورتی که همان موقع تهران فاقد بعضی از مواد خواربار بود که
اروپائیان به خوردن آن عادت داشتند و انواع مواد خواربار در تبریز ببهای
ارزان فروخته میشد و از نوشته جهانگردان اروپائی که در نیمه اول قرن نوزدهم
میلادی در ایران مسافرت کرده اند معلوم می شود که تهران نسبت به تبریز یک
شهر گران قیمت محسوب میشده است و خواربار در تبریز، ارزان تر از تهران بود و
هم از نوع بهتر . با این توضیحات دیگر حیرت نمی کنیم چرا پسکویچ نقشه اشغال تبریز را کشید . چون اهمیت تبریز در آن دوره بیش از تهران پایتخت کشور بود و هرگاه پسکویچ تبریز را اشغال می کرد لطمه ای بزرگ به فتعلیشاه می زد . شگفت
آن که ایرانیان تصور نمیکردند که قشون تزاری قصد اشغال تبریز را داشته
باشد و آن مانور جنگی را مافوق قدرت قشون تزاری می دانستند و با این که
دیدند که ایخ سوف از رود ارس گذشت گمان داشتند که قشون تزاری از رود ارس
عبور نخواهد کرد و خود را دچار خطری بزرگ نخواهد نمود . چون بگمان ایرانیان اگر قشون تزاری از رود ارس بگذرد و قصد تبریز را بکند تمام مردم آذربایجان بمیدان جنگ خواهند رفت . فتعلیشاه
بعد از دو دسته از داوطلبان جهاد که بسوی آذربایجان به راه افتادند بایستی
تجربه به دست آورده باشد و بداند که از افرادی عادی که دارای تربیت نظامی و
جنگی نبوده اند و یک کادر افسری آنها را اداره نمیکند در جنگ کاری ساخته
نیست و از آن گونه افراد در جنگ های قدیم که فقط اسلحه سرد به کار میرفت
نتیجه ای مثبت در جنگ گرفته نمیشد تا چه رسد بدوران اسلح آتشین . معهذا
این فکر وجود داشت که هرگاه قشون تزاری قصد داشته باشد تبریز را اشغال
نماید در آذربایجان مردی که به جنگ آن قشون نرود وجود نخواهد داشت . پسکویچ
بعد از این که آبله، در قشون آریستوف از بین رفت اجرای نقشه سابق خود را
به آریستوف واگذاشت و او را مأمور کرد که در درجه اول تبریز و درجه دوم
تمام آذربایجان را اشغال کند و بعد از اشغال آذربایجان اگر توانائی دارد
ولایات واقع در شمال ایران را که در ساحل دریای خزر است اشغال نماید . پسکویچ
به آریستوف گفت که در تمام کارهای جنگی که در آذربایجان میکند باید خط سیر
قشون خود و میدان جنگ را طوری انتخاب نماید که دچار عشایر آذربایجان نشود .
پسکویچ
به آریستوف گفت که تمام عشایر آذربایجان مقیم حاشیه غربی آن منطقه هستند و
در خط سیر او از نخجوان به تبریز، عشایر وجود ندارد و بعد از اشغال تبریز
اگر احساس کند که اشغال شهرهای مغرب آذربایجان سبب میشود که عشایر وارد جنگ
شوند از اشغال آن شهرها خودداری نماید اما اگر خطر ورود عشایر به جنگ وجود
نداشته باشد اشغال شهرهای مغرب آذربایجان ضروری است . اشغال
کامل آذربایجان باید طوری صورت بگیرد که خطوط ارتباط آذربایجان با عراق
عجم (ولایات مرکزی ایران) در دست او باشد تا این که فرماندهی جنگی ایران
نتواند از عراق عجم، نیرو وارد آذربایجان نماید . در
موقع اجرای نقشه اشغال تبریز و آنگاه سایر شهرهای آذربایجان باید توجه
بشود که آسیبی به مال و جان مردم محلی وارد نیاید تا این که خشم آنها
برانگیخته نشود و مبادرت به شورش علیه نیروی تزاری نکنند . آریستوف
باید در نظر داشته باشد که مردم آذربایجان نسبت به نوامیس خیلی تعصب دارند
و افسران و سربازان باید طوری رفتار کنند که احساسات مردم محلی جریحه دار
نشود و آنها را وادار به شورش علیه نیروی تزاری ننماید. یک
قسمت از شهرهای آذربایجان دارای اهمیت استراتزیکی نیست و اگر آن شهرها
مقابل نیروی تزاری مقاومت کردند آریستوف وقت خود را برای محاصره آن شهرها و
گشودن آنها تلف ننماید . تبریز، قبل از دوره اول جنگ تزار با فتعلی شاه دارای حصار و برج نبود. بعد
از این که جنگ شروع شد، عده ای از خود تبریزی ها به عباس میرزا پیشنهاد
کردند که اطراف شهر حصار بسازند که اگر روزی تبریز مورد حمله قرار گرفت
بتوان از آن دفاع کرد . عباس میرزا پیشنهاد وجوه مردم شهر را پذیرفت و اطراف شهر یک حصار ساخت . اما
تبریز فاقد خندق بود و آن عده از وجوه شهر که خود را در مسائل جنگی بصیر
میدانستند به عباس میرزا فرمانفرمای کل آذربایجان میگفتند که حصار بدون
خندق، یک وسیله دفاعی ضعیف است و باید یک خندق نیز اطراف شهر حفر شود تا
این که وسیله دفاع تبریز تکمیل گردد . عباس میرزا در سال 1235 هجری قمری دستور حفر خندق را صادر کرد و شروع به حفاری و خاکبرداری کردند . اما کار حفر خندق بطور مرتب پیش نمیرفت و علتش هم نبودن اعتبار کافی بود . عاقبت بعد از هشت سال در سال 1241 هجری قمری کار حفر حندق تبریز بپایان رسید و شهر دارای خندق هم شد . بنابراین در تاریخی که ژنرال پسکویچ قصد داشت که بدست ژنرال آریستوف شهر تبریز را اشغال کند آن شهر علاوه بر حصار ، خندق هم داشت . حاکم تبریز در آن موقع مردی بود به اسم اللهیارخان قاجار دولو ملقب به آصف الدوله . عباس
میرزا فرمانفرمای کل آذربایجان میل نداشت که آصف الدوله حاکم تبریز شود .
اما پدرش فتعلیشاه به او گفت که وی باید حاکم تبریز شود و باس میرزا دستور
پدرش را پذیرفت . و
براثر بی لیاقتی حاکم تبریز و خیانت چند نفر از سکنه شهر در سال 1243
مطابق با 1827 / میلادی اول (آریستوف) تبریز را اشغال کرد و بعد از آن
(پسکویچ) وارد تبریز گردید و آنگاه عهدنامه ترکمان چای در قریه ترکمان چای
در شب پنج شنبه پنجم ماه شعبان 1243 هجری قمری بامضای نایب السلطنه عباس
میرزا و میرزا ابوالحسن خان شیرازی وزیر امور خارجه رسید و بر اثر این
پیمان دو ولایت ایروان و نخجوان که هنوز جزو خاک ایران بود منضم بروسیه
گردید . یادداشت 1
_ شهر تهران فقط از آغاز قرن اخیر _ سال 1300 شمسی ببعد _ وسعت بهم رسانید
و مترجم بخاطر دارد که در دوره طفولیت او تهران بیش از یکصد و پنجاه هزار
نفر جمعیت نداشت و در آن موقع سازمان آمار نبود تا این که جمعیت پایتخت را
تعیین کند و میزان جمعیت را مثل میزان جمعیت سایر شهرهای ایران از روی
میزان طبخ نان ، تخمین میزدند . (مترجم) برگرفته از کتاب دلاوران گمنام ایران در جنگ با روسیه تزاری چاپ هشتم سال 1376ص.681 نوشته: ژان یونیر ترجمه:ذبیح الله منصوری
تقابل
استیلی و فرکی در قالب دو تیم پرسپولیس و نفت تهران میتواند جذاب و دیدنی
باشد. دیداری که درآن, هر دو تیم به فکر کسب سه امتیاز بازی هستند. اما
در این میان چیزی که باعث شادی تیراختوریها خواهد شد, توقف نفت در برابر
پرسپولیس است که امیدواریم همین اتفاق نیز رخ دهد.
دومین بازی حساس
این هفته روز شنبه در اصفهان کلید میخورد. جایی که شاگردان منصور ابراهیم
زاده از تیم مدعی پرویز مظلومی پذیرایی خواهد کرد. سه امتیاز این بازی هم
برای هر دو تیم کاملا حیاتی ست. ذوب آهن برای رساندن خود به جمع مدعیان و
استقلال برای تسلط دوباره بر صدر جدول , به هر سه امتیاز این بازی نیاز
مبرم دارند. اما نتیجه ای که به سود تیراختور اذربایجان است و باعث شادی
هواداران این تیم خواهد شد, تساوی دو تیم یا شکست خارج از خانه ی استقلال
است.
