تبليغاتX
دنیای عاشقانه - متفرقه

دنیای عاشقانه

دنیایه عاشفانه ها


درود بر شما خوانندگان عزیز و ارجمند!

ماه پربرکت و پرمیمنت رمضان نیز بپایان رسید و رمضان دیگری هم از عمر ما سپری شد و امیدوارم روزه، نماز، طاعات و عبادات شما درین ماه پر از رحمت، مغفرت و رهایی از آتش قبول درگاه پروردگار بزرگ قرار گرفته باشد و از فیوض و برکات این ماه استفاده خوبی برده باشید.

فرا رسیدن ایام فرخنده عید سعید فطر را به شما، دوستان و فامیل تان و کله امت مسلمه و به همگی عاشقان و دلدادگان صیام در سرتاسر جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم و امیدوارم عید پرسرور و زیبایی داشته تا رمضان دیگر سرشار از رحمت و برکت باشید.

صداي پاي عيد مي آيد. دل بر سر دو راهي، آمدن عيد رمضان و رفتن ماه مبارک رمضان بلا تکليف است... نمی داند از آمدن آن شاد باشد يا از رفتن اين محزون؟

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت. صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت.

 

نوشته شده در نهم شهریور 1390ساعت 11:1 قبل از ظهر توسط امید |

اتومبیل فراری انزو یکی از بهترین و گرانترین اتومبیل‌های سوپر اسپرت جهان به حساب می‌آید اما در تصویری که به تازگی در اینترنت منتشر شده یکی از همین اتومبیل‌های فراری انزو را در حالی که در پارکینگ توقیفی‌های پلیس دبی به حال خود رها شده مشاهده می‌کنید.

اگر بدانید که تنها از این اتومبیل ۳۹۹ دستگاه برای فروش تولید شده و همگی آنها پیش از رونمایی به فروش رفته و شرکت فراری چهارصدمین دستگاه از آن را به افتخار پاپ و تنها برای هدیه دادن به او تولید کرد بیشتر به ارزش این ماشین که در حال خاک خودرن است، پی می‌برید.

فراری انزو با حداکثر سرعت ۳۵۰ کیلومتر در ساعت به افتخار موسس این شرکت یعنی انزو فراری به این نام خوانده می‌شود و در زمان عرضه، قیمت آن ۶۵۲۰۰۰ دلار اعلام شده بود.

   این خودرو مجهز به موتور دوازده سیلندر V شکل ۶ لیتری به قدرت ۶۶۰ اسب بخار و حداکثر گشتاور ۴۸۵ پوند- فوت. دیفرانسیل عقب و دارای گیربکس ۶ دنده دستی است و به دلیل برخورداری از عملکرد منحصر بفرد گیربکس و شاسی عالی و همچنین موتور پرقدرت، ترکیبی از اتومبیل‌های مسابقه و خیابانی به حساب می‌آید.

    ترمزهای این ماشین ۶ دنده با همکاری شرکت برمبو (Brembo) ساخته شده که از مواد مرکب کربوسرامیک برای بالا بردن توان ترمز و فناوری ساخت ترمز هواپیما در آن استفاده شده است.

  

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

نوشته شده در پانزدهم مهر 1389ساعت 9:14 بعد از ظهر توسط امید | |

این جایزه که به نوبل خنده‌دار معروف شده، به تحقیقاتی اعطا می‌شود که ابتدا مردم را بخنداند و سپس به فکر فرو ببرد. بیست‌ویکمین دوره ی جوایز ایگنوبل در ۱۰ شاخه و به ترتیب زیر اهدا شده است…

یمپراببل‌ریسرچ (تحقیقات نامحتمل) برندگان ایگ‌نوبل ۲۰۱۱ را معرفی کرد. این جایزه که به نوبل خنده‌دار معروف شده، به تحقیقاتی اعطا می‌شود که ابتدا مردم را بخنداند و سپس به فکر فرو ببرد. بیست‌ویکمین دوره جوایز ایگنوبل در ۱۰ شاخه و به ترتیب زیر اهدا شده است.

جایزه فیزیولوژی
برندگان: آنا ویلکینسون، ناتالی سبنانز، ایزابلا ماندل و لودویگ هابر
موضوع: تحقیق در این موضوع که «هیچ نشانه‌ای از خمیازه مسری در لاک‌پشت‌های پاقرمز دیده نشده است»

جایزه شیمی
برندگان: ماکاتو ایمای، نائوکی اوروشی‌هاتا، هیدکی تانمورا، یوکی‌نوبو تاجی‌ما، هیدآکی گوتو، کویچیرومیزوگوچی و جونیچی موراکامی از ژاپن
موضوع: تعیین چگالی ایده‌آل پودر واسابی (نوعی ادویه ژاپنی) جهت بیدار کردن افراد خواب در شرایط اضطراری مانند آتش‌سوزی و استفاده از آن برای اختراع هشداردهنده واسابی.

جایزه پزشکی
برندگان: میرجام تاک، دبرا ترمپ، لوک وارلوپ، متیو لویس، پیتر اشنایدر، رابرت فلدمن، رابرت پیترزاک، دیوید داربی و پل ماروف
موضوع: وقتی انسان‌ها نیاز فوری به توالت دارند (ادرار شدید)، در مورد برخی موضوع‌ها تصمیم بهتری می‌گیرند اما در مورد برخی موضوع‌های دیگر بدترین تصمیم‌های ممکن را اتخاذ می‌کنند!

جایزه روان‌شناسی
برنده: کال هالور تیگن از دانشگاه اسلو، نروژ
موضوع: تلاش برای درک این موضوع که چرا مردم در زندگی روزمره آه می‌کشند

جایزه ادبیات
برنده: جان پِری از دانشگاه استنفورد، ایالات متحده
موضوع: برای تدوین نظریه «طفره‌رفتن حساب‌شده» که می‌گوید: اگر می‌خواهید از پیش برنده باشید، همیشه روی موضوعی مهم کار کنید تا از آن برای اجتناب از انجام کاری به مراتب مهم‌تر استفاده کنید!

جایزه زیست‌شناسی
برندگان: داریل گواین و دیوید رنتز
موضوع: کشف این موضوع که بعضی سوسک‌های نر، برخی بطری‌های مشروب استرالیایی را با سوسک ماده اشتباه می‌گیرند!

جایزه فیزیک
برندگان: فیلیپ پرین، سایریل پروت، دومینیک دویترن، برونو راگارو و هرمن کینگما
موضوع: کشف دلیل این موضوع که چرا ورزشکاران پرتاب دیسک دچار سرگیجه می‌شوند، اما ورزشکاران پرتاب چکش دچار این مشکل نمی‌شوند

جایزه ریاضیات
برندگان: دوروتی مارتین از ایالات متحده(که پیش‌بنی کرده بود جهان در ۱۹۵۴ / ۱۳۳۳ پایان می‌یابد(

پت رابرتسون از ایالات متحده(که پیش‌بینی کرده بود جهان در سال ۱۹۸۲ / ۱۳۶۱ پایان می‌یابد)

الیزابت کلیر پرافت از ایالات متحده(که پیش‌بینی کرده بود جهان در سال ۱۹۹۰ / ۱۳۶۹ پایان می‌یابد)

لی ژانگ ریم از کره جنوبی(که پیش‌بینی کرده بود جهان در سال ۱۹۹۲ / ۱۳۷۱ پایان می‌یابد)

کردونیا موریند از اوگاندا (که پیش‌بینی کرده بود جهان در سال ۱۹۹۹ / ۱۳۷۸ پایان می‌یابد)

هارولد کمپینگ از ایالات متحده (که ابتدا پیش‌بینی کرده بود جهان در ۶ سپتامبر ۱۹۹۴ / ۱۳۷۳ پایان می‌یابد و پس از آن پیش‌بینی کرد که جهان در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۱ / ۱۸ مهر ۱۳۹۰ پایان می‌یابد)

موضوع: این افراد به جهانیان آموختند که وقتی در حال انجام فرضیات و محاسبات ریاضی هستید، خیلی دقت داشته باشید!

جایزه صلح
برنده: ارتوراس ژوئوکاس (Arturas Zuokas)، شهردار ویلنویز در لیتوانی
موضوع: برای نمایش این موضوع که مشکل پارک غیرقانونی خودروهای لوکس و گران‌قیمت را می‌توان با عبور از روی آنها به‌کمک تانک جنگی حل کرد!

جایزه ایمنی عمومی
برنده: جان سندرز از دانشگاه تورنتو، کانادا

موضوع: وی مجموعه آزمایش‌های ایمنی را انجام داد که در آن، راننده خودروی خود را در شرایطی در بزرگراهی شلوغ هدایت می‌کرد که لبه کلاه ایمنی مرتبا پایین می‌افتاد و مانع دید او می‌شد!

نوشته شده در پانزدهم مهر 1389ساعت 9:10 بعد از ظهر توسط امید | |

سلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:

�هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.�

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: �عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمى‏برند.�

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.

از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:

 �... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏�

بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

نوشته شده در هشتم شهریور 1389ساعت 9:28 بعد از ظهر توسط امید | |

نرگس محمدی و شاهرخ استخری در فیلم (ساعت شلوغ)

فیلم سینمایی «ساعت شلوغی» تازه‌ ترین ساخته آرش معیریان به تهیه‌ کنندگی سید محسن وزیری ساخته می شود…

با تکمیل شدن لیست عوامل و بازیگران فیلم سینمایی «ساعت شلوغی» جلوی دوربین می‌ روند.

پژمان بازغی برای ایفای یکی از شخصیت‌ های اصلی داستان جایگزین مهدی سلوکی شد.

فیلم ملو درامی اجتماعی است که توسط جابر قاسمعلی نوشته شده است ، داستان درباره زن و مرد جوانی است که زیر یک سقف اما هر کدام برای خود زندگی می‌ کنند ، زن ورود غریبه‌ ای را در زندگی خود حس می‌ کند ، خشم او خانمان‌ سوز است اگرچه خودش نیز از آتش خشم بی‌ نصیب نمی‌ ماند.

در این فیلم شاهرخ استخری ، سحر قریشی ، نرگس محمدی ، بهنوش بختیاری ، پژمان بازغی ، فتحعلی اویسی ، مهران رجبی ، مهتاج نجومی ، سید محمدرضا وزیری ، حامد جعفری ، سحر کرمانیان ، هلیا خالقی ، یاسمین گوهری ،‌ ابوذر قلی‌ نژاد و … داریوش سلیمی به ایفای نقش می‌ پردازند.

نوشته شده در بیست و سوم خرداد 1389ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط امید | |

آخرین یافته‌ها از «دجال اسرائیلی» !! (+عکس) (+18)

چندی است رسانه های صهیونیستی با انتشار تصاویری از یک کودک ناقص الخلقه مدعی هستند او همان دجال آخرالزمان است. این درحالیست که بررسی‌ها نشان داد کودک مذکور ...

چندی است رسانه های صهیونیستی با انتشار تصاویری از یک کودک ناقص الخلقه مدعی هستند او همان دجال آخرالزمان است.
این درحالیست که بررسی‌ها نشان داد کودک مذکور هیچ ارتباطی به دجال که  در کتب دینی ادیان بزرگ جهان از او بعنوان "فتنه گر آخرالزمان " یاد شده ،ندارد.

پس ازانتشار خبر مذکور یک پژوهشگر علوم دینی با انتشار مقاله پرده دیگری از علت خلقت چنین کودکی  برداشت.

دراین مقاله میخوانیم: این کودک مبتلا به یک ناهنجاری شدید تکاملی مغز با نام هولوپروزنسفالی و یک نوع خاص از این بیماری با عنوان سیکلوپیا می باشد. این بیماری یک بیماری بسیار خطرناک و مهلک بوده که باعث عقب ماندگی شدید ذهنی فرد مبتلا شده و منجر به مرگ وی در همان دوره ی کودکی می گردد. به طوری که غالب افراد مبتلا به سیکلوپیا در همان سال اول زندگی می میرند. همان گونه که در تصویر ملاحظه می فرمایید، کودک مذکور اینتوبه بوده و با دستگاه های کمکی، به زور زنده نگه داشته شده است و علیرغم این تمهیدات به زودی از بین خواهد رفت.

لازم به ذکر است که کودک مذکور اولین نمونه از افراد مبتلا به این بیماری نبوده و آخرین آن ها نیز نمی باشد. بلکه بیماری هولوپروزنسفالی و به خصوص شدیدترین نوع آن یعنی سیکلوپیا، یکی از بیماری هایی است که در علوم پزشکی به خوبی شناخته شده است.

