گلچین شعر های کوتاه 53

به چشمان صبح قسم
که دلم را در صلیب گیسوانت
مسیحای جانم می کنم...


مریم پورقلی

 

 

 

 

 

ﺍﻓﺴﻮﺱ ، ﺑﺎﯾﺪ
ﺑﺎﺯ ﺑﮑﺸﻢ ﺑﺎﺭ ﻗﻠﺒﻢ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﺪﻭﻩ
ﺁﻥ ﺳﺎﻥ ﮐﻪ ﺳﮕﯽ
ﺑﺎﺯﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﺗﺎ ﻻﻧﻪ
ﺍﺷﮑﺮﯾﺰﺍﻥ
ﭘﺎﯾﺶ ﺭﺍ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﺟﺎ ﮐﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻗﻄﺎﺭ .


ولادیمیر ﻣﺎﯾﺎﮐﻮﻓﺴﮑﯽ

 

 

 

 

 

صبح آمده تا عکس تورا قاب بگیرد
از جام نگاهِ تو میِ ناب بگیرد

خورشیدتویی نورتویی دلبر مهرو
ماه از تو فقط جلوه ی مهتاب بگیرد

 

 

 

 

 

"شب بخير" را نبايد تايپ كرد!
"شب" را بايد زُل زد در چشمانش
دستى كشيد لاىِ موهايش
و هُرمِ نفسهايش...


علي قاضي نظام

 

 

 

 

 

گاهی باید بود برای رفتن
گاهی باید رفت برای بودن
و چه گس است بودنی بیهوده...


دلارام دلنواز

 

 

 

 

 

نیستی؟!
 اما من
دارمت   
همیشه....

جایی خلوت ودنج   
لا به لای تمام نداشته هایم!

 سعید عالمی

 

 

 

 

 

..یکشنبه...
مسیر بهشت
از جاده ی ابریشمی تن تو
می گذرد؟!


پروانه ملکی

 

 

 

 

 

لبخندِ تردِ صبحی، شــورِ خوشِ جوانی
نبــضِ تمامِ هستی، اکسیــــــژنِ جهانی

خورشید چشمتان را لطفا به من بتابان
ای شیــوه ی نگاهت عالی و کهکشــانی

شهرام حسینی

 

 

 

 

 

کس نیست
در این گوشه
فراموش تر از من


شهريار

 

 

 

 

 

دستهايتان را آماده كنيد...
پاييز نزديك است!
بايد گره بخورد در دستهاى كسى كه،
سالها انتظارش را كشيديد...
جانِ عزيزتان،
پاييز را دو نفره آغاز كنيد!


علي قاضي نظام

 

 

 

 

 

پاییز جان ،
فصلِ زردِ من!
مبادا دلت بگیرد
 از این که
کسی نمی خواهد
 زود تر سر برسی ...
مبادا قهر کنی و با لجبازی
بگویی که قصدِ آمدن نداری !
آخر اگر تو نیایی ،
این آدم ها رفتن هایِشان ،
دلتنگی هایِشان
‌ و بغض های نشئت گرفته
 از حالِ بدشان
را گردنِ چه کسی بیندازند ؟


محیا کاربخش‌

 

 

 

 

 

تقصیر جمعه نیست که غمگین و خسته ام


ایراد جای دیگریست؛ دلم را شکسته اند...


ایلیا مرادی

 

 

 

 

 

دوست داشته شدن خيلی خوب است، حتی اگر دير شده باشد!


جان اشتاين بک

 

 

 

 

 

فصل باران نزدیک است....
هم قدم روز های بارانی من باش...

الناز طرزکی

 

 

 

 

 

بیدار می شوی
به خودت صبح به خیر می گویی
برای خودت چای می ریزی
تکیه می دهی به خودت
و فکر می کنی
دلت برای چه کسی باید تنگ می شده است؟
و فکر می کنی چرا هیچ کس
آنقدرها که باید خوب نبود
که بی او این صبح شهریور
از گلویت پایین نرود.