تیراختور – سایپا؛ اوج هیجان:
«تیراختور
هم در یک بازی سخت و حساس روز جمعه از شاگردان مجید صالح پذیرایی خواهد
کرد. مانند بقیه ی دیدارها, این دیدار هم در شرایطی برگزار خواهد شد که هر
دو تیم به سه امتیاز کامل ان نیاز مبرم دارند. تیراختور برای بازگشت
دوباره به صدر جدول و سایپا برای سر و سامان بخشیدن به وضع نابسامان خود
به هر سه امتیاز این بازی نیاز دارد. پس هر دوتیم با انگیزه ای مضاعف در
میدان ظاهر خواهند شد. شانس موفقیت تیراختور در این بازی بیشتر از سایپا
بنظر میرسد. این تیم علاوه بر برخورداری از مهره های ارزشمند, از حمایت
پرشور هوادارن خود نیز بهره مند خواهد شد. هوادارانی که با تشویقهای 90
دقیقه ای خود, هم لرزه بر اندام حریف می اندازند و هم تیم خود را برای
ارایه ی بازی هجومی ترغیب میکنند.»
نبرد ترینها:
طبق
آمار اعلام شده توسط سازمان لیگ کشور تیراختور با بثمر رساندن 23 گل,
عنوان بهترین خط حمله ی لیگ یازدهم را تا بدین جای کار بخود اختصاص داده
است. از سوی دیگر نیز تیم سایپا با دریافت 16 گل یکی از چند تیم دارای
عنوان بدترین خط دفاعی لیگ تا هفته ی دهم میباشد. ناگفته نماند که
تیراختور هم با این تعداد گل خورده, در کنار 4 تیم دیگر دارنده ی این
عنوان, قرار دارد.
حال باید منتظر ماند و دید که در نبرد ترینها, موفقیت ازآن کدام تیم خواهد بود!!؟؟؟
نقش کلیدی همشهری:
یکی
از حساسترین دیدار ها هم در شهر مقدس قم برگزار میشود. جایی که در آن تیم
صبا با هدایت گوآردیولای ایرانی, میزبان نماینده ی دوم فوتبال آذربایجان
یعنی تیم شهرداری خواهد بود.
برخلاف تیم صبا که در دو بازی اخیر خود تن
به شکست برابر پرسپولیس در تهران و ذوب آهن در قم داده است؛ این تیم
شهرداری است که در دو بازی اخیر خود موفق به شکست حریفان خود در کرمان (مس
سرچشمه) و تبریز (ملوان) شده است.
پس در این بازی, صبا برای جبران
مافات و کسب بردی دیگر پس از 2 باخت پیاپی در زمین حاضر خواهد شد و
شهرداری هم برای کسب سومین برد پیاپی خود و کامل کردن شادی ترک زبانان.
«در
این هفته نباید از نقش محوری و اساسی شهرداری غافل شد. چرا که درخشش این
تیم در این بازی هم به نفع خود و هم به نفع همشهری اش خواهد بود.
آذربایجانیها انشاالله با برد روز جمعه تیراختور, منتظر نتیجه ی دیدار صبا
– شهرداری خواهند شد. هر چند در صورت برد تیم تیراختور, اگر صبا هم موفق
به شکست شهرداری شود, بدلیل وجود تفاضل گل +5 بین این دو تیم, باز این
تیراختور خواهد بود که صدرنشین خواهد شد. اما موفقیت شهرداری هم برای ما
مهم است.»
تکیه دوباره بر صدر جدول !!! آیا رخ خواهد داد؟؟؟ :
هفته
ی یازدهم بهترین فرصت برای صدرنشینی دوباره ی تیراختور است. در هفته ای
که خیلی از تیمهای مدعی, بازیهای سختی را پیش رو دارند بنظر میرسد
تیراختور در قیاس با آنها بازی نسبتآ راحتی داشته باشد.در صورت پیروزی
تیراختور در این بازی, به احتمال خیلی زیاد, تیراختور صدرنشین هفته ی
یازدهم لیگ یازدهم خواهد شد.
جمعه ی بیاد ماندنی:
جمعه, روز همت دوباره ی شیرمردان خطه ی آذربایجان است.
جمعه روز حمایت باغیرت ترین و بافرهنگترین هوادارن لیگ کشور از تیم محبوب خود است.
جمعه روز اتحاد است. و روز حضور پرشوری دیگر.
جمعه همه با هم در استادیوم سهند به عشق آذربایجان و تیراختور گرد هم خواهیم آمد تا جشن صدر نشینی را در همانجا برگزار کنیم.
وعده ی ما:
جمعه 29 مهرماه 1390
ساعت 16
استادیوم سهند تبریز
تیراختور - سایپا
با توجه به
صدرنشيني تراكتورسازي و نتايج نه چندان خوب سپاهان( كه البته با توجه به
حاشيهها آنقدرها هم بد نبوده) بازگشت قلعهنويي به فولادشهر فضاي خاصي را
در اين ورزشگاه ايجاد خواهد كرد و به نظر ميرسد موفقيت تراكتور در اين
بازي به طرز عجيبي مشكلساز خواهد بود. اين همان ذهنيتي است كه به مرور در
ذهن عليرضا رحيمي و ساير تصميمگيرندگان سپاهان رسوخ كرده و باعث بروز
اتفاقاتي باورنكردني در سپاهان شده است.
اين در حالي است كه بوناچيچ علاقه زيادي به حضور در اين مسابقه داشت چرا
كه برد سپاهان مقابل تراكتور فرصتي براي اثبات مجدد اين مربي عجيب اهل
كرواسي بود. مربياي كه يكبار با سپاهان به نايب قهرماني آسيا رسيده و
كارنامهاش اين شايستگي را براي وي به وجود ميآورد كه فعلا سرمربي سپاهان
باقي بماند.
عليایحال هيچ كس نميداند كه سپاهان در بازي فردا با چه
فرمي مقابل تراكتورسازي خواهد ايستاد. آيا آنها با تغييرات فعلي
تراكتورسازي را غافلگير ميكنند يا نه؟ زردپوشان همان تيمي خواهند بود كه 3
ـ صفر به مس كرمان باختند. براي امير قلعهنويي هم اين اتفاقات يك هديه
ويژه به نظر مي رسد اما به هر حال هر اتفاق غيرمنتظرهاي ممكن است.
«این دو تیم در حالی مقابل هم قرار خواهند گرفت که در
مقایسه با فصل پیش تغییرات اساسی در خود دیده اند. سپاهان نسبت به فصل
پیش, ضعیفتر اما تیراختور با جذب یک مربی کارکشته و بازیکنان صاحب نام, قوی
تر شده است.»
ادامه مطلب
منبع :
www.tiraxtur-bayragi5.mihanblog.com
این
که سکوها چه میتوانند انجام دهند و چه نمیتوانند، یک پرسش اساسیست.
مردم در سلیقهی خود آزادند که چه بخواهند و چه نخواهند و کسی نمیتواند
خواستههای درونی آنان را مهار یا تخریب کند. اما از آن جایی که گاه این
سلایق خام و ناپخته عرضه میشوند مشکلاتی پدید میآورند. این پختگی در
روابط اجتماعی زیاد و بدون چالش ممکن میشود. یکی از بهترین پدیدههای
اجتماعی را میتوان همین هواداری اعلام کرد که در تبریز روی میدهد. گرد
آمدن انبوهی از سلیقهها در یک جا و تحت یک شعار «یاشاسین آذربایجان -
یاشاسین تراختور» یکی از نادر پدیدههاییست که برای یک پژوهشگر اجتماعی
ارزش و اهمیت به سزایی دارد. با انکار و تحریم آن به خطرناکترین کار متوسل
میشویم. برای غلبه بر مشکلات اجتماعی باید در وهلهی نخست آن را پذیرفت.
اما دشواری کار نباید ما را دچار هراس کرده و از ریشه انکارش کرد. پس
پدیدههای اجتماعی پیش از این که انکار شوند باید پذیرفته شده و سپس مورد
تحلیل و ارزیابی قرار گیرد و قطعا راه کارهای سودمندی برای دوری از
ناپختگیها و ناهنجاریها ارایه خواهد شد.
منبع :
www.tiraxtur-bayragi5.mihanblog.com
>>>
تراختور،
>>>
تراختور،
این
در حالی است که به دلیل حضور تماشاگران، آشنایی با جو استادیوم و زمین
مسابقه، زمان بیشتر استراحت و ریکاوری، بازیهای خانگی امتیاز بزرگی برای
هر تیم محسوب شده و امتیازات کسب شده در خانه برای اکثر تیمها به مراتب
بیشتر از خارج از خانه است.
تراکتورسازی در فصل جدید هر
دو باخت خود را در تبریز مقابل صبای قم و نفت تهران تجربه کرده است اما
تیمهای دوم و سوم فصل گذشته، استقلال تهران و ذوب آهن اصفهان را در خارج
از خانه شکست داده است.
داماش نیز در رشت مغلوب تراکتورسازی شده تا شاگردان امیر قلعهنویی 100 در صد امتیازات خارج از خانه را به دست آورده باشند.
تراکتورسازی
از سه بازی خارج از خانه خود 9 امتیاز ( تمام امتیازات) را کسب کرده اما
از چهار بازی انجام داده در تبریز تنها شش امتیاز کسب کرده است.
شهرداری
تبریز نیز آمار مشابه تراکتورسازی را دارد، این تیم در چهار بازی انجام
داده در تبریز تنها دو امتیاز کسب کرده و در شهر خود مقابل سپاهان اصفهان و
تراکتورسازی مغلوب شده است.