در اشکال زیر، تصاویری از سایر مبتلایان به این بیماری ملاحظه می فرمایید:
 
 
 

بنابراین همانگونه که ملاحظه فرمودید، کودک مذکور مبتلا به بیماری سیکلوپیا می باشد و دجال آخرالزمان نیست. برای این امر دلایلی وجود دارند که مهمترین آن ها عبارتند از:

1-کودک مذکور علیرغم تمهیدات پزشکی انجام شده به زودی خواهد مرد و به سن جوانی و بزرگسالی نمی رسد و نمی تواند نقش دجال را ایفا کند.

2-مطابق روایات نقل شده از معصومین، عمر دجال بسیار طولانی بوده و وی حتی در زمان قبل از پیامبر اسلام (ص) نیز وجود داشته است. بنابراین این کودک که تاره به دنیا آمده است نمی تواند دجال باشد. (برای بررسی روایات ذکر شده، به مقاله ی فراماسونری: دجال آخرالزمان مراجعه فرمایید).

3-کودک مذکور، اولین کودکی نیست که با بیماری مذکور به دنیا آمده است. بنابراین کودکان مشابه با وی که قبل از او به دنیا آمده اند نیز می توانستند کاندید دجال بودن باشند، حال آن که همگی آن ها فوت کرده اند.

4-علم پزشکی هنوز در زمینه ی علوم اعصاب و نورولوژی بسیار ناتوان است و در حال حاضر توانایی درمان کودکان مبتلا به ناهنجاری های شدید مغزی را ندارد و در آینده ی نزدیک نیز نخواهد داشت. بنابراین نمی تواند کودک مذکور را زنده نگه داشته و پرورش دهد. به همین دلیل احتمال دجال شدن وی منتفی است.

5-کودکی که نمی‌تواند به خودی خود حتی به راحتی نفس بکشد، چگونه ممکن است بتواند بزرگترین جنایات تاریخ بشر را رقم زند و چگونه می‌تواند بزرگترین دروغگوی تاریخ باشد؟

6-کودکی که مبتلا به شدیدترین ناهنجاری تکاملی مغز و بدترین نوع عقب ماندگی ذهنی است و حتی در انجام کارهای روزمره ی زندگی نیز ناتوان است، چگونه می تواند مکارترین موجود تاریخ لقب بگیرد و اکثریت مردم را فریب دهد.

7-کودکی که از اولین ساعات زندگی در معرض دید عموم است و اخبار مربوط به وی با دقت و وسعت زیاد منتشر می شود، به فرض محال رسیدن به سن بزرگسالی، چگونه می‌تواند بزرگترین دجال تاریخ باشد. حال آن که همان مردمی که او را از کودکی به عنوان دجال می‌شناسند، می‌فهمند که نباید به سخنان وی اعتماد کرد.
دلایل فوق و صدها دلایل دیگر وجود دارند که نشان می دهند که کودک مذکور و کودکان مشابه وی دجال نیستند.
 
نوشته شده در بیست و یکم خرداد 1389ساعت 11:6 بعد از ظهر توسط امید | |

مجموعه طرح های گرافیکی با موضوع حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیه

طرح های زیبا با موضوع حضرت فاطمه الزهرا


 

یاس بوی مهربانی می دهد
عطر دوران جوانی می دهد
یاس ها یادآور پروانه اند
یاس ها پیغمبران خانه اند
یاس ما را رو به پاكی می برد
رو به عشقی اشتراكی می برد
یاس در هر جا نوید آشتی ست
یاس دامان سپید آشتی ست
...
یاس یك شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یك سحر مهمان ماست
بعد روی صبح، پرپر می شود
راهی شب های دیگر می شود
یاس مثل عطر پاك نیّـت است
یاس استنشاق معصومیّـت است
یاس را آیینه ها رو كرده اند
یاس را پیغمبران بو كرده اند
یاس بوی حوض كوثر می دهد
عطر اخلاق پیمبر می دهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه های اشكش از الماس بود

جهت مشاهده آثار در اندازه واقعی و آشنایی با طراح آن بروی تصاویر کلیک کنید
 
بقیه پوستر ها در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نوشته شده در بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 3:9 بعد از ظهر توسط امید | |

این تست نسبتا جالب دیدگاه شما را راجع به عشق نمایان می سازد!!!
 
من خودم انجامش دادم ٬ خیلی درست بود!!!
 
برای رفع خستگی و چند لحظه به امتحان میان ترم فکر نکردن خوبه!


ادامه مطلب
نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1387ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط امید | |

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.
آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟
"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا
"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است
"

یه ماجرای توپ بین استاد وشاگرد کامل بخون نظرات یادت نره


ادامه مطلب
نوشته شده در هشتم آبان 1387ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط امید | |

كنترل استرس
آموزش كنترل استرس یك فرآیند سه بخشی است: نخست نشانه ها و علت ها را تشخیص می دهید. سپس مهارت های كنترل را می آموزید و در مرحله سوم، می آموزید كه آن مهارت ها را چگونه به كار ببرید. چگونگی برخورد شما با استرس به منشاء آن بستگی دارد: اگر علت آن مسئله ای خارج از كنترل شماست، تنها چاره می تواند آموزشِ پذیرش باشد. در مواقع دیگر، مهارت های برخورد با آن می توانند به شما كمك كنند كه وضعیت را تغییر دهید. برای كنترل استرس، چهار دسته از مهارت ها باید آموخته شوند:
1-
مهارت های آگاهی

بقیه رو بدو به ادامه مطلب

نظرات یادتون نره               


ادامه مطلب
نوشته شده در ششم آبان 1387ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط امید | |

دوستانی از من خواسته بودند تا قالب این وبلاگ را برایشان بذارم برای دیدن قالب های زیبا اینجا کلیک کنید که قالب وبلاگ من با قالب زرد هم همون جاست
نوشته شده در پنجم آبان 1387ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط امید | |

نوشتار حاضر با ارائه یافته‌های یك تحقیق در سطح ملی، به این موضوع می‌پردازد كه چرا دختران ایرانی ازدواج‌ خودشان را به تاخیر می‌اندازند
ادامه مطلب
نوشته شده در هفدهم مهر 1387ساعت 4:58 بعد از ظهر توسط امید | |

برو به ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده در شانزدهم مهر 1387ساعت 4:8 قبل از ظهر توسط امید | |

گابریل گارسیا مارکز

 

۱) دوست دارم تورا نه به خاطرشخصیتت بلکه به خاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

۲) هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشک های تو نمی شود.

۳) اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست نداشت به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

۴) دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

۵) بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار کسی باشی وبدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

۶) هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحت هستی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو باشد.

۷) تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

۸) هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

۹) شاید خدا خواسته که بسیاری افراد نامناسب را بشناسی وسپس شخص مناسب را،به این صورت وقتی او را یافتی بهتر.

می توانی شکرگزار باشی.

۱۰) به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

۱۱) همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوبار اعتماد نکنی.

۱۲) خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی و انتظارداشته باشی او تو رابشناسد.

۱۳) زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

نویسنده : گابریل گارسیا مارکز

نوشته شده در نوزدهم خرداد 1387ساعت 0:37 قبل از ظهر توسط امید | |

خرم در زبان پارسي هر چيزي است كه خوشي و شادي و لذت را براي انسان فراهم آورَد. اينكه بهار و باغ و بوستان را خرم گوئيم به اين دليل است كه مايه‌ي شادي و نشاط‌اند. واژه دین از دَینه اوستایی می باشد که به معنی وجدان انسان معروف است. خرم‌دين، و بصورت امروزينش دينِ خرم بمعناي ديني است كه در کنار انسان ساز بودنش مايه‌ي شادي و خوشي مردمان شود . تعريف دين به اين مفهوم در جاي‌جاي گاتاي زرتشت آمده است، مؤلف كتاب البدء والتاريخ درباره پيروان زرتشت ميگويند: هرچه انسان خرمي بيشتري بطلبد اندوه اهريمن بيشتر ميشود و اهريمن بيشتر درصدد جنگيدن با انسان برمي‌آيد؛ و در تعريف عقايد خرم‌دينان مينويسد كه آنها هرچه باعث شادي و لذت باشد و طبيعت انسان به آن علاقه داشته باشد و زياني به كسي نرساند را مباح ميدانند . نهضت حق طلبانه خرم دینان را می توان نهضتی بزرگ در تاریخ ایران دانست. زیرا روحیه ملی و ضد بیگانه را در ایران زمین گسترش داد.

معنی واژه بابک در واژه نامه پهلوی - اوستایی استاد بهرام فره وشی از پاپک گرفته شده است که پدر عزیز و کوچک معنی می دهد . یکی از بزرگان سرزمین ایران از نیای ساسان نیز بوده است .

بابك از نژادی ایرانی و مسکنش آذرآبادگان (آذربایجان جدا نشدنی از ایران) بود، گويا مسلمانش كرده بودند و نام عربيش حسن بود. جنبشي كه بابك در ایران آغاز كرد و رسما نام جنبش خرم‌دينان برخود داشت، يك ايدئولوژي مشخصي را مطرح میكرد كه هدفش براندازي نهائي سلطه‌ي عرب - برقراري مساوات انساني در ايران - تأمين خوشيي براي همگان و بازگشت به شکوه و عظمت ایران باستان بود. ابن حزم مينويسد كه ايرانيان ازنظر وسعت ممالك و فزوني نيرو برهمه‌ي ملتها برتري داشتند، به همین جهت لقبِ آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند . چون دولت ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان جنگجو برافتاد و آنها بر ایران مسلط گرديد اين امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصيبتي تحمل‌نشدني روبرو يافتند، و برآن شدند كه با راههاي مختلف به جنگ با اعراب برخيزند. ازجمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان سنباد، مقنع، استادسيس، بابك و ديگران را نام برد. دولت ساسانی که نیز که در سالهای پایانی عمرش به سر می برد بدون شک اگر با حمله اعراب روبرو نمی گشت با قیامهایی ملی همچون زمان پارتیان تغییر سلسله می دادند و حکومتی قوی تر و جدید به صورتی کاملا ایرانی روی کار می آمد همانگونه که پارتیان بر ضد سلوکیان یونانی در ایران قیام کردند و دست بیگانگان را از این سرزمین برچیدند و سلسله قدرتمند شاهنشاهی پارتی را برقرار نمودند.

نام خرم‌دين كه به پاخاستگانِ ايراني براي اين جنبش برگزيده بوده‌اند به روشني نشان ميدهد كه اين يك جنبش مزدكي بوده و همه‌ي شعارها و برنامه‌هاي مساوات‌طلبانه و ضد بهره‌كشي مزدك را دنبال ميكرده است. ابن حزم تصريح ميكند كه خرم‌دينانِ پيرو بابك يك فرقه‌ي مزدكي بودند . اساس تعاليم مزدك برآن بود كه مردم بايد هم دراين دنيا و هم در دنياي ديگر به سعادت و شادمانی دست يابند؛ يعني هم در اين دنيا با كسب و كار و كشاورزي و صنعتْ براي خودشان بهشت بسازند، و هم با انجام كارهاي نيكو و خودداري از كارهاي بد رضايت خدا را حاصل كنند تا در آخرت به بهشت بروند. نيك در تعاليم مزدك عبارت بود از گفتار و كرداري كه به خود يا ديگري منفعتي برساند و سعادتي فراهم آورَد؛ و بد عبارت بود ازگفتار يا كرداري كه به خود يا ديگران آسيب و گزند وارد آورد يا سبب محروميت شود. ابن‌النديم در وصف يكي از ايرانيانِ مزدكي مقيم بغداد به نام خسرو ارزومگان كه ويرا پيرو مذهبي شبيه مذهب خرم‌دينان ناميده، مينويسد كه به پيروانش دستور ميداد بهترين لباسها بپوشند، و خودش نيز بهترين لباسها مي‌پوشيد و به آن افتخار ميكرد .