رویا شاه حسین زاده

 

 

 

 

 

دوستی ها کمرنگ،
بی کسی ها پیداست

راست گفتی سهراب:
آدم این جا تنهاست ...

 

 

 

 

 

گفت:
عاشقي؟
گفتم:
نه، هنوز كسي را ندارم
كه تا صحبتم با او گرم شد
خيلي زود نگويد
مزاحمتان نشوم
خوب باشيد
و خدانگهدار ...!


فريد صارمي

 

 

 

 

همه‌ی عمر به دنبال کسی می‌گشتم
که به لبخندی، نگاهی
دل دیوانه‌ی ما رام کند
روح سرگشته‌ام آرام کند
افسوس...
به صحرای نمک در پی دریا گشتم
من در این دایره‌ی بسته
چو پرگار به خود می‌چرخم
من به دنبال چه کس می‌گردم
اندر این دایره جز من کس نیست
و به جز یک خط بیهوده و تکرار
مرا در پس نیست...


فرامرز الداغی

 

 

 

 

 

من ندیدم بیدی
سایه‌اش را بفروشد به زمین
رایگان می‌بخشد
نارون شاخه‌ی خود را به کلاغ
هر کجا برگی هست
 شوق من می‌شکفد
تا بخواهی خورشید
 تا بخواهی پیوند، تا بخواهی تکثیر
زندگی رسم خوشایندی است
پرشی دارد اندازه‌ی عشق ...



سهراب سپهری

 

 

 

 

 

صبح بخیر گفتن ات
مثل خاک نم خورده
شوق نفس کشیدن میدهد!

علی سلطانی

 

 

 

 

 

پیشانی ام که تب می کند ،
شک ندارم
عکسم را،
بوسیده ای ....



معصومه صابر

 

 

 

 

 

حاشا که مرا جز "تو"


در دیده کسی باشد...


خاقانی

 

گلچین شعر های کوتاه 52

عـــــزيزی داری ؟

جان عـــــــزيزت
بیا نبـــــودنت را بردار و ببــــــر .. !


بهاره حصاری

 

 

 

 

 

به کسی که عاشق نیست
آمدن پاییز را
این گونه خبر دهید ،خودش می فهمد
آرام آرام
جوری که ناراحت نشود بگویید
سه ماه تعطیلی!


رسول ادهمی

 

 

 

 

 

تو مى توانستى تاج سرم باشى
كه انگار من پادشاه عاشقان جهانم
 و تو ملكه ى رشك برانگيزِ شعرها،
چه فايده
حالا هر دو آدم هاى معمولى هستيم...


كامران رسول زاده

 

 

 

 

 

مرا به یاد خیابانی بینداز
پر از پاییز
و مردی که دست هایم را
به "مهر" می گرفت...


نیکی فیروزکوهي

 

 

 

 

 

‍ ‍ بـیـچــاره پاییـز !!! فصل سوء تعبیرهاســت
مهـــر مـی آیـد
عـشـق مـی روید  می شود فصل عاشــقانـه ها
مهر مـی آیـد
عـشق می مـیـرد  می شود فصل خـــزان .


 افسانه حقیقی

 

 

 

 

 

بـــگو ای شمس تبریزی
               از آن می هـــای پاییزی

به خود در ساغرم ریزی
               نفــــرمـــایی غلامی را


مولانا

 

 

 

 

 

باز هم مهر ماه آمد
همان مهری که
مهرت را به دلم انداخت
اما چه فایده
این مهر هر سال تکرار میشود
اما مهر تو هرگز...


بهار میرزایی

 

 

 

 

 

پاییز آمدست !
کــــه خود را ببارمت.
پاییز لفظ دیگر ؛
"من دوست دارمت"
بر باد می دهــم ،
همـه ی بــود خویش را !
یعنی تو را ؛
به دست خودت می سپارمت...