اما در خارج از خانه و در سه بازی برگزار
کرده مقابل پرسپولیس تهران به پیروزی دست یافته و در برابر مس کرمان و
فولاد خوزستان به تقسیم امتیازات با میزبان رضایت داده است.
در لیگ یک
ماشینسازی تبریز نیز در خارج از خانه مقابل شهرداری یاسوج به پیروزی
ارزشمندی دست یافته است اما در نقطه مقابل گسترش فولاد تبریز در خانه مغلوب
شهرداری بندرعباس شده است.
در مجموع تیمهای تبریزی حاضر در لیگ برتر و
لیگ آزادگان، در خارج از خانه هفت بازی را برگزار کردهاند که از 21
امتیاز ممکن، 17 امتیاز را کسب کردهاند (2.42 امتیاز در هر بازی).
نمایندگان
فوتبال تبریز در خانه تنها به دو پیروزی دست یافتهاند که یکی نیز در مصاف
خانگی تراکتورسازی مقابل شهرداری تبریز حاصل شده است.
همچنین تیمهای
تبریز در خانه خود از 9 بازی انجام داده و از 27 امتیاز ممکن تنها هشت
امتیاز را کسب کردهاند که میانگین 0.88 امتیاز برای هر بازی خانگی آمار
بسیار پایینی برای تیمهای این منطقه به شمار میرود.
اینکه چرا تیمهای
تبریز در خانه نمیتوانند نتیجه مطلوب را کسب کنند، جای تعجب و شگفتی است
به خصوص که شور و شعف تماشاگران تبریزی زبانزد تمام ایران بوده و این
هواداران در حمایت از تیمهایشان حتی در شکستها نیز از تشویق غافل
نشدهاند.
هفته آتی تیم تراکتورسازی و ماشینسازی در خارج از خانه و شهرداری و گسترش فولاد در تبریز به مصاف حریفان خود خواهند رفت.
آیا این روند عجیب امتیازگیری تبریزیها تداوم خواهد یافت باید تا آخر هفته منتظر ماند و قضاوت کرد.
تا سه شنبه حمله به فرم تراکتور
گوي سبقت شهرداري از تراكتورسازي
آذربایجان
اسپورت_ با نگاهي به تحولات صورت گرفته در دو تيم ليگ برتري فوتبال تبريز
به تفاوتهايي در جذب بازيكن و حفظ نفرات سابق ميرسيم كه شهرداري از
تراكتورسازي پيشي گرفته است.
با بررسي آخرين تحولات صورت گرفته در
دو تيم شهرداري و تراكتورسازي تبريز به اين نتيجه ميرسيم كه تيم
تراكتورسازي با توجه به ظرفيت عظيم تماشاگر و توجه خاص كانونهاي خبري به
اين تيم، نسبت به همشهري خود شهرداري تبريز ضعيفتر عمل كرده است.
ليگ دهم فوتبال برتر كشور موسوم به
جام خليج فارس در آخرين روز ارديبهشت ماه سالجاري به اتمام رسيد و تيم
تراكتورسازي تبريز با عنوان پنجمي خود، به بهترين عملكرد بعد از مقام سومي
سال 1371 با هدايت واسيليگوجا دست يافت.
تحولات هر دو تيم تبريزي از مربيان اين
تيم آغاز شد، فراز كمالوند كه قبلاً عنوان شده بود با اين تيم براي فصل
آينده به توافق رسيده بود، از سوي سازمان ليگ برتر براي هدايت تراكتورسازي
منع شد البته شنيده ميشد سازمان ليگ برتر در دو سال گذشته نيز با حضور وي
در تيم تراكتورسازي مخالف بوده، اما وقتي كه مديران عاليرتبه سياسي استان
حمايت خود را از كمالوند قطع كردند سازمان ليگ توانست با اين عنوان كه
كمالوند در هر كجاي ايران به غير از تراكتورسازي ميتواند فعاليت داشته
باشد، وي را از تراكتورسازي جدا كردند.
تراكتورسازي تبريز در ليگ دهم
از سه مليپوش بهرهمند بود كه در جام ملتهاي آسيا نيز حضور داشتند،محمد
نصرتي و آندرانيك تيموريان در تيم ملي ايران و جاسم كرار در تيم ملي عراق
حضور داشتند.
گزارش از:
فرهاد فرهادپور

از ماجرای بازی اولمان در تهران گرفته تا بحث بخشش کرار و به تازگی بحث آندو دائما بر پیکره تیم تاخته اند و الله اعلم که در این 9 بازی چه خواهند کرد.اما نکته ای که نباید از آن غافل شویم آن هست که تراختور در سالهای اخیر بهترین تیم تاریخ خود را در اختیار دارد و دانستن این نکته وظایف ما هواداران را سنگینتر میکند.قبول دارم تحمل این همه بی مهری هم حدی دارد ولی باید بپذیریم که تراختور در جایگاه حساسی قرار دارد.این مقدمه اندک طویل ما قصد نصیحت یا سرزنش ندارد بلکه خواهان گفتن حقایق هست تا قبل از اینکه دیر شود به خود بیاییم.حتما تا به حال چندین بار جمله"این موفقیت را به آسانی بدست نیاورده ام" را عمیقا درک کرده اید.پس این را نیز میدانید که آسیایی شدن تراختور نیز آسان بدست نخواهد آمد و باید بهای آن را بپردازیم.بهای آن همین بی مهری هاست.باید در مقابل آنها ایستاد نه اینکه میدان را خالی کرد و هزاران بهانه جا و نابجا آورد. گله نگارنده اول از همه به خودش و سپس به دیگران است که چرا صندلی های زرد و سبز یادگار به چشم میخورد.عزیزان افراد معلوم الحال مذکور برای رسیدن به اهداف خودشان همواره در صدد حاشیه سازی علیه تیم های مردمی همچون تراختور هستند و خطرناک تر آن هست که شگرد آنها این است که تیم را بدست خود ارکان تیم به حاشیه برده و چنان غرق در حاشیه سازد که توان راست کردن قامت نداشته باشد درست همان کاری که در بازی اول در تهران رخ داد و ما 5 امتیاز از 9 امتیاز داخل خانه را از دست دادیم.حال وظیفه ما چیست؟ وظیفه ما این نیست که برویم ورزشگاه و بر علیه فرد یا افراد مشخص و معینی موضع بگیریم زیراکه هدف آنها نیز همین است که ما سرمان به چیزهایی غیر از تراختور مثلا تلافی کردن بی احترامی ها مشغول شود.به عبارتی هدف مقدسی چون رفتن به آسیا به هدف ناچیز تلافی کردن اهانت ها نزول کند.دوستان حاشیه ها در کمینند اگر از تیم حمایت نکنیم حاشیه پیکره گل تازه شکفته یعنی تراختورمان را پژمرده میکند. اصلا به اهانت ها و تحقیر از جنبه تلافی جویانه نیاندیشید که کلام بحق آقای قلعه نوعی مربی محترم سپاهان مبنی بر سنگاندازی به قطار در حال حرکت در مورد تراختور تماما صدق میکند. به آن فکر کنید که راهتان صراط مستقیم است.نکته دیگر حضور نیافتن بعضی ها(متاشفانه خیلی ها) در استادیوم است.کجایند آن مردان بی ادعا که حاضرند با پای پیاده کیلومترها را به خاطر عشقشان طی کنند؟! کجایند آن مردان بی ادعا که گرمی استادیوم در هوای سرد را به گرمای کذایی بخاریها ترجیح میدهند؟! کجایند آن شیر مردان تا ابد جاوید که جمعه یا شنبه بودن بازی برایشان اهمیتی ندارد؟! بله درست است که وسیله ایاب و ذهاب نمیدهند! بله درست هست که بلیط هارا شارژ نمیکنند ! بله ، درست است که با اعصاب هایتان بازی میکنند و هزاران درست است های دیگر ولی یادمان نرود که ما خود را فرزندان نسل ستارخان ها و باکری ها معرفی کردیم پس باید ستارخان گونه عمل کنیم نه آنکه به دلایل مذکور استادیوم را خالی نگه داریم.مگر نه اینکه ادعای مان میشود که سردارملی و سالار ملی بوجودمان افتخار میکند؟؟؟ مگر نمیدانیم که آنها در راستای هدفشان چندین ماه گرسنگی کشیدند تا به هدفشان برسند؟؟؟ پس اگر خواهان این هستی که تو را آنگونه بشناسند که معرفی کردی ، حتی زحمت پیاده آمدن به استادیوم را به جان بخر تا ادعاهایت یک بار دیگر بر همگان ثابت شود .
وعده دیدار ما شنبه و دیگر بازی های خانگی تراختور ، ورزشگاه یادگار امام
در ادامه ی مطلب آمار دو تیم ملوان و تراکتور تا قبل از شروع هفته ی بیست و سوم را می توانید مطالعه فرمایید.
ادامه مطلب
1- هواداران به مشکلات موجود در تیمشان پی می بردند
2- برای جلوگیری از حدس و گمان ها و سوء ظن ها
3- جلوگیری از دسته بندی ها و گروه بندی های پس از استعفا بین هواداران و مسئولین
4- بیش از این تیم تراختور به حاشیه کشیده نمی شد
5- بار روانی برای مسئولان آتی تیم و بازیکنان در فصل بعد کمتر می شد
6- رعایت اصول حرفه ای فوتبال , زیرا رکن اولیه فوتبال حرفه ای پاسخگویی در برابر هواداران است.