مركز فعاليت بابك در آذربايجان بود ولی نهضتش در تمامی شهرهای ایران مشغول به فعالیت بود . جماعات بزرگي از عربها پس از یورش سپاه اسلام در شهرها و روستاهايش آذرآبادگان اقامت گرفته بودند. هدف او از ميان بردن سلطه‌ي اربابانِ عرب بود كه نزديك به دوقرن مردم ایران را تاراج ميكردند. قبايل عرب همراه با فتوحات عربي به درون آذربايجان و دیگر شهرهای ایران سرازير شدند. بلاذري درباره‌ي سرازير شدنِ عربها به آذربايجان در زمان عثمان و امام علي، مينويسد بسياري از عشاير عرب از بصره وكوفه و شام به آذربايجان سرازير شدند و هرگروهي برهرچه از زمين توانست دست يافت و مصادره كرد، و بعضي‌شان زمينهائي را از عجمها خريدند و روستاهائي نيز به اين عشاير واگذار شد، و مردم اين روستاها به مُزارعينِ اينها تبديل شدند.

آغاز نهضت بابك در ایران را سال 194 خورشیدی ذكر كرده‌اند. در مدت كوتاهي سراسر روستائيان نيمه‌ي غربي ايران و جنوب ایران به نهضت خرم‌دينان پيوستند. طبري مينويسد كه مردم روستاهاي نواحي اصفهان و همدان و ماهسپيدان و مهرگان‌كدك و جز اينها نيز به دين خرم‌دينان درآمدند . نخستين درگيري ناكامِ سپاهيان دولت عباسي و بابك درسال 198 خورشیدی گزارش شده و خبر از شكست سپاه عباسي مي‌دهد. دومين درگيري ناكامِ سپاه عباسي و بابك درسال 200 خورشیدی بود كه بخش اعظم سپاهيان عباسي را بابك در غربِ ايران- نزديكي‌هاي همدان- كشتار كرد. اعزام نيروهاي عباسي به جنگ بابك درسراسر سالهاي 200 تا 206 خورشیدی تكرار شد و هربار از بابك شكست يافتند. در سال 203 خورشیدی در دو نبرد بزرگ، دوتن از فرماندهان برجسته‌ي دولتِ عباسي به قتل رسيدند؛ و يك فرمانده برجسته نيز شكست يافته فرار كرد. در سال 206 خورشیدی يك افسر برجسته‌ي عرب با سِمَتِ والي آذربايجان اعزام شد و سپاه بزرگي در اختيارش نهاده شد تا به‌كار بابك پايان دهد. اين مرد نزديك به دوسال با بابك درگير بود، و در خردادماه 208 خورشیدی دركنار روستاي بهشت آباد كشته شد و بخش اعظم سپاهش قتل عام شدند.

خليفه‌ي عباسي در اواسط تابستان 212 خورشیدی چندين لشكر به غرب ايران فرستاد، كه به گزارش طبري شصت هزار تن از روستائيان ناحيه‌ي همدان را قتل عام كردند، ولي بابك توانست شكستهاي سختي بر اين نيروها وارد سازد و با تلفات و این متجاوزان را با شكست به بغداد برگرداند. به دنبال اين شكستها، خليفه تصميم گرفت كه امر مقابله با بابك را به يك افسرِ مانوي مذهبِ نو مسلمان ايراني معروف به افشين، از خاندان ساسانی واگذارد. افشين چندي پيش براي سركوب شورشهاي مصر اعزام شده بود و مأموريتش را به نحوي بسيار پسنديده انجام داده بود و هنوز در مصر بود. اورا خليفه فراخوانده به مقابله‌ي خرم‌دينان گسيل كرد. افشين درناحيه‌ي همدان مستقر شد و در غرب و مركزِ ايران از همدان و آذربايجان تا اصفهان و ري، با بزرگان روستاها مذاكراتي انجام داد و وعده های دروغین برای متفرق کردن آنها از کنار بابک به آنان داد كه به ظاهر برآورنده‌ي خواسته‌هاي روستائيان بود .

افشين پس ازآنكه اوضاع غرب ايران را در خلال يك ‌سال و نيم با سیاست ضد ایرانی و در جهت حمایت از اعراب و تهديد و هداياي نقدي (كه به دهخدايان ميداد) آرام كرد، براي به دام افكندنِ بابك نقشه چيد. كارواني با محموله‌ي امداد مالي و غذائي از بغداد عازم اردبيل شد تا به دژي كه محل استقرار سپاهيان خليفه بود تحويل دهد. بابك بي‌خبر از دامي كه افشين برايش چيده بود، تصميم گرفت كه راه را برآن كاروان بربندد و محموله‌هايش را تصاحب كند. افشين شبانه بدون سروصدا و بدون نواختن كوس و كَراناي (شيپور جنگي)، در نزديكيهاي دژ موضع گرفت؛ زيرا يقين داشت كه بابك براي تصرف دژ خواهد آمد. بابك ابتدا يك قرارگاه كوچكِ سپاهيان خليفه بر سرراهش را مورد حمله قرار داد و افرادش را كشت، آنگاه به كنار دژ رفته به افرادش استراحت داد كه روز ديگر به دژ حمله كنند. دراين هنگام افشين بر او شبيخون زد. گويا همه‌ي افرادي كه همراه بابك بودند كشته شدند، ولي بابك جان سالم ماند (زمستان سال 214 خورشیدی). افشين پس از آن به برزند برگشت و آنجا اردو زد تا با ادامه دادن تماس با كلانترانِ روستاها كار پراكنده كردن بقاياي هواداران روستائي بابك در ایران را دنبال كند.

از اوائل سال 215 خورشیدی منطقه‌ي نفوذ بابك كه سابقا به همدان و اصفهان و ري ميرسيد، ازحد مناطق كوهستاني هشتاد سر در آذربايجان فراتر نميرفت. افشين پس از برگزاري مراسم نوروز و سيزده بدر براي حمله به بابك آماده شد. نخستين حمله‌ي او به هشتاد سر با شكست مواجه شد. پس ازآن در سراسر ماههاي اين سال چندين حمله به هشتاد سر صورت گرفت كه همه ناكام ماند. داستان اين نبردها را طبري با استفاده از آرشيو گزارشهاي كتبي به تفصيل دقيقي درحجم حدود 30 صفحه ذكر كرده است كه همه خبر از رشادتهاي بيمانندِ بابك و يارانش ميدهد .

ادامه مطلب
نوشته شده در بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 1:13 قبل از ظهر توسط امید | |

پزشکان چینى به دنبال راه حلى براى زنده نگه داشتن کودک پنج ساله چینى هستند که از هنگام تولد با قلب بیرون از بدن به دنیا آمده است.

به نوشته شینهوا پزشکان زنده ماندن «ژانگ ویوآن» را نوعى معجزه مى دانند. به گفته رئیس مرکز پزشکان چین این نوع تولد بسیار نادر بوده و از هر یک میلیون کودک با قلب بیرون از بدن، تنها پنج کودک زنده مى مانند.

پسر بچه تاکنون بارها توسط پزشکان متخصص قلب و عروق و اطفال مورد معاینه قرار گرفته تا علت اصلى زنده ماندنش مشخص شود.

سخنگوى بیمارستان مرکزى چین در این باره گفت: هنوز مطمئن نیستیم که بتوان با استفاده از عمل جراحى، قلب این کودک را به داخل بدنش بازگرداند؛ چرا که قلب پسر بچه در جاى اصلى خود قرار نگرفته است.

والدین این کودک که هر دو زباله جمع کن هستند، پیش از این، کودک را نزد پزشک نبرده و تنها با یک پوشش بر روى قلب وى، از مرگش جلوگیرى کرده و به او اجازه بازى کردن با کودکان دیگر را نمى دادند.

جامعه پزشکى چین متعهد شده، نیمى از مخارج و هزینه هاى عمل قلب این کودک را بپردازد.

نوشته شده در چهارم اسفند 1386ساعت 10:16 بعد از ظهر توسط امید | |

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلو گرمبه رکورد قبلی ورزشکار ،از وی خواستند

که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد .

پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلو گرم از رکوردش کم بود روامتحان کند ،این بار او براحتی وزنه را بلند کرد ،این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش کاری عادی بود اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود،

چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند .او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای بر نیامده بود که در واقع 5 کیلو گرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم نا خود آگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلو گرم شده بود. او در حالی این وزنه را بلند کرد که خود او قادر به انجام آن می دانست.

نوشته شده در بیست و هشتم دی 1386ساعت 1:12 قبل از ظهر توسط امید | |

در همین مدت کوتاهی که از اوج گیری اعتراضات در تونس و فرار رئیس جمهور تونس از این کشور می‌گذره واکنش‌ها در فضای وب فارسی اصلاح طلب تقریبا استوار بر مشابهت‌های جنبش اعتراضی تونس و جنبش سبز و همچنین قیاس فضای تونس با فضای سیاسی ایران بوده است. تو این پست به صورت خیلی مختصر به یادآوری چند تفاوت و شباهت تونس با ایران امروز می‌پردازم که امیدوارم در تحلیل‌ها این تقاوت‌ها و شباهت‌ها واقع بینانه در نظر گرفته بشن.

 

واسه خوندن مطلب خیلی آروم و با دقت روی تیتر این مطلب یا روی “به خواندن ادامه دهید” به نرمی کلیک کنید.

*** شباهت ها :

۱- عدم رهبری متمرکز جنبش اعتراضی:

در ایران کنونی رهبری جنبش سبز به صورت متمرکز در دست شخص یا حزب خاصی نیست. این وضعیت در تونس هم واقع است و حتی شدید‌تر از ایران، چرا که در ایران با وجود عدم تمرکز رهبری اما به هر حال رهبرانی وجود دارند که این هم در تونس نیست و اصولا هیچ حزب یا فرد خاصی به عنوان رهبر معترضین معرفی نمی‌شود. این ویژگی مختص جنبش‌های اعتراضی مدرن سیاسیه که معمولا در اعتراضات طبقات متوسط کشور‌های در حال توسعه دیده می‌شه.

۲- متشکل از اقشار مختلف اما محدود در برخی شهر‌ها:

عموما انقلابات موفق جدا از توجه به طبقات خواستگاه، توسط نیروهایی متشکل از قشرهای مختلف به وجود می‌ان. چه در جنبش سبز ایران و چه در جنبش اعتراضی تونس، جریان معترض متشکل از قشر‌های گوناگون اجتماعی هستند و در برخی شهر‌های بزرگ و اصلی محدود هستند. در ایران اعتراضات خیابانی غالبا در سطح کمتر از ۱۰ شهر کشور دیده شد و در تونس فقط در پایتخت این کشور رخ داد.

جالبه که با توجه به ریشه‌های قوی اقتصادی در این جنبش اعتراضی، اما توده و طبقهٔ ضعیف جامعه به اندازه طبقه متوسط علاقه به هزینه دادن از خود نشون نمیده. نشون این مساله هم سکوت شهر‌های کمتر توسعه یافته و پایتخته. طبقهٔ مرفه این کشور که عموما در شهر‌های ساحلی هستند هم چندان در گیر و دار اعتراض نیستند. میشه در مورد تونس امروز گفت که طبقهٔ متوسط، تحصیلکردگان و روشنفکران این کشور در نبود احزاب قوی، با هدایت اعتراضات اقتصادی برخی گروه‌ها از طبقات ضعیف و سپس همراه کردن طبقه متوسط به وسیلهٔ بولد کردن استبداد سیاسی، یک جنبش اعتراضی که اکثریت اون از جوانان تحصیلکرده و طبقه متوسط تشکیل شده را از ریشه ‌های اقتصادی به وجود آورده‌اند.

۳- باز کردن شیر خشونت بر روی معترضین:

در اعتراضات تونس حدود ۷۰ نفر کشته شدند و در ایران هم بیش از صد نفر. با در نظر گرفتن بزرگی جمعیتی ایران نسبت به تونس می‌شه گفت که هر چند دولت تونس ابزار کمتری برای مبارزه با معترضان داشت اما هر دو جنبش اعتراضی تقریبا به یک نسبت مورد خشونت قرار گرفتند.

*** تفاوت ها :

۱- پررنگ بودن دلایل اقتصادی در اعتراضات:

در شکل گیری جنبش سبز چه ریشه‌ها و چه جرقه‌های شروع حرکت سیاسی بود و نه اقتصادی. بستر شکل گیری جنبش سبز، اصلاحات بود که یک جریان سیاسیه و جرقهٔ بروزش هم انتخابات ۸۸ بود که اون هم یک رخداد سیاسی بود. در حالی که در تونس هم ریشه‌ها بیشتر اقتصادی بود و هم جرقهٔ شروع. البته در ریشهٔ بروز اعتراضات تونس موضوعات سیاسی و فضای بسته سیاسی این کشور هم به شکلی کمرنگ‌تر در کنار ریشه‌های اقتصادی دخیل بود اما جرقهٔ شروع اعتراض‌ها در یک ماه پیش اعتراض به فقر و بیکاری بود.