سید مهدی موسوی

 

 

 

 

 

پاییز شد فصل انار و پرتقال است
فصلی که سركردن بدون تو محال است

گفتی که در پاییز می آیی سراغم
با آن انار قرمزی که بی مثال است

پاییز شد حتما بمان بر روی قولت
تا حس کنم این عاشقی طبق روال است

در من هوای با تو بودن زیر باران
در کوچه های سبز و زیبای شمال است

در ذهن تو می دانم این را که همیشه
این قدر عاشق بودنم جای سوال است!

برگرد با آغوش بازی که یقینا
چون شیر یک مادر گوارا و حلال است...


مرضیه فریدونی

 

 

 

 

 

آمدن روز
ربطی به خورشید
یا صدای گنجشک ها ندارد
تو باید موهای سیاهت را کنار بزنی...


محسن حسینخانی

 

 

 

 

 

[ Photo ] گیرم که نگویم چقــدر بـــی تابم...  دیوانه، خودت کـه از دلم باخبری...


گیرم که نگویم چقــدر بـــی تابم...

دیوانه، خودت کـه از دلم باخبری...

 

 

 

 

 

لیلی  خـواهی  بـه  تـربتٖ  مجنون شو

لـؤلـؤ  خـواهی  بـه  لجـه  جیحون شو

گفتی  کـه  بـرون  شـوم  بـی‌ معرفتی

با خود چه شوی برو زخود بیرون شو

رضی‌الدین آرتیمانی

 

 

 

 

 

هـیچ  هـمـدردی  نمی  یابمٖ  سـزای  خویشتن

می‌نهم چون بید مجنون سر به پای خویشتن

صائب تبریزی

 

 

 

 

 

وحشی باغ معاصٖی را دو روزی سردهید

تاکجا خواهد رمید آخرشکاررحمت است

وحشی بافقی

 

 

 

 

 

یادش همه جا هست
               خودش نــــوش شما

ای ننـــگ بـــــــــر او
               مــرگ بر آغوش شما


علیرضا آذر

 

 

 

 

 

دلا معٖاش چنان کن که گر بلغزد پای

فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد

حافظ

 

 

 

 

 

دلمٖ را بود از آن پیمان گسل امید یاریها

به  نومیدی  کشید  آخر همه امیدواریها

وحشی بافقی

 

 

 

 

 

تمام شٖـب بـه خيال تـو رفت و مي ديـدم

كه پشت پرده ی اشكم سپيده سر مي زد

هوشنگ ابتهاج

 

 

 

 

 

یا رب تـو مٖـ‍ـرا بکـردهٔ زشـت مگـیـر

از معصیتم بگذر و طاعت به پـذیـر

چون مـهـر تـو و نـبـی و اولاد ن‍ـبـی

نـزد تو شفاعـتـم کـنـد دسـتـم گـیـر

فیض_کاشانی

 

 

 

 

 

مـٖژده ای دل کـه دگـر بـاد صـبا باز آمد

هدهد خوش خبر از طرف سبا باز آمد

مردمی کرد و کرم لطف خداداد به من

کـان  بـتِ  مـاه رخ از راه وفــا بـاز آمد

حافظ

 

 

 

 

 

در ظلمت غــم نور منیر آمده است
ای‌سوختگان مژده،مجیر آمده است

 

 

 

 

 

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم

هنـــوز پیـــرهنم را نشسته می‌پوشم

حسین دلجویی

 

 

 

 

 

از آن دمی که گرفتم تو را در آغوشم

هنـــوز پیـــرهنم را نشسته می‌پوشم

حسین دلجویی

گلچین شعر های کوتاه 51

هرشب به شوق تو تمدید می شوم...

تاریخ اعتبار دلم خنده های توست!!


نعیمه المولی

 

 

 

 

 

امشب ؛
غمگینانه ترین
سطرها را می نویسم.

دوستش داشتم و
او نیز گاهی ؛
دوستم می داشت...!