اگر
به سایت هایی که حامی تراختور می باشند، نگاهی بیاندازیم بوضوح مشاهده می
نماییم که دسته بندی هایی در اطراف تراختور در حال شکل گیری است که این
مسئله برای تیم , مثل سمی مهلک است.
گروه طرفدار شفق , عده ای را متهم
به توطئه علیه مدیر عامل و زمینه چینی برای براندازی اش می کنند و طرف
مقابل , شفق و هوادارانش را به فرصت سوزی و ...
هدف از نگارش این
مقاله این نیست که مقصر ماجرا را بشناسیم بلکه ابراز نگرانی است برای فردای
تیممان.فردایی که تیم مقابل 100 هزار تماشاگر بازی دارد , فردایی که فراز و
نشیب هایی را با خود به همراه می آورد , بردها و باختها. نگران روزی هستم
که در ورزشگاه خودمان در یک بازی نتیجه را واگذار کنیم , آیا باز هم
هواداران شعار « عیبی یوخ » را فریاد خواهند زد؟
وقتی تیم منسجم و همدل و
یکپارچه باشد و سایه بدبینی و سوء ظن اطراف تیم نباشند مطمئنا همان
شعارهای فصل پیش را خواهیم شنید ولی با این وضع چه؟در روز باخت تراختور
انگشت اتهام هواداران به طرف کسی دراز نخواهد شد؟
به شخصه امیدوارم که
هواداران همان سعه صدر و بزرگ منشی خویش را داشته باشند و شاهد دادن
شعارهای مشابه « ..حیا کن و رها کن » باشگاه های پایتخت نشین را از زبان
هیچ تراختورچی در ورزشگاه نباشیم و با وضع موجود بتوانیم خودمان را سازگار
کنیم.
چه زیبا بود اگر جناب شفق ابتدا استعفایش را برای هواداران می
نوشت , هوادارانی که دلسوزتر و آگاه تر از رییس محترم فدراسیون نسبت به
تراختور هستند و دلایل منطقی خویش را برای جدایی اش را شرح می داد و حواشی
احتمالی پس از نبودنش را از بین می برد.
هر چه بود گذشت , اکنون رمز
موفقیت تراختور در اتحاد هوادارانش بر روی سکوها و صفحات سایتهای اینترنت
است نه اینکه فانوس در دست گرفته به دنبال افرادی بگردیم که باعث و بانی
جدایی مدیر عامل موفقمان گردیدند.

1.تا
جایی که من آقای رشیدی را میشناسم علاقهای به ورزش و به ویژه فوتبال
ندارد. پس منطقی به نظر میرسد که اظهار نظر او کمی اغراق و شتاب زده
باشد. کسی دراین وادی اظهار نظر میکند که، دست کم علاقهای به ورزش فوتبال
داشته باشد. و کسی که علاقهای ندارد، فوتبال آذربایجان را به نام ماشین
بدترکیب میآورد.
2.«کرور کرور سرمایه که فرهنگ ما را هم میبلعد»،
تازه پس از چند سال کلنجار رفتن هنوز همچندان چیزی برای فوتبال آذربایجان
پرداخت نشده است. فرض کنیم سرمایهی خیلی کلانی به تراختور قسمت شده است.
پیشنهاد کسانی مثل آقای رشیدیچیست؟ کتاب خانه بسازیم؟ روزنامه تولید
کنیم؟ این کتابخانهها و روزنامههاکه پر از خالی مردماند. اگر قرار است
از علایق مردم یکی را بزنیم و دیگری را نگه داریم، نتیجهاش میشود
همین؛- همه چیزش به بن بست میرسد.این ورزش دست کم هفتاد هزار نفر هوادار
دارد. چه باید کرد؟ تعطیل؟ شما کتاب را دوست داری، من فوتبال را.آیا من
میگویم شما کتاب نخوانید؟و شما هم چنان پافشاری کنید که همهی هواداران
دستاویز استعمارگران بودهاند.
3.کسی که از ارزش سخن میگوید، در
بیشتر مواقع مصادره به مطلوب میکند. من هم میتوانم از این گونه
ارزشهای فرهنگی سخن بگویم که خلاف نظر آقای رشیدی باشد. من اگر در سخن
گفتن آزاد باشم میتوانم کرور کرور پول هدر رفته را نشان دهم که با فرهنگ
ملی ما هم نمیخواند. چه گونه از ارزش سخن میگوییم ولی هواداران چندین
هزار نفری را گول خورده تصور میکنیم؟
4.این که این سرمایهی ملی
طبق نقشههای غرب هزینه میشود، از آن صحبتهای درِ پیتیست. هر کشور
تیمهایی را میپرورد که در بازیهای جهانی بدرخشد و پرچم کشورش را
افراشته نگاه دارد. بالا رفتن پرچم در بازیهای جهانی برای خیلیها مهم
است و شاید برای نویسنده اصلا جالب نباشد. در ورزش هزینههایی میشود که
سود آورند. و اگر در کشور ما نمیتوان سود باشگاهی را تنظیم کرد، این مشکل
مدیرانی با طرز تفکر آقای رشیدیست. هر باشگاه سود خود را دارد.
5.در
جایی آورده است: «غرور ملی را گره میزنیم به یک توپ گرد و از قضا این
توپ گرد گاهی به سوی دروازهی خودمان شلیک میشود و آن وقت مینشینیم و
مرثیه سرایی میکنیم برای غرور ملی.» غرور ملی با توپ گرد! این دست انداختن
مردم با واژههاست. یا او از غرور چیزی نمیداند و یا من این همه سال
برای توپ گرد نوشتهام.
پدرم که فقط سواد خواندن و نوشتن داشت، از
من پرسید چه طور خورشید در آن سوی زمین میماند تا صبح از این سو دربیاید؟
این پرسش خیلی مهمی برای او بود. نه من و نه حتا برترین فیزیکدان روی
زمین هم نمیتوانست پاسخ او را بیابد. چرا؟ چون چیزی از حرکت زمین
نمیتوانست بفهمد. او «میدید» که خورشید حرکت کرده و به پشت کوهها
میرود و تصور حرکت زمین غیر ممکن است.
به نظر میرسد آقای رشیدی هم
با این لحن سخن گفتن، چیزی از غرور ملی نمیداند که آن را با توپ گرد
مقایسه میکند. بدتر از همهی اینها، او هیچ تصوری از شکست هم ندارد.
گمان میبرد در جاهایی باید هزینه کرد که قطعا به سود ما تمام شود. اما،
سود در راههای پر پیچ خم و شکستهای بزرگ نمایان میشود و نه در آروزها و
رویاهای ما. کسی بیشتر سود میبرد که بیشتر خطر کند. و سودی که بیشکست
باشد و قطعی، فقط در اوهام و خیالات ما وجود دارد. چه چیزی را بیبها
میتوان به دست آورد؟
6.زمانی که نوجوان بودم تحلیل میکردم شومینه
به جای بخاری یک ضد ارزش است: هر دو حرارت لازم را تولید میکنند. در آن
زمان من هیچ تصوری از زیبایی نداشتم. هنگامی که در جلوی آینه خودم را مرتب
میکردم، ضربهای را احساس کردم. با این حساب، من نمیبایست با آینه و
شانه و عطر ور میرفتم. باید طبیعی میماندم. چیزی در حد واژههای ژولیده-
پولیده.
هر کس خود، خانه، ماشین، دفتر کار و همه چیزش را به روش
خودش دوست دارد. ولی نیم نگاهی هم به دور و اطرافاش میاندازد: کسانی که
در مورد کلاهاش میگویند، رنگ ماشیناش و شاید فرزنداناش. علاقه هم مثل
زیبایی کاملا شخصیست. این ذائقههای شخصی را باید پذیرفت و کسی که
نمیپذیرد، خودش نیز در محل آسیب است.

سالها پیش که در آرزوی دیدن بازیهای تراختور در ورزشگاه سهند و آن هم در بازیهای لیگ برتر بودیم، کمتر بر خود
باورانده
بودیم که روزی می رسد که سایرین برای بازی کردن با تراختور به تکاپو
بیافتند و آروزی دیدن ورزشگاه سهند با آن خیل جمعیت را در اذهان خود
بپرورانند. یادش بخیر روز بازی با شیرین فراز کرمانشاه که ورزشگاه سهند
تبریز بیش از 80 هزار نفر را به خود دید. هر چند در آن بازی ما را با یاری
خیل عظیم کار شکنی ها شکست دادند و ما را از رسیدن به هدفمان نا امید
ساختند، البته تنها در افکار خود، چون این ملت باور کرده بودند و باورشان
به حقیقت پیوست.