۲- رفتار رهبران سیاسی حکومت در قبال اعتراضات:

رفتاری که رئیس جمهور و سران سیاسی تونس در مقابل اعتراضات از خودشون بروز دادن هم متفاوت با رفتار رهبران سیاسی حاکمیت در ایران امروز بود. در ابتدای اعتراضات چه در تونس و چه در ایران رهبران سیاسی مقاومت کردند و مخالفان رو به رسمیت نشناختند اما با بالا گرفتن اعتراضات، در رفتار‌ها تغییر ایجاد شد. رئیس جمهور تونس دیروز تو یه سخنرانی تلویزیونی قول داد که در انتخابات بعدی شرکت نکنه (۲۳ ساله که رئیس جمهوره) و اینکه قیمت شیر و نون و شکر رو کاهش بده و فضای سیاسی رو آزاد کنه. یعنی وارد امتیاز دادن به مخالفان شد. بعد از اون هم با بیشتر شدن اعتراضات از کشور فرار کرد. اما در ایران رهبران سیاسی نظام بدون عقب نشینی آنچنانی، امتیاز درخوری به مخالفان ندادند. در این زمینه تونس امروز مثل ایران سال ۵۷ بود.

http://www.newstimeafrica.com/wp-content/uploads/2011/01/Protesters-stage-a-solidarity-rally-on-January-8-2011-in-the-Tunisian-capital-of-Tunis-%C2%A9AFP-Fethi-Belaid.jpg

۳- استفادهٔ حاکمیت از رسانه‌های حکومتی و جنگ‌های رسانه‌ای:

در ایران حین اعتراضات جنبش سبز، حاکمیت روی توان رسانه‌ای صدا و سیما، روزنامه‌ها، تریبون‌ها و خبرگزاری هاش حساب ویژه‌ای باز کرد و برنامه ریزی شده شروع به تخریب مخالفان و تبلیغات منظم شد در حالیکه تلویزیون رسمی تونس تو این زمینه بصورت موثر فعال نشد و خط بی‌تفاوتی رو داشت. همچنین دولت تونس مثل ایران از جنگ‌های روانی رسانه‌ای استفاده نکرد.

علاوه بر این حاکمیت ایران بعد از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ تمام خبرنگاران خارجی رو از کشور اخراج و رسانه‌های ناموافق داخلی رو هم هم خیلی محدود کرد. اما در تونس فیلم‌ها و عکس‌های اعتراضات نه توسط موبایل‌های مردم عادی بلکه توسط دوربین‌های حرفه‌ای خبرنگاران خارجی گرفته می‌شه و لحظه به لحظه هم خبرنگارهای شبکه‌های مختلف از این کشور گزارش می‌دن.

۴- اعتراضات حول یک توسعه و پیشرفت شکل گرفت و نه یک انسداد و پسرفت:

قبول داریم که بخشی از ریشه‌های اعتراضات تونس سیاسی هم بوده. اما این اعتراضات سیاسی به خاطر انسداد و پسرفت نبود چرا که هر چند تو این کشور استبداد کهنه است و فضا بسته اما توسعهٔ سیاسی در تونس به شکلی هر چند مورچه وار اما در حال انجام بود. علت بروز نارضایتی‌های سیاسی در عدم تعادل بین توسعهٔ اقتصادی و توسعهٔ سیاسیه. در حالیکه نارضایتی‌های سیاسی در ایران نه به خاطر عواقب توسعهٔ اقتصادی ناموزون بلکه دلایل سیاسی شکل گرفت. در این زمینه هم تونس امروز مثل ایران سال ۵۷ بود چرا که عمده‌ترین دلیل روز نارضایتی‌ها در ایران دههٔ ۵۰ عدم تناسب توسعهٔ سیاسی نسبت به توسعهٔ اقتصادی بود. به همین شکل در تونس هم با توسعهٔ اقتصادی، طبقهٔ متوسط جدید و تحصیلکرده‌ای به وجود اومد که با استفاده از رسانه‌های نو و ارتباط با جهان از حقوق خودش آگاه شد و بعد سطح توقع سیاسی این طبقه بالا رفت که در این زمینه با انسداد، خفقان نسبی و بن بست سیاسی مواجه شد که موجب نارضایتی‌های سیاسی بود.

۵- توان استفاده از قوای قهریه:

در ایران مواجهه با اعتراضات خیابانی در سه سطح صورت می‌گرفت. با توجه به شدت اعتراضات خیابانی از نیروهای قهریه با توان نظامی متفاوت و همچنین پتانسیل های ایدئولوژیک متفاوت استفاده می‌شد. طوری که برخورد توسط نیروی انتظامی در مرحلهٔ خفیف، افزوده شدن نیروهای سازماندهی شدهٔ بسیج بعنوان بازوی نظامی در مرحلهٔ متوسط صورت می‌گرفت و در صورت شدید بودن اعتراضات از نیروهای نظامی سپاه در سطح خیابان استفاده می‌شد.

در حالیکه در تونس با توجه به تفاوت‌های گروه‌های سیاسی حاکم، نیروهای قهریه به مانند ایران آماده و در اختیار دولت نبودند. در این کشور صرفا دو نیروی نظامی عمده وجود داره. پلیس و ارتش. در حال حاضر با وجود شدت اعتراضات خیابانی اما دولت فقط از پلیس استفاده کرده. ضمن اینکه باید توجه داشته باشیم که در تونس بازوی نظامی آماتور اما گسترده و ایدئولوژیک مثل بسیج وجود نداره که این وضعیت هم شبیه به ایران سال ۵۷ و حکومت شاه در این رابطه است.

 

*** نتیجه گیری :

در صورت کامل شدن و به وقوع پیوستن یه دگرگونی سیاسی در تونس، این رخداد رو نمی‌تونیم به جنبش اعتراضی ایران تشبیه کنیم بلکه این اتفاق رو با توجه به وضعیت اقتصادی، بافت‌های جامعه‌شناسی و زمینه‌های سیاسی میتونیم تا حدی با انقلاب سال ۵۷ ایران مقایسه کنیم. دگرگونی یا انقلاب سیاسی در تونس در صورت پیروزی، هر چند توسط یک جنبش اعتراضی از جنس مدرن اما باطنا یک انقلاب سنتی به حساب می‌اد.

 

پس نوشت ۱: هنوز هم وقتی «تونس» رو گوگل بکنی، لینک‌های مربوط به تورهای مسافرتی تونس بالا‌تر از خبر اعتراضات هستن. تور‌های مسافرتی به همون سواحلی که اصلیترین مرکز توسعه اقتصادی تونس بودن و حالا به شکل غیر مستقیم شدن عامل عذاب دولت تونس.

پس نوشت ۲: اعتراضات تونس به الجزایر هم سرایت کرده. انگار الجزایر هم بعد‌ها یه خبرایی می‌شه.

پس نوشت ۳: رئیس جمهور تونس «زین العابدین بن علی» که الان به کشور مالت فرار کرده از معدود روسای جمهور دنیا بود که بعد از انتخابات خرداد ۸۸ به محمود احمدی‌نژاد تبریک گفت.

پس نوشت ۴: تو این مطلب هر جا کلمهٔ «اعتراض» به کار رفته منظور بروز خیابونی اعتراض بوده و گرنه بروز خیابونی فقط یه جنبهٔ کوچیک از یه جنبش اعتراضی سیاسیه.

پس نوشت ۵: بعد چند روز از شروع کار، تعداد بازدیدهای این وبلاگ تازه دو رقمی شده.:) یادش بخیر تو وبلاگ‌های قبلی بروبیایی داشتیم. البته بدینوسیله به خودم قول می‌دم که این وبلاگ کاملا سیاسی نباشه.

پس نوشت 6: در رابطه با این مطلب توصیه میشه که این مطلب از ابراهیم سید ابراهیم نبوی و این مطلب از نادر مرزبان رو در سایت جـرس بخونید که در این یادداشت ها هم به تفاوت ها و شباهت های اعتراضات در ایران و تونس پرداخته شده.

پس نوشت 7 : در این زمینه یادداشت یاسر میردامادی بر اساس مشاهدات شخصی خودش از تونس رو پیشنهاد می کنم و همچنین مطلب آرمان در وبلاگ مجمع دیوانگان که طرح مسائلی در مورد این موضوع کرده است. در مورد وبلاگ مجمع دیوانگان که یکی از وبلاگهای مورد علاقه ام هست بعدا بیشتر مینویسم.

نوشته شده در بیست و هفتم دی 1386ساعت 11:51 بعد از ظهر توسط امید | |

هر بار كه كودكانه دست كسي را گرفتم گم شدم انقدر كه در من هراس گرفتن دستي هست ترس از گم شدن نيست

نترس.پیش برو.ادامه بده.آنها همواره در کنار تو خواهند بود.

لحظه به لحظه،ثانیه به ثانیه آنها تو را زیر نظر دارند.آنها ازهمه
مهربانترند،دلسوزترند،.....
هرگاه احساس ترس و لغزش کردی دستت را در دست آنها
بگذار و مصمم قدم بردار و آن سه پشتیبان تو هستند:
۱.خدا که از همه دلسوزتر است و همانند مادری که فرزندش
را راهی امتحانی سخت می کند نگران توست.پس تنهایت
نمی گذارد و در کنارت می ماند همیشه و هرجا و هر لحظه.
۲.مادر که هرچه بگویم کم گفته ام او که با زیباترین کلمات به
تو اعتماد به نفس می دهد و اینگونه تو را یاری می کند.
۳.پدر که همچون کوه در پشتت ایستاده و به تو این اطمینان
را می دهد که قدم هایت را محکم تر برداری.
پس پیش برو و نترس که همواره سه نیروی زیبا تو را یاری
می دهند.

 

نوشته شده در پانزدهم دی 1386ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط امید | |

, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , icon نوشته: محمد icon تاریخ: ۱۷ مرداد, ۱۳۸۹ icon ۲,۸۹۵ نظر

نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 3:12 بعد از ظهر توسط امید | |

برای زن ها عشق بر همه چیز مقدم است

چند ماه پیش یکی از دوستان قدیمی که مدت ها بود او را ندیده بودم، به من تلفن زد و گفت مدت شش ماه است که در رابطه جدیدی وارد شده است.

برایان در طول زندگی خود روابط زیادی داشت اما هیچ وقت به طور جدی با کسی درگیر نشده بود. لذا این خبر از جانب او خبر مهمی محسوب می شد. از او پرسیدم که اوضاع از چه قرار است و او پاسخ داد همه چیز عالی است. اما نگرانی های کوچکی درباره نامزدش داشت. از او پرسیدم "از چه نگران هستی؟"

پاسخ داد: "خب، لوری واقعا فوق العاده است. خیلی شیرین و مهربان اما می ترسم مشکلی داشته باشد. منظورم مشکلات روحی و روانی است. به همین خاطر به تو زنگ زدم تا نظر تو را هم بشنوم."

به او گفتم: "چه کار می کند که فکر می کنی ممکن است مشکل روانی داشته باشد؟"

گفت: "اول از همه این که به من می گوید هر بیست و چهار ساعت شبانه روز را به من فکر می کند. هر روز به محل کارم زنگ می زند تا به من بگوید چقدر دلش برای من تنگ شده است. از هفته ها پیش برای هر دویمان برنامه ریزی می کند تا بتوانیم با هم باشیم. مدام در باره خودمان و روابطمان صحبت می کند. بعد هم همین هفته گذشته به من گفت ارتباطش با من مهمترین مساله زندگی اوست!"

از او پرسیدم: "و تو چه نتیجه گیری هایی از این صحبت ها داری؟"

سعی کردم متوجه نشود که خنده ام گرفته است.

گفت: "خب، من فکر می کنم، آنطور که او به من فکر می کند، باید عصبی بوده و تشویش زیادی داشته باشد."

با خنده ای به او گفتم: "نه عزیزم، او عاشق شده است."

دوستم برایان مرد خوبی است. اما بالاخره یک مرد است. او تجربه زیادی در رابطه با روابط دراز مدت نداشت و آن گونه که لوری به او عشق می ورزید برایش ناآشنا و حتی ناسالم و مشکل دار بود. او اولین راز در این باره را که "زن ها که هستند؟" نمی دانست: "دنیای زن، دنیای عشق است."