پابلو نرودا

 

 

 

 

 

گاهی میان خلوت جمع
یا در انزوای خویش
موسیقی نگاه تو را
گوش می‌کنم
وز شوق این محال
که دستم به دست توست
من جای راه رفتن
پرواز می‌کنم


فریدون مشیری

 

 

 

 

 

فكر كن! در شلوغيِ تهران
عصر پاييز... در به در باشي

شهر را با خودت قدم بزني
غرقِ روياي "يك نفر باشي"


پویا جمشیدی

 

 

 

 

 

بهار اندامِ من! این شهر را اردیبهشتی کن

که من برعکسِ شاعرها، به شدت ضد پاییزم



علیرضا بدیع

 

 

 

 

 

غمگینم که میکنی ...
به سراغ شعر میروم...
و شعر ها از تو بی مرام ترند...


محمدرضا خنجری

 

 

 

 

 

ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ
ﻭ ﮔﻢ ﺷﺪﻧﺪ ﺁﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﯿﺞ ﺍﺯ ﻋﻄﺮ ﺍﻗﺎﻗﯽ
ﺩﺭ ﺍﺯﺩﺣﺎﻡ ﭘﺮ ﻫﯿﺎﻫﻮﯼِ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎﯼ ﺑﯽ ﺑﺮﮔﺸﺖ
ﻭ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮐﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺑﺮﮔﻬﺎﯼ ﺷﻤﻌﺪﺍﻧﯽ ﺭﻧﮓ ﻣﯿﺰﺩ، ﺁﻩ
ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺯﻧﯽ ﺗﻨﻬﺎﺳﺖ !...

ﻓﺮﻭﻍ ﻓﺮﺧﺰﺍﺩ

 

 

 

 

 

صبحگاهم با تو
یک بغل آرامش بود.
یک واهه لبخند در دلم کاشتی
از "سلام"متبرکت.
به تو
حس خوبِ آرامشم سلام!


ویدا احسان

 

 

 

 

 

ﺍﮔﺮ ﻫﻨﻮﺯ  ﺩﺭ ﺳﺮﺕ ﻫﺴﺖ

ﭘﺲ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ

ﺑﺨﺎﻃﺮﺵ

ﺧﻄﺮ ﻛﻦ!


پائولو كوئيلو

 

 

 

 

 

چه بگویم
 چه بگویم که دل افسردگی ات
از میان برخیزد ؟
نفس گرم گوزن کوهی
چه تواند کردن ؟
سردی برف شبانگاهان را
 که پر افشانده به دشت و دامن


شفیعی کدکنی

 

 

 

 

 

چرا
هیچ فصلی
تـو را برای من نمی آوَرَد..


مینا آقازاده

 

 

 

 

 

هم در به دری دارد و هم خانه خرابی


عشق است و مزینّ به هنرهای زیادی


سعید بیابانکی

 

 

 

 

 

سالهاست نبودنت
فصلها را ز خاطرم برده است
دلتنگی پاییز غمخوار کرده است
کل سال را


سعید حسن آبادی

 

 

 

گلچین شعر های کوتاه 50

بد نیست شبى سر به جنونم بزنى ...


علیرضا آذر

 

 

 

 

 

من اناری میکنم دانه ...
به دل می گویم
کاش این مردم ،
دانه های دلشان پیدا بود

سهراب سپهری

 

 

 

 

 

بگذار به همه زبان هایی که می دانی و نمی دانی بگویم
که تو را دوست دارم
تو را دوست دارم...
چگونه می خواهی ثابت کنم که حضورت در جهان
چون حضور آب هاست
چون حضور درخت
و تویی گل آفتابگردان...


 نزار قبانی

 

 

 

 

 

"صبح" آمده
تو کنار دستهای من
عطر نفسهایت در دلم
 چشمهایت سبزینه حیات
و "آفتابی" که دلم
را به بودنت
گرم می کند

مریم پورقلی

 

 

 

 

 

و خدا
وقتی”تو“ را می ساخته
حوالی شب بوده است
قهوه ای خورده
شعری خوانده
و با حوصله
”تو“ را کشیده
و بعد
”تو“ را
بهتر بگویم
کُشنده ی خواب های من را آفریده است..