ستار خان سردار ملی می گوید: ملت تورک و آزربایجان
همچو دیگی هستند که دیر گرم می شوند ولی وقتی گرم شدند سرد شدنشان را
نخواهی دید. آن روز دیگ ما شروع به گرم شدن کرده بود. بعد از کش و قوس های
فراوان که در بعضی از نوشته ها به آنها اشاره ای کرده بودم بالاخره
تراختور با هواداران واقعی و دلسوزش به لیگ برتر راه یافت که عاملی شد تا
اتحاد در بین ملت بیش از پیش گردد. سال اول حضور تراختور سرشار بود از
وقایع شیرین و تلخ که شیرینی آن برای ما بیشتر از تلخی آن بود هر چند که
شیرین ترین های ما تلخ ترین ها برای سایرین بود. هر روز صحبت از رکورد
شکنی ها بود و هر
روز از سنگ اندازی ها می نوشتیم. روزی از تسخیر
ورزشگاه آزادی صحبت می کردند و می نوشتند روز بعد از بی حرمتی های این
هواداران می نوشتند. اما همه اینها ظاهر مسئله بود که همگی در آن غرق شده
بودیم و بودند. تراختور برای ما شده بود از نان روز نیز واجب تر. هر بازی
تراختور برابر بود با تعطیلی شهر و هجوم ملت به سوی ورزشگاه سهند (
خاستگاه و آمال ملت آزربایجان و تریبون آزاد ملت ستمدیده ). بگذریم از
آنچه که در این یکسال رخ داد که همگی را به حساب چاشنی این رویداد و حادثه
می گذاریم. ولی در این بین اهدافی بس بزرگ بودند که بی آنکه خود بر آن
واقف گردیم به آنها
نزدیک می شدیم و نزدیکتر. یادم است بعد از آن نظر
سنجی مضحک که عاملی شد تا استاد دانشگاه صنعتی شریف دست به تحلیل بزند و 2
ساعت از برنامه خود یعنی 90 را اختصاص به توجیه ندانم کاری خود کند ، هر
چند در این راه نیز موفق نگردید، این اشتباه باعث شد تا ما قدرت و همبستگی
و یکپارچگی خود را به رخ حریفان و دشمنان بکشیم. حضور بیش از 120 هزار
نفر در آن بازی نه چندان مهم در مقابل مقاومت شیراز نشان از عزم ملی برای
خواستن و رسیدن بود. دومین و شاید مهمترین اتفاق دیگری که در این سال رخ
داد حضور شیرزنان آزربایجان در کنار شیرمردان و برادران آزربایجان در بازی
با
پیروزی و در تپه های مشرف به ورزشگاه بود که خواستند نشان دهند که
شیر زن آزربایجانی زنده هست و در کنار برادرانش خواهد بود. این اتفاق شاید
برای عده ای بی ارزش تلقی گردد ولی این رویداد و حادثه زمانی رخ داد که
در ایران اسلامی حقوق زنان نادیده گرفته می شود و زنان را از آزادی ها سلب
نموده اند. البته عامل مهم و اساسی آن به ثبت رسیدن این کار بزرگ به دست
زنان آزربایجانی بود که نشانگر قدرت و بزرگی و عظمت آزربایجان و
آزربایجانی بود.
سومین اتفاق مهم و در خور شان که موجب گشت تا هواداران
تراختور و آزربایجان بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند گردهمایی بزرگ در
کنار دریاچه اورمیه و اعتراض به دشمنی با طبیعت آزربایجان و خشک شدن دریاچه
اورمیه بود که بزرگترین عامل آن بلایانی انسانی بود که از طرف دشمنان
آزربایجان طرح ریزی گشته بود و هست. این حضور موجب گشت تا اهدافی که
آزربایجانی از همراهی و حمایت تراختور دنبال می کند بر همگان آشکار گردد.
ملت آزربایجان تراختور را نه به خاطر فوتبالش بلکه به خاطر اتحادی که در
بین ملت آفریده دوست دارند و خواهند داشت. تراختور را به خاطر زبان
زنده ملت دوست دارند آن هم زمانی که زبان را در دهان بریده اند و ما را از
یاد گیری زبان مادریمان محروم کرده اند. تراختور را به خاطر ازربایجانش
دوست دارند و به خاطر خاکی که سرشار از افتخار و مردانی است. پس آنهایی که
اذعان می کنند این حضور نشات گرفته از دوری تراختور از لیگ برتر بود سخت
در اشتباهند. آزربایجان و آزربایجانی از هر فرصتی استفاده خواهد کرد تا
حقانیت و موجودیت خود را به اثبات رساند. آزربایجانی هر زمان که واجب و
لازم بیند در صحنه حضور خواهد داشت. البته هر بار با استفاده از هر
ابزاری.
با این همه تعریف شاید بتوان به نکته ی مهمی رسید و آن هم هدف
است. هدفی که ما می توانیم از طریق همین تراختور بدان دست یابیم. پیشنهاد
می کنم هر طرفدار تراختور حداقل یکبار هم که شده سرگذشت تیم بارسلونا را
از بدو آغاز تا به حال را خوانده و مرور کند. نمی خواهم خود را با آنها
مقایسه کنم چرا که ما بیشتر و بهتر از آنها نیز هستیم اما با الگو دادن
چنین تیمی و ملتی می توانیم بیشتر و مصمم تر از قبل در این راه قدم
بگذاریم. پس ای هواداران آزربایجان و سمبل بزرگ آن تراختور دست در دست هم
دهیم تا به هدف غایی خود که همان افتخار آفرینی برای نام آزربایجان است
برسیم. به امید روزی که نه تنها ایران و آسیا بلکه دنیا بر عظمت و بزرگی
تراختور و آزربایجانش نظاره گر باشد. امید دارم روزی را که با کمک همین
شماها در آسیا جام قهرمانی را با تراختور بالای سر خواهیم برد.
یاشاسین آزربایجان
یاشاسین آزربایجان تیملری
یاشاسین آزربایجان ایگیدلری
یاشاسین تراختور
Qartal Türk oğlu
بر
جاي مي گذارد. جنبه هاي متفاوتي از فوتبال بر ملل دنيا اثرگذار بوده است،
از تاثيرات اقتصادي و سياسي تا افزايش غرور ملي و افتخار به مليت، زبان و
هویت خود. امروزه ملتها روشهای متفاوتی را جهت ابراز وجود
و هویت خود برمی گزینند که یکی از سهل ترین و کم هزینه ترین شیوه ها جهت
ابراز اعتقادات، علایق و نزدیک شدنشان به همدیگر یاری گرفتن از پتانسیل
قدرتمند فوتبال می باشد که بعنوان زبانی مشترک در راستای تعامل مردم جهان
ایفای نقش می نماید.


1-
تراختور در سال اول حضور خود در ليگ برتر به مثابه جريان رودي عظيم تمامي
سنگلاخهاي موجود را شست تا بتواند كام شيرين هوادارانش را شيرين تر كند.و
اين طعم شيرين در نظر ابلهان تلخكامي بود. امروز همين ابلهان دايه مهربانتر
از مادر شده قلمهاي خود را از آستين بيرون كشيده و نقش قلم به دست را خوب
ايفاء مي كنند.يادمان نرفته است دو گونه تعريف در باره نويسنده گان وجود
دارد عده اي قلم به دستند يعني هر آنچه ديكته مي شود را مي نويسند. اما عده
اي صاحب قلمند.يعني هر آنچه را شنيده يا ديده اند با واقعيت توام نموده به
ديگران مي رسانند.متاسفانه بعضا مشاهده مي شود در بعضي از اين سايت هاي به
اصطلاح خبر رسان. نكات و يا مقالات و يا مطالبي در خصوص جوانب باشگاه و
هواداران تراختور نوشته مي شود كه به ارزني نمي ارزد.آقاي محترم كه گفتي
چرا استاديوم سهند خاليه؟ شما تا ديروز مي گفتي چرا استاديوم مملو از
هواداره؟ نقش بازي كردن هم عرضه مي خواهد كه در قواره شما نمي بينم.تراختور
را به حال خود رها كنيد.تراختور خدايي دارد كه مي داند آن را به كدام سو
هدايت كند.
2- تماشاگر با هوادار دو مبحث
سواست و خلط هركدام از اين دو، در نزد خواننده اي كه قوه تشخيص نداشته باشد
خود بخود دلسردي ايجاد مي كند.اينجانب آديوخ آذربايجانلي هيچگاه به نوشته
هايي كه فاقد محتوا و صداقت است كامنت نمي گذارم و از شما تراختورچيان هم
استدعا دارم به مطالب كم اهميت و بي ارزش بعضي مغرضان پاسخ ندهيد.همگان مي
دانند هوادار كسي است كه دل به چيزي و يا كسي و يا ... سپرده و با كوچكترين
اتفاق مثبت و يا منفي نسبت به آن ، دل آشوب ميشود. يك تماشاگر مي تواند در
جمع هوادار باشد اما اين امر الزاما به معناي اين نيست كه يك هوادار بايد
تماشاگر نيز باشد.مثال: آذربايجانيان مقيم تهران در بازي با راه آهن
هواداراني بودند كه تماشاگر نيز تلقي شدند .با حضور در ورزشگاه بازي را
مشاهده كردند.ولي هواداراني كه در تبريز ، اردبيل ، زنجان ، اروميه ، مشهد و
... بودند دلشان مثل سير و سركه جوشيد ولي موفق نشدند بازي را ببينند.پش
بازي را تماشا نكردند .پس تماشاگر نبودند ولي هوادار باقي ماندند.