عشق ورزیدن، فداکاری کردن و محترم شمردن روابط صمیمی و نزدیک، طبیعت ماست.

آنچه زنها دوست دارند مردها بدانند:

برای زنها عشق از هر چیز مهمتر و بر همه چیز مقدم است.

منظورم از این گفته این نیست که زن ها خودآگاهانه انتخاب کرده اند که عشق مهمترین اولویت زندگی شان باشد، بلکه عشق فی الواقع مهمترین اولویت زندگی ماست. ما از قبل تصمیم نگرفته ایم که دل و جان ما بر مرد زندگی مان متمرکز باشد. بلکه طبیعتا، ذاتا و فطرتا این طور هستیم. ما انتخاب نکرده ایم و از قبل تصمیم نگرفته ایم که مدام به این فکر کنیم که چگونه به او نزدیک تر شویم، بلکه این کار را ناخودآگاه می کنیم. ما تصمیم نگرفته ایم که عشق مهم تر باشد. ولی خب هست!

کیک عشق

در زیر تمثیلی آمده است که به خوبی نشانگر ذهنیت و احساسات ما زن ها نسبت به عشق می باشد. من آن را کیک عشق نامیده ام:

دو دایره را تصور کنید. اولی نشانگر دایره خودآگاهی یک مرد و دومی نشانگر خودآگاهی یک زن است. حال تصور کنید که برشی از هر دو دایره حذف شده باشد درست مثل یک برش کیک. در حدود یک دهم کل دایره. در دایره مختص به مرد، برش حذف شده درصد خودآگاهی او از تمرکز و اولویت او بر روی عشق و روابط صمیمی است. مابقی یا به عبارتی نه دهم باقی مانده تمرکز و اولویت او بر روی کار، شغل، علایق، پروژه ها و دیگر فعالیت های اوست.

این در حالی است که در دایره مربوط به زن، وضع دقیقا نقطه مقابل دایره مرد است. بدین معنا که برش نازک تمرکز او بر روی کار، علایق و پروژه هاست و نه دهم باقی مانده تمرکز او بر عشق، زندگی خانوادگی و روابط او.

گرچه کمی اغراق آمیز به نظر می رسد، اما حتما متوجه منظور من شده اید. هر بار که در سمینارهایم کیک عشق را برای حاضران رسم می کنم، زن ها و مردها همگی می خندند.

می پرسید چرا؟ زیرا همه به طرزی غریزی می دانیم که این موضوع صحت دارد و همانگونه که بعدا نیز خواهیم دید، این مطلب منشاء بسیاری از مشکلات موجود میان زن و مرد را توضیح می دهد.

نکته زیر را همواره به یاد داشته باشید، کیک عشق نشانگر مدت زمانی نیست که صرف عشق یا دیگر فعالیت های خود می کنیم، بلکه صرفا تصویری است ذهنی از میزان درون گرایی ما زن ها.

برای نمونه ممکن است زن شاغل باشد- حال چه در داخل و چه در خارج از خانه، و به همان تعداد ساعاتی که شوهرش سر کار است او نیز مشغول شغل خود باشد. بنابراین تمثیل کیک عشق به این معنا نیست که او هم یک دهم وقت خود را صرف کارش کرده است و بقیه را صرف خرید لباس خواب های زنانه، نوشتن شعرهای عاشقانه و خیالبافی درباره شوهرش می کند.

اما می توانید شرط ببندید هنگامی که بر سر کار خود است بیشتر از آن که شوهرش به او فکر می کند او به شوهرش فکر می کند و هر روزه وقوف و آگاهی بیشتری نسبت به تغییرات ریتم روابطشان دارد و در مقایسه با شوهرش بیشتر خواهان ارتباط و نزدیکی و صمیمیت است.

گاهی اوقات هنگامی که تمثیل کیک عشق را برای زن ها به کار می بریم، کاملا آن را درک نمی کنند. اما هنگامی که برای آنان توضیح می دهیم که عشق شامل رسیدگی به بچه ها نیز می شود، فورا با آن ارتباط برقرار می کنند. مادرهای مجرد این نکته را به خوبی می فهمند. زیرا ممکن است با کسی ارتباط نداشته باشند اما قسمت اعظم وقت آنها هنوز صرف عشق و توجه به فرزندانشان می شود. حتی بسیاری از زنان متاهل نیز چنین بیان می کنند که قسمت اعظم کیک عشق آنان به روابط روزمره شان با فرزندان اختصاص دارد تا با شوهرشان. این که آیا الگو سالم و درست است یا خیر، موضوع دیگری است اما نکته ای که وجود دارد این است که خودآگاهی، افکار و احساسات زن ها به طرزی طبیعی و غریزی همگی روی عشق متمرکز هستند.

سفری به افکار زن ها

همواره گفته ام که چنانچه مردها تنها یک روز را در سر زنی که عاشق است سپری می کردند، از این که ما زنها چه قدر به مرد زندگی مان فکر می کنیم و چقدر به آنها توجه داریم، حیرت زده می شدند. تمرینی وجود دارد که گاهی اوقات آن را به زوج هایی توصیه می کنم که برای مشاوره نزد من می آیند. این تمرین به مردها کمک می کند تا این نکته را که عشق برای زنها بر هر چیز مقدم است درک کنند و تصویر ذهنی واضحی از کیک عشق را به دست دهند. تمرین بدین قرار است که از زن می خواهم گزارش دقیقه به دقیقه افکار خود را در طول یک روز و با شرح موقعیت مربوط ثبت کند. سپس آن را به نامزد/ همسرش نشان دهد. بدون استثناء همواره مردها از این حقیقت که ذهن و فکر نامزد/ همسرشان چقدر مشغول آنها بوده است حیرت زده می شوند.

من خواستم این فرصت را در همین جا به خوانندگان مرد خود داده باشم. لذا نمونه ای از این فهرست را که توسط یکی از مراجعه کنندگانم به نام ملیسا در رابطه با نامزدش جوزف ترتیب داده شده است، در این جا آورده ام. ملیسا مدیر اجرایی در یک دستگاه رادیویی است که حدود یک سال است با جوزف آشنا شده است. در این جا فقط نیمی از فهرست او را آورده ام. زیرا فهرست کامل او بسیار طولانی تر بود و صفحه های بیشتری را به خود اختصاص می داد!

گزارش افکار ملیسا


45:6
در حالی که به جوزف فکر می کردم، از خواب بیدار شدم. از این که قرار بود امشب او را ببینم هیجان زده بودم. پیش از این که از رختخواب بیرون بیایم مدتی را به او فکر کردم.


00:7
می خواستم به جوزف زنگ بزنم و به او صبح به خیر بگویم، اما فکر کردم بهتر است صبر کنم تا او این کار را بکند.


10:7
پیش خودم فکر می کنم الان موهایم را بشورم یا صبر کنم تا شب درست پیش از آن که جوزف را ببینم تا موهایم حسابی تمیز باشند.


15:7
تصمیم می گیرم این کار را کمی پیش از آن که جوزف را ببینم انجام دهم. اما توی حمام یادم می افتد لوسیونی را که جوزف از آن خوشش می آمد، جلو چشمم بگذارم تا امشب بعد از این که دوش گرفتم از آن استفاده کنم.


40:7
مشغول خوردن صبحانه هستم و به این فکر می کنم که هفته پیش که صبحانه را با جوزف خوردم چقدر خوش گذشت.


50:7
مشغول تماشای گزارشی تلویزیونی درباره دیدنی ها و جاذبه های توریستی کاراییب هستم. به یاد می آورم که من و جوزف همیشه می خواستیم سفری به آنجا داشته باشیم، لذا قلم و کاغذ برمی دارم و اطلاعات ارائه شده در برنامه را یادداشت می کنم.


55:7
جوزف هنوز زنگ نزده است. پیش خودم فکر می کنم آیا به او زنگ بزنم تا درباره گزارش تلویزیونی با او صحبت کنم یا نه. تصمیم می گیرم ده دقیقه دیگر هم صبر کنم.


5:8
به جوزف زنگ می زنم و چند دقیقه با هم صحبت می کنیم. عجله دارد زودتر برای جلسه مهمی حاضر شود، لذا نمی تواند خوب به مکالمه دل بدهد. اما می گوید که منتظر است هر چه زودتر امشب مرا ببیند. بنابراین خوشحال می شوم.


20:8
در حین این که مشغول آرایش کردن خودم هستم به صحبت های امروز صبح با جوزف فکر می کنم و قسمت های شیرین آن را توی ذهن خودم مرور می کنم.


35:8
کمدم را باز می کنم تا لباسی بپوشم و به سر کار بروم. اما ناگهان به این فکر می کنم که امشب وقتی که با جوزف بیرون می روم چه بپوشم. چند روز پیش یک لباس خوشگل خریدم که جوزف از آن خوشش آمد. آن را یک بار دیگر پرو می کنم تا مطمئن شوم به من می آید.


50:8
رختخواب را مرتب می کنم. تصمیم می گیرم ملافه ها را عوض کنم تا وقتی که جوزف می رسد تمیز باشند.


20:9
مشغول رانندجگی به طرف محل کارم هستم. به رادیو گوش می دهم. آهنگ زیبایی از سانتانا پخش می شود که من و جوزف عاشق آن هستیم. سفری را به یاد می آورم که چند وقت پیش با جوزف به سن دیاگو داشتیم و تمام راه را به آلبوم سانتانا گوش کردیم. لبخندی روی لبهایم نقش می بندد. به یاد می آورم چقدر به ما خوش گذشت.

تصمیم می گیرم به تلفن همراه جوزف زنگ بزنم و به او بگویم که به خاطرات مان در سن دیاگو فکر می کنم. اما یادم می آید که او احتمالا دارد به سر کارش می رود و فکرش مشغول کارهایی است که باید انجام دهد. لذا از این کار منصرف می شوم.


45:10
به عکس جوزف که روی میز کارم قرار دارد نگاه می کنم و پیش خودم فکر می کنم که بهتر است قاب زیبایی برای آن بگیرم.


30:11
به ساعت نگاه می کنم. از خودم می پرسم که آیا جلسه جوزف تمام شده است یا نه. پیش خودم فکر می کنم خدا کند جلسه خوب پیش رفته باشد تا جوزف امشب خوشحال و خوش اخلاق باشد.


50:11
جوزف در راه بازگشت از جلسه به من زنگ کوتاه می زند. خوشحال به نظر می رسد. درباره آهنگ سانتانا که امروز صبح از رادیو پخش شده بود به او می گویم.


57:11
متوجه می شوم از بعد از تلفن جوزف کمی نگران و دلواپس هستم. به یاد می آورم که گفت ممکن است هفته بعد به خاطر کاری از شهر بیرون برود.


30:12
با یکی از مشتریانم برای ناهار به رستوران جدیدی که هرگز قبلا آنجا نرفته ام، می رویم. پیش خودم فکر می کنم جوزف حتما از آن خوشش می آید. لذا تصمیم می گیرم حتما یک روز با جوزف به آنجا برویم.


10:12
از جلوی یک سوپرمارکت رد می شوم. به ناگهان به یاد می آورم که نوشیدنی مورد علاقه جوزف تمام شده است. لذا توقف می کنم تا برایش بخرم. داخل سوپرمارکت چشمم به تمشک می افتد. به یاد می آورم که جوزف خیلی از تمشک خوشش می آید. لذا کمی هم تمشک می خرم.


35:2
وقتی که دفتر کارم برمی گردم، پیغام هایم را چک می کنم. با این که همین چند ساعت پیش با جوزف صحبت کردم از این که پیغامی از او ندارم، ناراحت می شوم. می دانم احمقانه است اما این احساسی است که دارم.


55:2
صندوق پستی ام را باز می کنم و کارت دعوتی را در آن پیدا می کنم که نویسنده ای برای سخنرانی، میهمانی ترتیب داده است. پیش خودم فکر می کنم حتما یادم باشد از جوزف بخواهم او هم با من بیاید.


15:3
به ساعت کامپیوترم نگاهی می اندازم و از این که قرار است تا ظرف کمتر از چهار ساعت جوزف را ببینم هیجان زده می شوم.