حسین لنـــــــگری

 

 

 

 

غروب است
با آن که می‌ترسم
با آن که سخت مضطربم،
باز با تو تا آخر دنیا خواهم آمد.


سید علی صالحی

 

 

 

 

 

عاشق که باشی
پاییز که باشد
باران که ببارد
انار که هیچ
سنگ هم اگر باشی
دلت ترک میخورد ...


مریم موسوی

 

 

 

 

 

میل من
سوی وصال و
قصد او
 سوی فراق
تـرک کام خـود گرفتم
تا بـرآیـد
 کام دوست......

 
حافظ

 

 

 

 

 

خداوندان دل ،دانند دل چیست!

چه داند
     قدر دل
         هر بی‌روانی...!!

 

 

 

 

 

دلم از بی‌کسی ها رفت از دست
به آغوشِ پُر از مهر تــو پیوست

تویی خورشیدِ خـــوب مهربانی
کنارت تا ابد " صبـــحم بخـــیر "
است

سیامک نوری

 

 

 

 

 

وقتی می‌گویم دیگر به سراغم نیا، فکر نکن که فراموشت کرده‌ام یا دیگر دوستت ندارم، نه. من فقط فهمیدم وقتی دلت با من نیست، بودنت مشکلی را حل نمی‌کند، تنها دلتنگترم میکند!
 

رومن گاری

 

گلچین شعر های کوتاه 49

بر چشمان من
قدم بگذار !
تو، هوای بارانی را
دوست داری…


بلور اشرف

 

 

 

 

 

خنده‌ات, صبح روز تعطیل است،
وسط روزهای پرکاری

خنده‌ات, چند ثانیه مکث است
تا بفهمم که دوستم داری!


علی نجاتی

 

 

 

 

 

تنهایــے
آرام و بی صدا
در روح ات رخنه می کند
بی آنکه کسی ببیند
بی آنکه کسی بفهمد
حتـــے خود آن کسی که
به تنهایی ات کشانده است.....

 
سابیر هاکا

 

 

 

 

 

گاهی بهشت، زیر قدم های دختر است
وقتی کویر قم به قدومت بهار شد

رضوان باقری

 

 

 

 

 

یک تناقض این وسط بین من و مرداد هست

نیمه‌ی مرداد و گرما
مـــن بسی بارانی‌ام


شهناز امیرمجاهدی

 

 

 

 

 

من به هوای تو عادت دارم
 
بمان و...
 
دلم را هوایی کن
 

رضا غنی پور

 

 

 

 

 

دختر
شعری که
خواندنش
دل سنگ را هم
به گریه
وا میدارد ....


نادر باقری

 

 

 

 

 

دیگر خاطره ها
کفاف تنهایی هایم را نمی دهند
بیا...


سید علی صالحی

گلچین شعر های کوتاه 48

من و یار و دل دیوانه ،
 بساطی داشتیم

عقـلِ بیکار بـیامد ،
 هـمه را بـر هـم زد....!


محمدعلی بهمنی

 

 

 

 

 

باور کن همه ی دنیا فقط تویی
و برخی دوستان
 بقیه هم تکراری‌اند .


عباس معروفی

 

 

 

 

 

آنقدر
سمت چپ
بدنم سنگینی میکند
که کج راه می روم...
تو را
که نمی توانم
از قلبم بیرون کنم...