3- سواي از آنچه در بندهاي يك و دو مذكور افتاد لازم است فلسفه
حضور تماشاگران نيز كمي مورد نظر قرار گيرد. سخن ديم در زمين باير مي
رويد.زميني كه آب بخورد درخور آن محصول مي دهد.همينطوري در مورد تراختور
نوشتن و گفتن صحيح نيست.بايد كلام با منطق و قوانين و معادلات نيز جور
باشد.تيمي دوسال است در ليگ برتر حاضر شده است.اين تيم در هر حالت نيازمند
زماني بين دو تا پنج سال است تا جا بيفتد. حال چون اين تيم تراختور است و
پشتوانه عظيم مردمي دارد شايد ميانگين يك سال ونيم مكفي باشد.پس انتظار
كارستان داشتن فراي موجودي نقدي است كه داريم.
4- هواداران تراختور نيز به مانند
كل هواداران تيمهاي بزرگ دنيا زندگي دارند. دودوتا چهار تا مي كنند.وقتي
تيم با تيم هاي رده 10 تا 18 بازي مي كند.هواداري كه هنوز محصل است و پول
تو جيبي مي گيرد هزينه نمي كند و برعكس بازي با تيمهاي بالاي جدول مي آيد و
هزينه مي كند.مثال: بازي با صنعت نفت 40 هزار نفر بازي با پرسپوليس 100
هزار نفر و ... اين بسيار عالي است. بحث هاي فرسايشي خود به خود تماشاگر را
با پسرفت روبرو مي كند.البته بنده نيز قبول دارم كه تماشاگر به نسبت كم مي
آيد ولي دليل اين امر را آنچه كه عده اي نادانسته و ناخواسته مطرح مي كنند
نمي دانم.مطمئن باشيد تراختور اگر همانطور كه الان نتيجه مي گيرد نتيجه
بگيرد در بازي با مس كرمان، سپاهان اصفهان و حتي در بازي با استقلال در
تهران بالاي 50 هزار نفر در استاديوم تماشاگر خواهد داشت.و اگر به خواست
باري تعالي تيم به آسيا برود سال بعد ما خواهيم ديد كه در بازيهاي داخلي
تماشاگر بيشتري خواهند آمد.
5- دوستان نگذاريد عده اي غرض ورز
به سادگي روزهاي شيرين ما را به تلخي تبديل كنند.تراختور خوب نتيجه گرفته ،
در همين بازي آخر با شهر داري ما دوگل زديم قبول نشد و يك گل را دروازه
بان از داخل دروازه بيرون كشيد داور نديد.پنالتي درست را نگرفت و پنالتي
غلط را براي آرامش وجدان گرفت.ما چه كنيم؟ سال قبل ما نوزده امتياز از
داوري ضرر كرديم.امسال هم در خيلي از بازيها همينطور بوده شما در برنامه
نود ديديد.
6- عده اي از دوستان به غلط آب به
آسياب دشمن مي ريزند.بر كسي پوشيده نيست كه تيمهاي آذربايجاني همه از
محبوبيت برخوردارند.ولي تراختور سمبل آذربايجان است.اينكه 30 هزار نفر آدم
90 دقيقه فقط مي گويد.تراختور ، تراختور، تراختور، تي راخ تور نبايد به
منزله توهين تلقي شود.يادمان باشد هدف بزرگي ورزش آذربايجان است. پس با اين
ادا و اصول كوچك نبايد خودمان را به باد تمسخر بگيريم.هيچ جايي از دنيا
پيدا نمي كنيد كه ساكنان يك ايالت يا كشور يا استاني همزمان دوتا تيم را
تشويق كنند.حال آنكه تماشاگران فهيم آذربايجاني خصوصا تماشاگران و هواداران
تراختور اين را انجام دادند.شما هيچ مي دانيد در تهران عده اي در روز بازي
شهدراي و نفت ، به عشق آذربايجان خود را از تختي به اكباتان
رساندند.دوستان كمي بيشتر تامل كنيد.
7- تراختور فقط با يك تيم
در دنيا قابيلت قياس دارد.هر چند از نگاه فوتبال اين قياس مع الفارق است.
ولي خواه نا خواه اين اتفاق افتاده و بارسلونايي در آذربايجان شكل گرفته
است.پس تحمل آن سخت خواهد بود .واي به روزي كه اين تيم رشد كند .ديگر از
دست اين نويسندگان قلم به دست ما آسوده نخواهيم بود.آنان روزي خود را در
زرد نامهايشان ديده اند و يادشان رفته است كه خداوند بركت را درحركت تعريف
كرده است.
بقيه باشد براي بعد...
چشم مي خواهد تا ببيند آذربايجان و آذربايجاني براي فرزندش تراختور فرياد عشق سر مي دهد.
ياشاسين آذربايجان ياشاسين تراختور.
نوشته ای از آديوخ آذربايجانلي
سایت
متحد داغ شده بود که جوابیه این متن یا به نوعی نوشته انتقادی از این
مقاله توسط آقای آرتان به رشته تحریر در آمده بود. قصدم از نوشتن این
مقاله حمایت از فرد نیست بلکه خواستار همدلی و همرنگی در بین هواداران را
دارم. البته از روی دلسوزی است و بس وگرنه خود را در آن حد نمی بینم که بر
این دو عزیز توصیه ای داشته باشم.
هر کس به نوبه خود سعی دارد به نوعی
به سمبل اتحاد آزربایجان عشق ورزد که در این راه شاید مرتکب اشتباهی نه
چندان بزرگ و مهم گردد که در این موقع بر دیگران واجب است که این اشتباه
را با لحنی شیرین و گویا گوشزد نماید. در مقاله آدی یوخ نوشته ها طوری
تنظیم گردیده بود که اگر کمی دقت به خرج نمی دادی و همچو من بیسواد از
تحلیلگری بودی شاید موجب می شد که بیشتر از دیگران بر خودی شبهه گردی و شک
نمایی. مقاله ای که سعی دارد مشکلات و البته دشمنی ها را به رخ کشد نیازی
نیست که با پرده سخن گوید. مقاله ای که سعی دارد همسویان را آگاه سازد
باید طوری نوشته شود که
دیگر نیاز به فکر کردن نداشته باشد و با زبان
ساده و بیانی صریح نوشته شود. اشاره کردن به دشمنان و بدخواهان یا به قول
عزیزمان مگسان هیچ ایرادی ندارد که ما از نام آوردن آنها ترسی داشته
باشیم. بر همگان واقف است که مردان بزرگ دشمنان بزرگتری دارند و آزربایجان
و سمبل آن تراختور با این عظمت و بزرگی باید هم دشمنان و بدخواهان بزرگی
داشته باشد که در این میان متاسفانه کسانی پیدا می شوند که ناخودآگاه خود
را در این مجموعه قرار می دهند که ناخواسته و از روی ساده دلی و ساده لوحی
می باشد (منظورم آقای آدی یوخ نیست بلکه بعضی از طرفداران تراختور است که
در
دام فتنه گران گیر افتاده اند ). البته آقای آرتان مدیر سایت
تیراختور نیز کمی زود به قــضاوت رفته و خنجر کشیده که به نظر بنده حقیر
ارائه دیدگاه در مقاله فوق ( مگسان و شیرینی تراختور ) به مراتب بهتر و
پرمایه تر از نوشتن انتقاد آن هم به نوعی که موجب دلخوری طرفداران هر دو
سایت قرار گیرد، می بود. ذکر این نکته کاملاً واجب است که روزی که اولین
سایت تراختور توسط عده ای ناوجدان بسته شد و از کار افتاد سایتهای مختلفی
از جانب دوستان برای پر کردن جای خالی این سایت و البته هواداران راه
اندازی گردید که در آن زمان نیز بعضی دوستان مخالف این چنین اعمالی
بودند که نباید تراختور بیش از یک سایت داشته باشد در حالی که هر چه قدر
سایت های حامی تراختور بیشتر گردد هم از لحاظ رقابتی و هم از لحاظ حیثیتی
بهتر خواهد بود. با این اوصاف حال که این دو سایت اعتبار بیشتری نسبــت به
سایر سایتهــای هواداری تراختور، البتـه از دیدگاه ( البته با تشکر از
همه ی سایتهای تراختور ) دارد بر خود لازم می بینم پا در میدان قلم بگذارم
و از نویسندگان و متصدیان و مدیران این دو سایت درخواست نمایم که با
حمایت از همدیگر و اتحاد کار را پیش برند و بیش از پیش موجب رونق این دو
سایت پرطرفدار گردند. البته نکته ای کوچک و مهم را نیز
باید اشاره کنم
که هر چه قدر نوشته های به ظاهر حامی و در باطن دشمن تراختور و آزربایجان
بیشتر باشد ما را در آگاهی از فتنه ها ی این عزیزان یاری می کند. دکتر
شریعتی می گوید من از کسی که همیشه موافق من باشد چیزی یاد نمی گیریم و هر
گاه دیدم که دوستم از دشمنم بیشتر است آن روز می فهمم که هیچم و هیچ نمی
دانم.
خلاصه عرایضم را این چنین به اتمام برسانم که توپ در دو معنی
یکی توپ جنگی و دیگری توپ فوتبال که اولی عامل نفاق و جنگ و دومی عامل
اتحاد و یکدلی می باشد. پس بیاید از عامل اتحاد ملت آزربایجان به نحو
احسنت استفاده نماییم و آزربایجان را با تراختورش و هوادارانش و ملتش به
دنیا بشناسانیم که در این راه کسی موفق است که همیشه و همه جا دشمن خود را
به خوبی بشناسد و دوست را از دشمن جدا سازد.