درباره گزارش افکار ملیسا چه فکر می کنید؟ هنگامی که این فهرست را به زن ها نشان می دهم می گویند: "اوه، خدای من! این دقیقا همان کارهایی است که من می کنم." شاید محتویات و موضوعات افکار برای زن های متاهل یا زن هایی که بچه دارند متفاوت باشد اما فرکانس و تواتر افکار تا حد زیادی مشابه است. این در حالی است که واکنش مردها در مواجهه با این فهرست کاملا متفاوت است.

بعضی از آنان فکر می کنند که من با این فهرست با آنها شوخی می کنم و نمی توانند آن را باور کنند. برخی دیگر می گویند: "این ملیسا خانم احتمالا مشکل روانی داره" یا: "فکر می کنم این ملیسا باید کمی هم به فکر زندگی خودش باشد!" این گونه مردها شاید متوجه نباشند که نامزد/ همسر خودشان هم دقیقا به همان میزان به آنها فکر می کنند که ملیسا به جوزف فکر می کند.

برای ملیسا مانند بسیاری از زن ها، عشق تم ثابت و همیشگی زندگی شان است. می توان گفت بزرگترین قطعه کیک زندگی شان به عشق اختصاص یافته است. این به ان معنا نیست که ملیسا به شغل یا دیگر نواحی زندگی اش فکر نمی کند. هرگز این طور نیست، او شغلی فعال و برنامه کاری شلوغ و پرمسوولیتی دارد.


برای ملیسا (و تمامی زن ها) داستان تنها از این قرار است که وقتی در رابطه ای صمیمی است دنیا را از پشت عینک عشق می بیند. گویی عینکی بر چشم دارد که لنزهای آن عشق جوزف اند و ادراک او از جهان از طریق این لنزهای عشق صورت می گیرد. از دید او یک گزارش تلویزیونی تنها یک گزارش نیست، بلکه موضوعی است که او بتواند بعدها درباره آن با جوزف صحبت کند. یک ترانه پخش شده از رادیو تنها یک ترانه نیست، بلکه چیزی است که خاطرات او با مرد زندگی اش را زنده می کند. از دید او تمشک فقط تمشک نیست، بلکه میوه ای است که نامزدش دوست دارد.


خطاب به مردها: لطفا به یاد داشته باشید که این فرایند چنان برای زنها طبیعی است و چنان به صورت بخشی از طبیعت مردها درآمده است که در واقع خودشان از آن آگاه نیستند.

در واقع پس از آنکه ملیسا فهرست خود را خواند خود او نیز از این که چقدر به جوزف فکر می کند، متعجب شده بود. به طور معمول این افکار به طرزی ناخودآگاه و خودکار در سر او شناور هستند. اصولا این طریقی است که او روابطش را می بیند و رفتاری است که بدون فکر از او سر می زند و منعکس کننده این اولویت زن ها در رابطه با عشق و زندگی است.


مردها و زن ها به دو طریق کاملا متفاوت عشق می ورزند.


بعد از سال ها تحقیق و تجربه شخصی به این نتیجه رسیده ام که مرد و زن به دو طریق متفاوت عشق را تجربه می کنند.


برای اغلب زن ها عشق واقعیتی بی انقطاع و ممتد است. توجهی مستمر و مداوم که هیچ گاه ناپدید نمی شود، حتی مواقعی که مشغول کار یا انجام وظایفی هستیم که ظاهرا هیچ گونه ارتباطی با عشق ندارند.

از طرف دیگر برای اغلب مردها، عشق کلاسه شده و تفکیک شده است. گویی دیداری است با بخشی از وجودشان آن هم گهگاهی و با تعیین وقت قبلی.


زن ها نیاز ندارند به وضعیت احساسی تغییر وضعیت بدهند، بلکه همیشه یا اکثر اوقات از پیش در آن هستند. حال چه آنرا ابراز کنند و چه نکنند، برعکس مردها می بایست، عامدانه و به طرزی ارادی به این مد درآیند.


بیایید مجددا به داستان برایان، که فکر می کرد احتمالا نامزدش مشکلات روانی داشته باشد، برگردیم. این تفاوت مردها و زنها به خوبی توضیح می دهد که چرا توجه و تمرکز زن به عشق از نظر برایان و بسیاری از مردهای دیگر اضافی و غیرطبیعی است. برایان هرگز نمی تواند تصور کند که به اندازه لوری روی رابطه اش تمرکز داشته باشد. چنانچه بخواهد چنین کند باید بقیه زندگی خود را فراموش کند تا فقط به لوری بپردازد. از نظر او این کار زیادی، نامتعادل، غیرضروری و حتی وسواس گونه است. لذا فرض را بر این می گذارد که چنانچه لوری این گونه به او عشق می ورزد، پس لابد تلاش زیادی را صرف کرده است، بنابراین حتما او غیرطبیعی و نامتعادل است.


بسیاری از مردها مرتکب این اشتباه می شوند. آن ها این حالت را در زنان مشاهده می کنند و نمی توانند آن را درک کنند. پیش خودشان چنین فکر می کنند که: "چنانچه از اینجا مانده بودم و از آنجا رانده، کار و زندگی هم نداشتم. آن وقت چنین احساسات و رفتاری می داشتم!"


سپس نیز به این نتیجه می رسند که نامزد/ همسرشان از این جا مانده و از آنجا رانده، بی کار و درمانده است که چنین عشق می ورزد و مدام به او فکر می کند.


گر چه زنها نمی دانند که این موضوع حقیقت ندارد. در واقع لوری هیچ تلاشی نمی کند، او عاشق است و توجه و تمرکز او بر روی برایان مانند نفس کشیدن برایش طبیعی و خودکار است. او حتی در آن باره فکر هم نمی کند.

بلکه برایش اتفاق می افتد. ملیسا هم همینطور. او سعی نمی کند تا به جوزف فکر کند.او به این دلیل به جوزف فکر نمی کند که مشکل دارد یا "بی کار و بی عار" یا "عاطل و باطل" است او به این دلیل مدام به او فکر می کند که روش عشق ورزیدن زن ها همین گونه است.


تمثیل کیک عشق، نگرش مردانه و زنانه به عشق را به خوبی به تصویر می کشد. در زیر تمثیل دیگری نیز آورده ام که نشانگر نحوه عملکرد مردها و زن ها در روابطشان است.


فرض کنید دایره خودآگاهی مرد و زن را خانه هایی در نظر بگیریم که هر یک اتاق هایی دارند که به موضوعات مختلف اختصاص داده شده باشند، اتاق کار، اتاق تفریح و استراحت، اتاق بدن و ... برای اغلب زن ها هر یک از اتاق ها اتاق عشق نیز هست. حتی چنانچه به عملکردهای دیگری غیر از عشق اختصاص داده شده باشند. گویی که تمامی فضای ذهنی او مختص عشق است: خانه عشق!


گرچه برای مردها تنها یک اتاق عشق در خانه فکر و ذهن شان وجود دارد. بنابراین چنانچه قرار باشد به عشق بپردازد، باید اتاق های دیگر را ترک کند. تمثیل اتاق عشق بیان کننده پدیده ای است که در روابط خود به کرات آن را تجربه کرده ام و می دانم که زن های دیگر هم همین طورند.


در کنار همسرم هستم و می خواهم به گونه ای رمانتیک با او ارتباط برقرار کنم، اما او پاسخی نمی دهد می دانم مرا دوست دارد. اما نمی توانم درک کنم که چرا از من فاصله می گیرد. وقتی از او می پرسم که آیا اتفاقی افتاده است، پاسخ می دهد: "نه، هیچ اتفاقی نیافتاده است" به تدریج احساس ناراحتی و سرخوردگی می کنم زیرا سعی دارم با او رابطه ای احساسی برقرار کنم اما او همکاری نمی کند.


اتفاقی که در اینجا می افتد بدین قرار است که من در خانه عشق خود هستم که پر از اتاق های عشق است و در این بین سعی می کنم با همسرم ارتباط عاطفی و صمیمی برقرار کنم، اما فکر او مشغول پروژه ای است که باید کامل کند. شاید او در اتاق پول ذهنی خود است و درباره سرمایه گذاری هایش فکر می کند. شاید در اتاق استراحت خود است و مشغول تماشای تلویزیون یا گردش در اینترنت است. ناگهان خواسته من این است که با او ارتباط احساسی برقرار کنم که مستلزم آن است که او به اتاق عشق نقل مکان کند تا بتواند در آنجا با من باشد. اما او نمی خواهد به اتاق عشق بیاید زیرا در اتاقی دیگر از ذهنش کار دارد.


البته، چنانچه مفهوم اتاق عشق را درک نکنم دلیل این را درک نخواهم کرد که چرا در آن لحظه همسرم به لحاظ احساسی در دسترس نیست و چنان به نظر خواهد رسید که او مرا پس زده است.

بدترین قسمت داستان این است که چون همسرم در اتاق عشق خود حضور ندارد، تلاش من مبنی بر ارتباط احساسی با او، به او این احساس را خواهد داد که دارم او را کنترل می کنم یا به او می گویم چه کار بکند یا چکار نکند.


بنابراین هنگامی که از همسرم می پرسم: "چه اتفاقی افتاده است؟" او این سوال مرا چنین ترجمه و تعبیر می کند که به او گفته ام: چرا در اتاق عشق نیستی؟ چرا همین الان همه چیز را ول نمی کنی و به اتاق عشق نمی آیی تا بتوانیم کمی آنجا با هم رمانتیک باشیم؟"
این موضوع توضیح دهنده انواع پاسخ های مختلفی است که از مردها می گیریم: پاسخ هایی از قبیل: ناراحتی جزئی و خفیف، بی حوصلگی و بالاخره هم عصبانیت و قهر کردن.

در چنین مواقعی که سعی داریم لحظاتی رمانتیک خلق کنیم و به او عشق بورزیم، آنچه عملا اتقاق می افتد این است که او احساس می کند سعی داریم او را از یک ناحیه خودآگاهی بیرون ببریم و به زور او را به اتاق عشق بکشانیم!!


اخیرا با همسرم به تعطیلات کوتاهی رفتیم و اوقات بسیار خوب و رمانتیکی داشتیم. روزی که قرار بود برگردیم بسیار احساس نزدیکی می کردیم، در این باره صحبت کردیم که چقدر به ما خوش گذشته است. چند ساعت بعد به فرودگاه رفتیم تا به شهر خودمان برگردیم. بعد از این که چمدان هایمان را تحویل دادیم احساس کردم شوهرم کمی در خودش فرو رفته است و از من فاصله گرفته و دیگر مانند آن روز صبح پیش از این که به راه بیفتیم به من پاسخ نمی دهد.
از او پرسیدم: "آیا اتفاقی افتاده است؟"


پاسخ داد: "نه." من مطمئن بودم که چیزی تغییر کرده است. گرچه نمی دانستم که چه چیزی. کمی مضطرب و نگران شدم. مگر چه اتفاقی افتاده بود؟ از او پرسیدم که مبادا در پرواز اولمان حالش بده شده باشد. یا شاید هم انتظار پرواز برای پرواز بعدی حالش را بد کرده بود. اما هر چه بیشتر تلاش می کردم تا او را به حرف بیاورم از من دورتر و دورتر می شد. هنگامی که نهایتا شب به خانه رسیدیم احساس خیلی بدی داشتم.


روز بعد، همه چیز مجددا خوب و عالی بود. اما من هنوز گیج بودم. مگر دیروز چه اتفاقی افتاده بود که چنان احساس بدی را میان ما تولید کرد؟ سپس ناگهان متوجه موضوع شدم. هنگامی که با همسرم در تعطیلات و در هتل بودیم تمام مدت او در اتاق عشق ذهنش بود. چرا که هیچ کار یا مسوولیتی نداشت. لذا توانسته بود به راحتی به آن بخش از ذهن خود برود. جایی که بتواند احساسی رمانتیک باشد.

سپس در راه برگشت به خانه بدون این که متوجه آن شده باشم اتاق عشق را ترک گفته بود و به اتاق مسافرت نقل مکان کرده بود. جایی که بتواند به تاکسی گرفتن، کارهای مربوط به فرودگاه از جمله بلیط و تحویل چمدان ها و صف های طولانی، پیدا کردن درب های خروج و سالن های انتظار و ... بپردازد.