آریو همتی

 

 

 

 

 

تو اگر
بسته ای بار سفر
تو اگر
نیستی دیگر           
پس چرا از همه جا
من صدای تپش قلب تو را
می شنوم


 عمران صلاحی

 

 

 

 

 

چه خوشست راز گفتن
بـه حریف نکته سنجی

کــه سخن نگفته باشی
بــه سخن رسیده باشد

بیدل دهلوی

 

 

 

 

 

جز من اگرت عاشق و شيداست ، بگو
ور ميل دلت به جانب ماست ، بگو

ور هيچ مرا در دل توجاست ، بگو
گر هست بگو ، نيست بگو ، راست بگو


مولانا

 

 

 

 

 

شب است و

صدای نفسهای ماه

همچون بوسه های یواشکی

بر گونه های تب دارم

 می نشیند


فریبا دادگر

 

 

 

 

 

زبودنم چه افـــزود؟

نبودنم چه کــــاهد؟


سیمین بهبهانی

 

 

 

 

 

منم کاهی که با آهی،بلرزد دامن صبرم

تویی سنگ و به طوفان ها شکیبایی،شکیبایی...

معینی کرمانشاهی

 

 

 

 

 


آسوده خاطرم
که تو در خاطره منی

سعدی

 

 

 

 

 


گل صحرای رویت راست می گفت
سپیدی گلویت راست می گفت

تویی زیباترین کولی در این قاب
همیشه فرق مویت راست می گفت


شهراد ميدرى

 

 

 

 

 

پیشانی ام که تب می کند ،
شک ندارم
عکسم را،
بوسیده ای ....



معصومه صابر

 

 

 

 

 

و
عشق
درد بزرگی ست
وقتی که درمانش
در دستان کسی باشد
که دیگر نیست...


سارا قبادی

 

 

 

 

 

سه شنبه ها چقدر جای خالیت

با دل تنهایم بازی میکند ...

هر لحظه یادآوری میکند

که تو را من لایق نبودم


علیرضا بابک

 

 

 

 

 

دلتنگی نه حرف حالی اش می شود
نه نگاه
نه گفتنِ مدامِ دوستت دارم
دلتنگی یک سکوت می خواهد
یک آغوش
که بویِ عطرِ تو را تنها داشته باشد
که بدانی دور که شد
هنوز هم آغشته باشد از بویِ تو
دلتنگی
امنیت می خواهد


عادل دانتیسم

 

 

 

 

 

نسیم دلکشی در جــان صبح است
هزاران شعر در دیـوان صـبح است

دو  فنجان  چاییِ  از عشـق  لبریـز
"بشو بیدار" این فرمان صبح است

کاوه احمــدزاده

 

 

 

 

 

من و یار و دل دیوانه ،
 بساطی داشتیم

عقـلِ بیکار بـیامد ،
 هـمه را بـر هـم زد....!

محمدعلی بهمنی

 

 

 

 

 

تفهیم کن برمن
حس ماندن را
که از ترکش ِ اضطراب ِ رفتن
هر روز دلم
در جستجوی ِ حاشیه ای امن
می گریزد
ابهام تقدیر را  ...


نیلوفر ثانی

 

 

 

 

 

یڪ زڹ..
ٺنہـــا به مردے …
ڪہ دوســــٺش دارد..
صدها بار شانس دوباره ..
مۍدهد!


ایلهان برک

 

 

 

 

 

هرکه
آمد
اندکی
مارا
پریشان کرد
و رفت...

بیدل دهلوی

 

 

 

 

 

تو از آن دگری؛ رو،

 که مرا یاد تو بس...



شهریار

 

 

 

 

 

نه بسته ام به کس دل
نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج
رها رها رها  من

سیمین بهبهانی

 

 

 

 

 

دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من

گر از قفس گریزم
کجا روم  کجا  من؟

سیمین بهبهانی

 

 

 

 

 

هر که با مـرغ هـوا دوست شود

خوابش آرام ترین خواب جهــان خواهد بود ...

سهراب سپهری


 

 

 

 

هر شب،
زنی درمڹ طغیاڹ می کند
و مڹ هرشب،
بالشی می گذارم بر دهانش
و شلیک می کنم..
هرشب،
زنی در مڹ می میرد
در سکوت
و تنهایی...


زهرا طراوتی

 

 

 

 

 

آوای صبح

در صدای توست

شنیدنت مرا به خیر

لیلا مقربی