به امید روزی که
آزربایجان را آن طور که لایق و شایسته آن است دوست بداریم و هر آنچه که بر
عظمت این خاک کمک می کند و عامل رستاخیزی آن است دوست بداریم
یاشاسین آزربایجان
یاشاسین آزربایجان ایگیدلری
یاشاسین آدی یوخ و آرتان بئی لر
یاشاسین آزربایجان تیملری
یاشاسین تراختور
تراکتور
سخن بمیان آمده است عبارت "عجب آمدن پرسروصدا و پر شر و شوری!؟ اما چه
رفتن بی صدایی!؟" زیاد به گوش می رسد می گویند تمام عشق هواداریتان همین
بود!؟...
و
آن شور و حال مرگبار استادیوم سن مامنز را دیدم به ناگاه فلاش بکی شیرین و
دلچسب به بهار سال 1388 زدم، آنجا که دو تیم از دو کشور متفاوت (بقول
مردمانشان) در فینال جام پادشاهی کشور سومی (اسپانیا) به مصاف هم رفتند،
فینالی پرهیجان و پرگل و پر از نکته. آن شب نه تنها برای حاضرین در
استادیوم که برای بنده نیز شبی خاطره انگیز بود اگر اشتباه نکنم آن بازی 4
بر 1 بنفع کاتالانها بپایان رسید. ابتدا توکره برای بیلبائو و سپس توره -
مسی - بویان و ژاوی برای بارسا گلزنی کردند. اولین نکته جالب بازی آن بود
که اکثریت حاضرین در مستایا هواداران متعصب بیلبائو بودند. جالب بود، آنجا
براحتی می شد معنا و مفهوم عشق و تعصب را درک کرد. علی رغم پائین بودن سطح
رفاه و میانگین درآمد سرانه در ایالت باسک نسبت به کاتالونیا برتری سکوها
از آن باسکی ها بود و باسکی ها استادیوم اختصاصی والنسیا را در آن کارزار
به دیگی جوشان مبدل کرده بودند.
اینجا آذربایجان است، مهد فرهنگ و تمدن فوتبال
خود
جذب کرده اند. این دو تیم را باید نهایت حرفه ای بودن در فوتبال امروز
دانست که با در اختیار داشتن مربیان بادانش و ستارگان پرشمار ،جدیدترین
تاکتیکها را ارائه می کنند. با این وجود این دو رقیب دیرینه سیاستهای
متفاوتی را برای در اختیار گرفتن ستارگان دارند. رئال مادرید به عنوان
پرهزینه ترین تیم جهان، بیشترین مبالغ را برای در اختیار گرفتن ستارگان
جهان انجام می دهد.در طی حدود یک دهه گذشته این تیم با مبالغ کلان،
بازیکنانی چون زیدان،لوئیس فیگو،رونالدو(برزیل) ،دیوید بکام ،کاکا،مسعود
اوزیل، کریس رونالدو،کریم بنزما و دهها ستاره دیگر را به خدمت گرفته
است.جمع شدن چنین ستارگانی در رئال مادرید باعث شد تا به این تیم لقب
کهکشانی ها را بدهند. در مقابل بارسلونا که نسبت به رقیب پایتخت نشین از
پول کمتری برخوردار است،بیشتر به دنبال بازیکن سازی می باشد.ستارگانی مانند
لیونل مسی،اینیستا و ژاوی که امسال سه نامزد کسب عنوان بهترین بازیکن سال
بودند همگی از پرورش یافتگان تیمهای پایه بارسلونا می باشند.
بدین ترتیب تنها راه باقی مانده روش بازیکن سازی با الگوی
بارسلونا می باشد.روشی که در گذشته و در اوائل دهه 70 در تبریز تجربه شد و
موفقیتهای فوتبال آذربایجان در آن دوران حاصل همین روش بود.
از این رو
توجه به تیمهای پایه، فرصت دادن به بازیکنان جوان و حمایت از بازیکنان بومی
،بهترین استراتژی است که می تواند تیراختور را به اهداف بلند مورد خواست
طرفداران برساند و این تیم را همچون بارسلونا در اروپا به تیم همیشه برتر
آسیا تبدیل نماید.
آزربایجان
آغاز خواهد شد. حساسیت این دو بازی به این خاطر است که دو تیم همشهری
تراختور و شهرداری نه تنها برای خود بلکه برای همشهری خود نیز بازی خواهند
کرد. تیم تراختور در همدان به مصاف پاس و شهرداری نیز در تبریز به مصاف
مس کرمان خواهد رفت. تیم مس کرمان به رغم تفاضل گل بهتر بالاتر از تراختور
قرار گرفته که اگر در این بازی که در مقابل تیم شهرداری بازی خواهد کرد با
شکست مواجه شود و از طرف دیگر تراختور در بازی با پاس امتیازی بگیرد این
تیم
تراختور است که خود را بالاتر از مس در جدول رده بندی خواهد دید.
از طرف دیگر اگر تیم تراختور در بازی با پاس همدان به برتری دست یابد و
شهرداری نیز مس را مغلوب نماید شهرداری با امتیاز بهتری از قعر جدول جدا
خواهد شد. با این تفاسیر حال هواداران پرشور تراختور و شهرداری وقت آن
نرسیده که با همدلی و اتحاد مثال زدنی با یک تیر دو نشان بزنیم؟ اگر در
بازی با شهرداری که به نوعی حمایت از تیم تراختور نیز هست در ورزشگاه حاضر
شویم می توانیم با حمایت از دومین تیم محبوب آزربایجان شهرداری بر مس
کرمان غلبه کرده و شادی را به تیم و بازیکنان تراختور نیز هدیه
دهیم.
برای هر هوادار تراختور و شهرداری واجب است که خود را برای این بازی مهم
آماده کند و با حضور در ورزشگاه سهند وظیفه ی ملی خود در قبال تیم تراختور
و شهرداری و آزربایجان را به انجام رساند. به امید روزی که قله های
افتخار را با هم و در کنار هم یکی پس از دیگر فتح کنیم.
یاشاسین آزربایجان تیملری
یاشاسین آزربایجان ایگیدلری
برخی
تیمهای «بی ریشه» تبدیل شده و بتدریج از اذهان محو خواهد شد غافل از اینکه
“تیراختور” و “آذربایجان” تازه همدیگر را پیدا نموده اند و ریشه های این
پیوند ناگسستنی که سر در اعماق جامعه ی آذربایجان دارد چنان مستحکم است که
رفته رفته نه فقط تضعیف نخواهد شد بلکه بر استحکام آن نیز افزوده خواهد شد
البته طبیعی است که هر کسی از ظن خود یار تراکتور شده و به تحلیل این تیم و
اقیانوس عظیم هوادارانش از دریچه ی ذهن خود بپردازد.
تیم
محبوبشان جهت هدایتش به آسیا نموده بودند شنیده شدن استعفای کمالوند باری
دیگر هواداران را در بهت و حیرت فرو برد. نگاهی به واکنشهای کمالوند در طی 3
فصل حضورش در تراکتور نشان می دهد که وی زمانی که به زمین سفت می رسد از
حق وتوی خود استفاده نموده تا حرف خود را به کرسی بنشاند. فصل قبل هم پس از
برد تراکتور مقابل صبا کمالوند آن پیروزی را مثل چماقی بر سر منتقدانش
فرود آورده و این جنجال رسانه ای تا مرحله ی خداحافظیش از تراکتور و
پیوستنش به صنعت نفت آبادان نیز منجر شد که البته در این میان موضوعات
دیگری نیز دخیل بود. کمالوند بایستی بداند که تراکتور در حساسترین روزهای
خود بسر برده و نیاز مبرمی به آرامش دارد و هواداران دیگر تحمل اینکه حضور
تیم در آسیا مثل فصل قبل قربانی این قبیل مسائل بی ارزش گردد را ندارند.
مدیر عامل و سرمربی تیم بایستی متوجه حساسیت اوضاع بوده و با کشاندن مسائل
باشگاه بدرون رسانه های فرصت طلب که منتظر کوچکترین موقعیتی جهت به حاشیه
کشاندن تراکتور می باشند تیم را اسیر حاشیه های مخرب نگردانند. شایسته است
که در این روزهای حساس منافع تیم ارجح بر هر نوع خواسته ی شخصی قرار بگیرد
آیدین کسائی: آندرانيك تئيمورياندان
نئچه ايل خبر يوخ ايدي. او گليب تيراختورون باشاريلاريندا پايلي اولماقلا،
اؤز آديني بير داها ديللره سالدي. ايندي ائله پئرفورمانس گؤسترير كي آسيا
ياريشلاريندا بير اويوندا دونياليق سطحده قاچابيلير، و باشقا اويوندا دا
ياريش كيشيسي (Man of the match) سئچيلير. اونون يانيندا محمد نصرتيده بئلهدير و ايرانين ان ياخشي اويونچولارينساييلير.