من نیز مانند او به جزییات سفر توحه داشتم و به آن اتاق رفته بودم اما از آنجایی که زن بودم همچنان در اتاق عشق نیز بودم و در همان حال که منتظر پرواز بعدی بودیم همچنان با او درباره کارهای رمانتیکی که در سفر کرده بودیم صحبت می کردم و سعی داشتم فضای احساسی سفر را همچنان حفظ کنم غافل از اینکه او ساعت ها پیش اتاق عشق را ترک گفته بود! تعجبی نیست که احساس ترک شدگی و تنهایی می کردم. او دیگر در اتاق عشق همراهم نبود. کاملا طبیعی بود که احساس ناراحتی کند زیرا من به این تمایل او مبنی بر تغییر وضعیت احساسی احترامی نگذاشته بودم.


آنچه زن ها دوست دارند مردها بدانند:


هنگامی که زنی سعی در برقراری ارتباط احساسی با شما دارد، ممکن است متوجه نباشد که شما در اتاق عشق ذهنی خود نیستید.


راه حل:


هنگامی که نامزد/ همسر شما در اتاق عشق ذهنی شما به دنبال شما می گردد و شما در آن جا حضور ندارید یا سعی می کند تا در آن اتاق حضور به هم رسانید با ملایمت به اطلاع او برسانید که در اتاق دیگری هستید.


هنگامی که زنی در اتاق عشق ذهن شما را می زند دوست دارد شما را در آنجا پیدا کند. هنگامی که اتاق را خالی می بیند سر در گم می شود و می رنجد. گویی که او را بی اطلاع جا گذاشته اید و از آنجا رفته اید. هنگامی که گیج شده است و از شما می پرسد: " آیا اتفاقی افتاده است؟" به خود یادآوری کنید که احتمالا در اتاق عشق نیستید در حالی که او در اتاق عشق خود است. او برای آن که شما آنجا نیستید شما را سرزنش نکرده است یا از شما انتقاد نمی کند. او تنها سعی دارد با شما ارتباط برقرار کند اما شما را آنجا پیدا نمی کند.


در این گونه مواقع یکی از این دو را انتخاب کنید:


1- می توانید سریعا سری کوتاه به اتاق عشق بزنید و در صورت امکان یک دقیقه در وضعیت احساسی قرار بگیرید و او را در آغوش بگیرید و جمله ای محبت آمیز به او بگویید.


2- می توانید به او اطلاع دهید که فعلا در اتاق دیگری هستید و مثلا مشغول فکر کردن به کار خود یا رانندگی یا کار با کامپیوتر خود هستید و این که بعدا او را در اتاق عشق ملاقات خواهید کرد.


این راه حل را به بسیاری از زوج ها توصیه کرده ام و آن ها نتایج فوق العاده ای را گزارش داده اند.

اخیرا مردی به من گفت که روشی سریع از ارتباط کلامی با زنش را به کار می برد که به آنان امکان داده است در اسرع وقت به اطلاع یکدیگر برسانند در کدام وضعیت احساسی قرار دارند. هنگامی که زن تلاش می کند ارتباط احساسی - عاطفی برقرار کند همسرش از او می پرسد: "عزیزم، آیا الان در اتاق عشق هستی؟" تا آنکه زن پاسخ مثبت می دهد و می گوید: "بله" و از قضا مرد در اتاق عشق حضور ندارد لذا با مهربانی می گوید: "اما من الان در اتاق عشق نیستم، از اینکه سری به اینجا زدی از تو متشکرم. بعدا به تو ملحق می شوم!"


این تنها چیزی است که زن نیاز دارد بشنود: این که شوهرش تلاش او مبنی بر ارتباط احساسی و نزدیکی را قدر دانسته است و چنانچه فعلا آن گونه پاسخ نمی دهد که مطلوب اوست، به این دلیل نیست که اتفاقی افتاده یا از چیزی ناراحت است، بلکه تنها از آن روست که در اتاق دیگری مشغول کار دیگری است.

منبع: رازهایی درباره زنان
باربارا دی آنجلیس
انتشارات نسل نواندیش
عصر ایران

منبع:persianv.com

نوشته شده در بیست و ششم خرداد 1386ساعت 4:15 بعد از ظهر توسط امید | |

 

1.     خوشبختی واقعی زمانی حاصل می شود كه خود را وقف رسیدن به هدفی كنیم.

2. خوشبخت ترین و كارآمدترین انسان ها كسانی هستند كه كاری را  انجام می دهند كه احساس می كنند واقعاً تغییری در دنیا ایجاد می كند.

3.    زندگی خود را آسان كنید.؛ مدام به دنبال راه های حذف كارها و فعالیت های غیر ضروری باشید.

4.    مردم درست به همان اندازه خوشبخت اند كه خودشان تصمیم می گیرند.

5.    سعی و سعادت  دو چیز هستند كه همیشه در پی هم می آیند.

6.    زندگی را آن طور كه هست ببینید نه آن طور كه  دوست دارید باشد.

7.    شادی و خوشبختی ، پیشرفت مستمر در تحقق یك هدف یا ایده ارزشمند است. هر روز برای دستیابی به هدف های خود قدمی بردارید.

8.    اگر فكر می كنید برای شادی و خوشبختی شما باید فرد دیگری تغییر كند محكوم به شكست هستید.

9.    بخش عظیمی از شادی و خوشبختی شما ناشی از داشتن روابط  خوب  با دیگران است. مراقب نحوه معاشرت خود با دیگران باشید.

10.    میزان خوش بینی شما بستگی به این دارد كه مسائل را چطور برای خود توجیه می كنید . تفكر مثبت داشته باشید تا احساس خوشبختی كنید.

11.   دوست داشتن بدین معناست كه خوشبختی خودمان را در خوشبختی دیگران بدانیم .

12. آنچه معمولاً ما را به تدریج سست می كند و خوشبختی مان را مسموم می سازد این است كه احساس می كنیم به زودی خسته می شویم و به پایان آنچه برایمان جذاب استمی رسیم.

13.از زندگی خشنود باشید، زیرا به شما فرصت دوست داشتن، كاركردن، بازی كردن و نگاه كردنبه ستارگان را می دهد.

14.    خوشبختی وقفه ای است دربین دوره های تیره روزی.

15.   اعمال خودرا خالص كنید تا سعادتمند شوید.

16.تفكر، انسان را به نیكی و نیكوكاری دعوت می كند.

17.   كوشش كنید زندگی را با شادی و شعف سپری ساخته و شگفتی های آن را لمس و احساس كنید.

18.وقت گرانبهای خود را صرف این پرسش نكنید كه چرا جهان بهتر از این نیست؟ این كار فقط اتلاف وقت است.از خود بپرسید كه چگونه می توانم آن را بهتر كنم؟و با جواب دادن به آن ، راه رسیدن به خوشبختی را هموار كنید.

19.بزرگ ترین ثروت زندگی سرور است. زیرا با سرور می توانیم بهترین خدمت را به خدا و همچنین به خودمان بكنیم. شاید بتوان گفت كه سرور تنها هدف زندگیو مایه خوشبختیماست.

20.بیم،آنجا است كه دلبستگی باشد. از دلبستگی چشمبپوش تا نیك بخت شوی .

 

منبع: تبیان

نوشته شده در دوم دی 1385ساعت 2:23 قبل از ظهر توسط امید | |

 

ارتباط احساسی، مجموعه‏ای از احساسات فردی‏ست که کنار هم جمع می‏شود تا بین دو نفر پیوند برقرار کند. واژه‏ی «احساسی» به معنی برانگیختن احساسات بسیار است. این احساسات می‏تواند عصبانیت، غم، لذت، عشق یا یکی از هزاران حسی باشد که انسان‏ها تجربه می‏کنند. «ارتباط»، پیوندی‏ست با فرد یا چیزی دیگر. ممکن است شما با کسی که احساس قوی نسبت به او دارید یا عاشقش هستید، در یک رابطه باشید اما او با شما احساس دوری نماید و به ندرت در مورد احساساتش با شما صحبت کند. این نوع روابط، روابط دوستانه یا زندگی کردن کنار یکدیگر است. بدون ارتباط احساسی قوی، چنین روابطی، خیلی زود از هم پاشیده می‏شود زوج‏هایی که سعی می‏کنند در حد توانشان، بیشتر درباره‏ی همدیگر بدانند، رابطه‏ای احساسی بینشان ایجاد می‏شود.

نشانه‏ی حقیقی وجود یک ارتباط احساسی، این است که هریک از دو نفر، دیگری را به درون خود راه بدهد.

از طریق مکالمه‏ی محبت‏آمیز و همراه با تفکر، به پیچیدگی‏های درون هم پی می‏برید و در می‏یابید که چه چیز موجب شادی طرف مقابل‏تان می‏شود، چه چیز عصبانی‏اش می‏کند و چه‏چیز او را به اوج لذت می‏رساند.

نشانه‏ی حقیقی وجود یک ارتباط احساسی، این است که هریک از دو نفر، دیگری را به درون خود راه بدهد.

وقتی دو طرف، احساسات خود را با هم در میان نگذارند، ازدواج، سخت و طاقت‏فرسا خواهد بود. در این صورت، عصبانیت، خشم و اختلاف پدید می‏آید و فقدان اعتماد، زندگی زناشویی را دچار آشفتگی می‏کند. اگر فکر می‏کنید ارتباط احساسی بین شما و همسرتان از بین رفته، باید به دنبال دلیل آن باشید؛ آیا گناهی نابخشودنی‏ست که چنین فاصله‏ای میان شما انداخته؟ شاید در عصبانیت، چیزی گفته شده یا کاری انجام شده که منجر به درد جسمی و احساسی شده است. در همین زمان‏ها، موضوع «انکار» هم پیش می‏آید تا همه‏چیز را برای ساختن دوباره‏ی آن پیوند احساسی، سخت‏تر سازد. اگر خواهان سالم‏ترین رابطه‏ی ممکن هستید، باید بدانید که چطور یک پیوند احساسی عمیق و قوی بین خود و طرف مقابل‏تان ایجاد کنید. وقتی پیوند احساسی بین شما وجود داشته باشد، همه چیز آسان‏تر می‏شود.

نکات مهم برای ایجاد پیوندی ناگستنی

1- بررسی طرف مقابل: باید متوجه شوید او به چه چیز نیاز دارد و اززندگی و از شما چه می‏خواهد، برای تحقق این امر، لازم است وقتی حرف می زند، با دقت به او گوش دهید. وقتی رازهایش را با شما در میان  می‏گذارد،  به او خوب توجه نموده و به عمق حرف‏هایش فکر کنید.

2- اعتماد: باید بین خودتان، حس اعتماد ایجاد کنید. این ستون اساسی پیوند احساسی، یک شبه ایجاد نمی‏شود و زمان می برد باید اجازه دهید این اعتماد به‏ طور طبیعی ایجاد شود.

3- حضور احساسی: هر دو شما باید از نظر احساسی در دسترس باشید. اگرعقب بکشید و حرف‏هایتان را با طرف مقابل در میان نگذارید، چنین پیوندی ایجاد نخواهد شد.

4- ابراز محبت: نباید برای نشان دادن مهر و محبت، مشکلی داشته باشید اما زوج‏هایی که رابطه‏شان سرد شده باید تلاش کنند با هم مهربان باشند. همیشه سعی کنید شعله‏های عشق‏تان را روشن نگاه دارید و از ابراز محبت به یکدیگر، نترسید!

5- جنگ ملایم: به هنگام مشاجره، کلمات به راحتی از دهان خارج می‏شود باید یاد بگیرید که با ملایمت بحث کنید. اگر نمی‏دانید چطور این کار را انجام دهید، می‏توانید از یک مشاور کمک بگیرید. یادتان باشد هنگام بحث هرگز گذشته را پیش‏ نکشید. در «لحظه» زندگی کنید و برای احساساتتان دلیلی محکم بیاورید.

6-  دیدن دنیا از دیدگاه او: سعی کنید دنیا را آن‏طور که او می بیند، ببینید تا بفهمید که به‏طور واقعی کیست. برای این‏کار باید گاهی به عقب برگردید تا ببینید چرا او به آن طریق خاص عمل کرده است. ببینید نسبت به موقعیت‏های‏ مختلف، چطور واکنش می‏دهد و سعی کنید خودتان را جای او بگذارید و درمقابل از او هم‏ همین انتظار را داشته باشید.

7- غلبه بر موانع: زوج‏هایی که در ازدواج خود دچار مشکل شده‏اند، باید قبل از ایجاد دوباره‏ پیوند احساسی، مشکلاتشان را حل کنند. هرمشکلی را با هم  بررسی کنید و سعی کنید راه حل‏هایی برای آن بیایید. وقتی‏ بزرگترین موانع و مشکلات را پشت سر گذاشتید، آن‏وقت می‏توانید پیوند احساسی فراموش شده‏تان را از نو بسازید.

منبع: تبیان

نوشته شده در دوم آبان 1385ساعت 2:21 قبل از ظهر توسط امید | |




Love go through stones walls

Love rules his kingdom without a sword

 

- این مثل کنایه از قدرت و نیرومندی عشق است که از دیوار آهنین نیز نفود می کند و میگذرد.

- ولتر فیلسوف ، مورخ و نمایشنامه نویس معروف فرانسوی معتقد است که:

عشق قوی ترین و نیرومندترین سپاهی است  که در یک لحظه بر قلب و مغز و جسم حمله ور می شود.

- هربرت شیب من می گوید:

بر روی دروازه قلبم نوشتم (( ورود ممنوع ))

اما عشق خنده کنان گفت: من در همه جا داخل می شوم !!!

 

* * * * * * * * * *

Love covers all sins

Love conquers all

 

- این مثل اشاره به قدرت لایزال عشق است ، عاشق بر معشوق و مرید بر مراد هیچوقت اعتراض ننموده و تمام اعمال او را خوب و بی عیب می بیند.

- سعدی می فرماید:

آنجا که ارادت بود انکار نباشد

گر دست به شمشیر کنی مهر همان است 

- عشق آدم را کور می کند تا زشتیها را نبیند ، کر میکند تا پند ها و آزموه های بزرگان را نشنود.

- عاشق محبوبش را سنبل برگزیده ترین موجودات عالم میداند.

- عشق ستار عیوب گناهان است.

 

* * * * * * * * * *

All is fair in love and war

One can,t make war with rose water

 

- منظور این مثل این است که در عشق و جنگ غالبا از همه وسائل برای فتح هدف نهایی استفاده می کنند.

- بین دعوا حلواخیرات نمی کنند.

- عشق و رشک از هم جدا نیستند.

- در جنگ و عشق همه کاری جایز است.

- تمثیلی زیبا از سوزنی سمرقندی:

در همه جا گویی دشنام مده ، پس چه دهم؟

مرغ بریان دهم و بره و حلوا و حریر؟

 

* * * * * * * * * *

Likeness begets love ; yet proud men hate one another

 

- این مثل در بیان جذب همجنس و افراد همگن و همانند نسبت به هم است ، درحالیکه در مورد آدم های خودپسند و مغرور و فرعون صفت این قاعده صدق نمی کند و به جای عشق و محبت موجب نفرت و بیزاری میگردد.

- استاد سخن سعدی تمثیل بسیار زیبایی دارد:

دو عاشق را نباشد کین و پیکار

نه دانایی ستیزد با سبکسار

اگر نادان به وحشت سخت گوید

خردمندش بنرمی دل بجوید

دو صاحبدل نگهدارند موئی

همیدون سرکش و آزرم جویی

وگر بر هر دوجانب جاهلانند

اگر زنجیر باشد بگسلانند

 

* * * * * * * * * *

Love speaks even the lips are closed

 

- این مثل در بیان نگاه عاشقانه است که حاوی معنا مفهوم و راز و رمز ، مهر و محبت است اگرچه زبان بسته باشد.

- وحشی می گوید:

گرم مجال نگاهی بود ، زبان را چه کنم

حکایتی که نگه میکند زبان نکند

- صائب می گوید:

اظهار عشق را به زبان احتیاج نیست

چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است 

- کمال خجندی می گوید:

چندان که می توان سخن دل به ما بگو

عاشق به صوت و حرف تکلم نمی کند

- تمثیل:

گرچه تفسیر زبان روشنگر است

لیک عشق بی زبان روشنتر است

نوشته شده در نوزدهم خرداد 1385ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط امید | |

کوه بلندي بود که لانه عقابي با چهار تخم، بر بلنداي آن قرار داشت.
يک روز زلزله اي کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که يکي از تخم ها از دامنه کوه به پايين بلغزد.
بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه اي رسيد که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها مي دانستند که بايد از اين تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پيري داوطلب شد تا روي آن بنشيند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنيا بيايد.

يک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بيرون آمد.

جوجه عقاب مانند ساير جوجه ها پرورش يافت و طولي نکشيد که جوجه عقاب باور کرد که چيزي جز يک جوجه خروس نيست. او زندگي و خانواده اش را دوست داشت اما چيزي از درون او فرياد مي زد که تو بيش از اين هستي. تا اين که يک روز که داشت در مزرعه بازي مي کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج مي گرفتند و پرواز مي کردند. عقاب آهي کشيد و گفت: اي کاش من هم مي توانستم مانند آنها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خنديدن و گفتند: تو خروسي و يک خروس هرگز نمي تواند بپرد.
اما عقاب همچنان به خانواده واقعي اش که در آسمان پرواز مي کردند خيره شده بود و در آرزوي پرواز به سر مي برد.
اما هر موقع که عقاب از رويايش سخن مي گفت به او مي گفتند که روياي تو به حقيقت نمي پيوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتي او ديگر به پرواز فکر نکرد و مانند يک خروس به زندگي ادامه داد و بعد از سالها زندگي خروسي، از دنيا رفت.

تو هماني که مي انديشي، هرگاه به اين انديشيدي که تو يک عقابي به دنبال رويا هايت برو و به ياوه هاي مرغ و خروسهاي اطرافت فکر نکن.

نويسنده: گابريل گارسيا مارکز

نوشته شده در نوزدهم خرداد 1385ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط امید | |

ღ♥ღ

  اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

ღ♥ღ

بقیه در ادامه مطلب

نوشته شده در سی ام دی 1384ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط امید | |

Innovative Traffic Lights

خلاقانه ترین و مبتکرانه ترین ایده ها از سراسر دنیا برای چراغهای راهنمایی رانندگی که

می توانید با یک کلیک بر روی ادامه مطلب آنها را مشاهده کنید

نوشته شده در نوزدهم دی 1384ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط امید | |

آیا شما مدیر خلاقی هستید؟

هر مدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانای های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید . تداوم حیات سازمان ها به بازسازی آنها بستگی دارد بازسازی سازمان ها از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روش های حصول این اهداف انجام می شود.چه کسی خلاقیت و نوآوری می کند؟

جهت مطالعه ادامه مطلب لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک فرمایید


ادامه مطلب
نوشته شده در نوزدهم دی 1384ساعت 10:2 بعد از ظهر توسط امید | |

- آیا می دانید مجسمه آزادی که در آستانه ورود به بندر نیویورک قرار دارد و به سمبل کشور امریکا تبدیل شده اصلا ساخته و پرداخته آمریکایی ها نیست و آمریکایی ها فقط پایه و قاعده این مجسمه را ساخته اند و این که اصلا قرار نبوده این مجسمه در امریکا نصب شود، بنابراین مطلب ذیل را در مورد "مجسمه آزادی"، سمبل کشور امریکا بخوانید تا بهتر و بیشتر در مورد آن بدانید:

در قرن نوزده و مشخصا در سال 1869 فریدریك بارتولدی مجسمه ساز معروف و نابغه فرانسوی طرح اولیه مجسمه آزادی را ریخت که مجسمه خانمی مشعل به دست بود، وی ماکت کوچکی از این مجسمه را ساخت و آن را در سال 1869 (سال افتتاح کانال سوئز) بر "خدیو اسماعیل" عرضه کرد تا آن را در مدخل ورودی کانال سوئز نصب کند و نماد آزادی دریانوردی در جهان باشد، اما چون طراحی و ساخت و  نصب این مجسمه هزینه بسیار سنگینی بر مصر تحمیل می کرد، خدیو اسماعیل با اجرای طرح مخالفت کرد.

این دوره مصادف با جمهوری سوم فرانسه (1940-1870) بود که در آن ایده هایی چون اهدای مجسمه ها و یادبودها به ملل و کشورهای ماورای بحار جهت مستحکم تر نمودن روابط دوستانه میان کشور و ملت فرانسه با ملل و دول دیگر فراگیر شده بود، به همین منظور وقتی دولت فرانسه با عدم پذیرش این هدیه گران قیمت از سوی مصر مواجه شد، تصمیم گرفت، آن را به ملت آمریکا و بمناسبت صدمین سالگرد استقلال کشورشان هدیه کند، به همین منظور مجسمه آزادی در 4 جولای 1876 به آمریکایی ها اهدا گردید و در این میان آمریکایی ها فقط متولی امر ساخت پایه و قاعده این مجسمه بودند.

نام اصلی این مجسمه که بر روی آن نیز حک شده، "آزادی روشنگر جهان است" می باشد و نماد خانمی است که از قید و بند استبداد آزاد شده است

و در حالی که دولت فرانسه مالیات ها را بر شهروندان خود افزود تا هزینه ساخت و انتقال این هدیه 2.250.000 فرانکی به ملت و دولت آمریکا تامین کند، آن سوی آب ها یعنی در آمریکا نیز دولت این کشور همین شیوه را برای تامین هزینه ساخت پایه و قاعده مجسمه پیش گرفت و در این میان سناتور "ویلیام اوارتز" یکی از سرشناسان نیویورک که بعدها وزیر خارجه آمریکا شد، در کنار "ژوزف پولیتزر" دارنده جایزه پولیتزر سعی و تلاش بسیاری بذل کردند تا شهروندان آمریکایی را به تامین هزینه های پایه و قاعده این مجسمه تشویق و ترغیب کنند.

سپس نوبت به انتخاب محل نصب مجسمه فرارسید و مقرر شد، این مجسمه در "جزیره آزادی" در شهر نیویورک نصب شود که تا سال 1956 جزیره "بیدلوز" نام داشت.

پس از تامین هزینه مورد نیاز برای ساخت پایه و قاعده این مجسمه "ریچارد موریس هنت" شروع به ساخت پایه این مجسمه نمود و کار ساخت پایه را در آگوست سال 1885 به پایان رساند.

اما کار ساخت مجسمه در ابتدا بر عهده "یوجینی لو دوک" مهندس فرانسوی قرار داشت، اما از آنجا که اجل به وی مهلت نداد، او پیش از پایان طراحی مجسمه دار فانی را وداع گفت، به همین منظور ادامه کار ساخت مجسمه به "گوستاو ایفل" محول گردید و ایفل کار ساخت این مجسمه فلزی را خود به پایان رساند.

همان طور که گفته شد، این مجسمه در خلیج نیویورک و در جزیره آزادی در زمینی به وسعت 49 هزار متر مربع نصب شده و 600 متر با شهر نیوجرسی و 2.6 کیلومتر با شهر مانهاتان فاصله دارد.

مجسمه آزادی آمریکا

نام اصلی این مجسمه که بر روی آن نیز حک شده، "آزادی روشنگر جهان است" می باشد و نماد خانمی است که از قید و بند استبداد آزاد شده است. در دست راست این مجسمه یک مشعل به عنوان نماد آزادی و در دست چپ این مجسمه کتابی قرار دارد که بر روی آن به زبان رومی جمله "4 جولای 1876 " نقش بسته که تاریخ اعلام استقلال آمریکاست و بر بالای سر این مجسمه تاجی با 7 زبانه مشاهده می شود که سمبل هفت قاره یا هفت اقیانوس جهان است، عرض این مجسمه 47 متر و طول آن 46 است.

بازدیدکنندگان از این مجسمه می توانند با استفاده از بالا رفتن از 168 عدد پله به بالاترین قسمت مجسمه برسند، البته بالا رفتن از مجسمه تا قسمت مشعل تا سال 1916 امکان پذیر بود، اما در این سال دولت آمریکا برای حفظ سلامت و جلوگیری از فرسودگی و تخریب تدریجی آن بالا رفتن بازدید کنندگان از مجسمه را تا این قسمت ممنوع نمود، با حال این موضوع چیزی از میزان بازدید کنندگان این مجسمه نکاست و برآورد می شود سالیانه 3 میلیون گردشگر از این مجسمه دیدن می کنند.

پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 دولت امریکا به منظور حفظ موارد امنیتی از ورود جهانگردان به داخل جزیره و بازدید از مجسمه آزادی و موزه ای که در پای آن قرار دارد، ممانعت نمود تا این که 3 سال بعد یعنی در آگوست سال 2004 اجازه بازدید گردشگران از این مجسمه را مجددا صادر کرد.

قبس زعفرانی/گروه جامعه و ارتباطات

نوشته شده در دوم دی 1384ساعت 10:40 بعد از ظهر توسط امید | |

Design By : Mihantheme