باشقا ياندان گؤزلر كرار جاسيمده
ايدي. او 2007جي ايلده قهرمان اولموش ايراق(عراق) تاخيميندا آووستوراليايا
قول وورسايديدا، باشقا تجروبهلي اويونچولار يانيندا كؤلگهلر آلتيندا
ايدي و بو ايلده مصدوميته گؤره ايكي ايلك ياريشدا فورصت تاپمادي. آنجاق
اوچونجو اويون، قوزئي كوره(كره شمالي) قارشيسيندا فيكس اولوب،
ياراديجيليق و خلاقيتلريني اورتايا قويماقلا، اؤز ميلليسي ايچين تئزليكله
بير قول ووروب، و اونلاري ايكينجي آشامايا(مرحلهيه) آپاردي.
ادامه مطلب
در بازی های باشگاهی ما به عینه بر این مسائل واقف و
شاهدیم. متاسفانه هر گاه این کارها که همگی نشات گرفته از بعضی افکار
فاشیستی می باشد این چنین توجیه می گردد که تنها شعار است و بس ولی وقتی
هر گاه به این شعار اعتراضی می گردد انگ اشوبگر و فتنه انداز را می زنند.
یادم است که بعد از بازی یک تیم پایتختی با یک تیم شهرستانی که شعارهای
قومیتی سر داده می شد همه و همه بر این شعارها اعتراض کردند و حتی چنان
تفسیر کردند که همان کسانی که به ورزشگاه آمده بودند غیر فوتبالی بودند و
قصد دیگری داشتند.
چرا باید این چنین شود که فوتبال ملی نگاه
فاشیستی و سیاسی به خود بیند در حالی که از نام ورزش مشخص است که تنها و
تنها برای اتحاد و کار گروهی یعنی یکی بودن و یکی شدن است.
در
ورزشگاه آبادان شعار آبادان برزیلته بعد سیاسی به خود می بیند و شعار
یاشاسین آذربایجان تبریز حکم تجزیه طلبی را می گیرد. آنهایی که شعارهای
مردم آذربایجان را تجزیه طلبی می دانند، شعار شاهزادگان پارسی را چه می
نامند. این شعار بزرگترین توهین به ملت ایران است و این چنین تعریف می شود
که به غیر پارسی دیگران هیچ هستند و ایرانی نیستند.
حال باید به
شعار های ورزشگاه یادگار امام تبریز بر بوق و کرنا دمید که وا مصیبتا که
ایرانمان دارد بر دست عده ای از بین می رود یا به شعار شاهزادگان پارسی؟
از
مسئولین و مقامات بالا انتظار می رود که بیش از این بر چنین کارهای تفرقه
انداز دست نزنند و با یک عذرخواهی و شاید حذف چنین شعارهایی دوباره اتحاد
را بر ایران بیاورند.
ادامه مطلب
در روزگاران پیش، مردم چین و روم در نقاشی و نگارگری شهرت داشتند.
چینیان گفتند: ما نقاشتر / رومیان گفتند: ما را کر و فر
تا این که سلطان هر دو قوم، آنها را خواست و گفت، میخواهم شما را
بیازمایم تا دریابم که کدام یک هنرمندتر هستید. در آن جا دو کاخ روبه روی
هم وجود داشت. شاه پیشنهاد کرد که هنرمندان رومی وارد یکی از دو کاخ گردند و
در را به روی خود ببندند و هنرمندان چینی نیز وارد کاخ دیگر شده و در را
به روی خود ببندند. هنرمندان چینی، هر روز وسایل و امکانات و رنگهای مختلف
از شاه میخواستند و شاه دستور میداد تا آن چه لازم دارند در اختیارشان
گذاشته شود.
ولی هنرمندان رومی، هیچ گونه رنگ و وسیله و ابزاری نخواستند. چینیان،
نگارها و نقشهای گوناگون بر دیوارهای کاخ ترسیم کردند و در زیبا جلوه دادن
آنها نهایت دقت را نمودند. ولی هنرمندان رومی از صبح تا شب فقط به صیقل
دادن و صاف کردن سنگهای دیوار کاخ پرداختند، به گونه ای که همه ی کاخ
همانند آینه ای شد که عکس هر چیزی در آن دیده میشد: چینیها کاخ را به
صورت نگارستان درآوردند و رومي ها کاخ را به صورت آینه.
چینیان صدر زنگ از شه خواستند / پس خزینه باز کرد آن ارجمند
رومیان گفتند نی نقش و نه رنگ / درخور آید کار را جز دفع و رنگ
در فرو بستند و صیقل میزدند / هم چو گردون، ساده و صافی شدند
برای دیدن هنرنماییهای رومیان و چینیان به سوی دو کاخ روانه شدند. نخست
به کاخ چینیها وارد شدند، از نگارهای خوشرنگ و ظریف هنرمندان چینی
شگفتزده شدند و صدها آفرین گفتند و چیره دستی آنها را ستودند. سپس وارد
کاخ رومیان شدند. درهای هر دو کاخ باز شده بود و پرده ها کنار رفته بود.
شاه و همراهان دیدند همهی شکلها و نقشهای چینیان در کاخ اول، در آینه ی
سنگهای صیقل زده ی کاخ رومیان زیباتر از خود نگارهها دیده میشود.
هر چه این جا بود، آن جا به نمود / دیده را از دیده خانه میربود
آن صفای آینه وصف دل است / صورت بی منتها را قابل است
اهل صیقل رسته اند از بو و رنگ / هر دمی بینند خوبی، بی درنگ (داستانهایی از مثنوی مولوی)
هر گونه اشتباه از خود هواداران خواهد بود. واژه ی تراختور که با
پیرواناش پیوند خورده، اختراعیست که از حماسه های سالیان بر دامنش
افکنده شده است.
تراختور همان گونه خواهد بود که پیروان و شیفته گانش به ازای تاریخ و
فرهنگشان هستند. این نام که از دلها برآمده باید بر جانها حکم راند.
هواداران تراختور آن چنان که تاریخ خود را زیسته اند بر سیمای این نام
مینهند: واژه ای که ماهیتی فراانسانی یافته است، او از شور هوادارانش
سرشار میشود.
این نام مقدس هم چون اراده ایست برای اجتماع گروههایی از انسانها:
اراده ی مردم آذربایجان با نام تراختور تجلی مییابد. زیرا با نام او
گروههای زیادی اراده ای پرتوان و پرانگیزه یافته اند تا جامعه را پویا و
جاندار سازند. تراختور چون خدایان باستان برساخته ی اذهانیست که
انسانها را راهبر باشد. اراده ی او بر اراده های قوی و سترگ استوار است:
سنگ صیقل یافته ی تراختور بازتابی جز دلهای صاف و با کر و فر نیست:
تراختور بر دلها رسوخ یافته است. بر مردماش چنان چیره است که مردم بر
گفتار و اندیشه های خویش. او بر فراز آسمان، آرزوهای مردماناش را برآورده
میسازد. این آرزوها چون قطرهه ای بخار آبستن حوادثی از باران و سیل در
خود دارند.
ولی اگر راهبر انسانی بود، بوی خطا و خیانت فضا را پر میکرد. تراختور
رهبری انتزاعی و آفریده ی ذهن همه ی کسانیست که برای تحقق آرزوهای خویش
هم دل و هم زبان گشته اند. خدایان باستان هم از آنِ کسانی بود که دل و
زبانی یکتا داشتند. آنان خدایان خود را میستودند و از هیبت آن به شکوه می
آمدند.
آرزوها در هشت سال خاموشی فوتبال تراختور به سستی گرایید و امروزه به دست
کسانی که دوباره شعله ورش کردند یک بار دیگر هم همه و شور در زیر بیرق این
نام آغازیدن گرفت. مردم تراختور را میستایند و از این رو سرشاری روانهای
خود را جشن میگیرند. بی هیچ انتظاری، همه ی آرزوها را برآورده و پیروز
خواهد ساخت و آرزوهای ما او را جاودان و سرشارش نگه خواهد داشت. همه ی
عوامل و علاقه مندان برای رسیدن به پیروزی و کامروایی در زیر بیرق تراختور
تلاش میکنند تا نام نیکی بر اوراق تاریخ و فرهنگ خویش به یادگار بگذارند.
کسانی که سن و سال خود را بر این راه نهاده اند با آرامش خاطر استمرار
این نیک نامی را شاهد خواهند شد. این نام فقط بهانهایست برای تلاش و
سرشاری در ورزش آذربایجان. این نام سرآغاز همه ی ورزشها و استمرار حماسه
هاست. تکاپویی که در جامعه ایجاد شده مدیون همین اختراع است. خفتن، کسالت،
آرامش و افسردگی در بیرق او جایی ندارد. بادهای توفان زا این بیرق را
همواره برافراشته و سربلند نگه خواهد داشت
خلیل غلامی:
آقای جعفری مدیر عامل باشگاه تراکتور سازی اخیرا با انتشار بیانیهای
خواستار حمایت مالی هواداران از باشگاه شد. همیشه این جور بازگشتنها به
سوی مردم برای من جالب بوده است. من با خواندن این بیانیه از دو جهت غمگین
شدم: 1. چه بلایی بر سر تیم محبوب تراختورسازی خواهد آمد و 2. پیشترها
ایشان بیانیه صادر کردند که هواداران شرکت کننده در تهران یا شهرهای دیگر
ارتباطی با باشگاه ندارد و...
ادامه مطلب
![]()
ادامه مطلب
| Design By : Mihantheme |














