گلچین شعر های کوتاه 37

زنده ام!
هرچه زدی
 تیغه به شریان نرسید
خیز بردار ببینم
خطری هم داری؟

عليرضا آذر

 

 

 

 

 

امشب تمام حوصله ام رادر یک کلام کوچک
در «تو»
خلاصه کردم
ای کاش می شدیک بارتنها همین یک بارتکرار میشدی!
تکرار...

قیصر امین پور

 

 

 

 

 

نه جانم
مرد و زن ندارد!
به نقطه ی عشق که رسیدی ،
شورانگیز باش برایِ عاشقانه هایت …
میان جمع رویش را ببوس ...
میان مردم فریاد بزن " دوستت دارم " ...
و اگر کسی چشم غُره ای رفت ،
دعایش کن تا عاشق شود!
همین ...

عادل دانتیسم

 

 

 

 

 

[ Photo ] برگرد بيا... خدا نگهدارم نيست يک ثانيه گريه دست بردارم نيست  گفتم که تو را دوست... تو گفتى مرسى مرسى که جواب دوستت دارم نيست!    علي صفري


برگرد بيا... خدا نگهدارم نيست
يک ثانيه گريه دست بردارم نيست

گفتم که تو را دوست... تو گفتى مرسى
مرسى که جواب دوستت دارم نيست!  

علي صفري

 

 

 

 

ﻫﺮ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺮﻍ ﻫﻮﺍ

ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻮﺩ

ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺁﺭﺍﻡ ﺗﺮﯾﻦ

ﺧﻮﺍﺏ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ


سهراب سپهری

 

 

 

 

 

[ Photo ] روزِ ماه رمضان  زلف میفشان که فقیه   بخورَد روزه ی خود را  به گمانش که شب است...   شاطر صبوحى


روزِ ماه رمضان
زلف میفشان که فقیه

بخورَد روزه ی خود را
به گمانش که شب است...


شاطر صبوحى

 

 

 

 

 


حالا که چمدانم را

اين همه سنگين و بی‌کليد بسته‌ام

تازه می‌پرسی کجا، چرا، از چه سبب ...!؟

يعنی تو داستانِ دلبستگی‌های مرا

به همين چيزهای معمولی

 ندانسته‌ای، نمی‌دانی؟
 
لااقل يک بفرمایِ ساده، يک سکوت!


سيدعلى صالحى

 

 

 

 

 

[ Photo ] لبخند خدا در نفس ِصبح عیــان است بگذار خــدا دست به قلبت بگـذارد امروز برایش پُر ِلبخنـد و امیــد است هر ڪس ڪه خودش را به خدایش بسپـارد ...!  سلام صبح زیباتون بخیر


لبخند خدا
در نفس ِصبح عیــان است
بگذار خــدا دست به قلبت بگـذارد
امروز برایش پُر ِلبخنـد و امیــد است
هر ڪس ڪه خودش را
به خدایش بسپـارد ...!

 

 

 

 

همه ی خانواده ی ما
با اصل و نسب بودند
پدربزرگم
یک اسطوره بود
هفت پُشت اَش برمی گشت
به یک “جنم” مردانه
پدرم
هیچوقت نخندید
چند بار از اسب افتاد
ولی از “ اصل” ...
تا توانست سواری گرفت
مادرم هم یک “ نجیب زاده ” بود
 می گفت چند سالی هست
که عطر “رازقی” های ِ وحشی
 از مادرانمان
 دست به دست می شود
 
“جنم” به برادر وسطی رسید
“ اصل” به کوچکتر
“رازقی” هم طبق سنت همیشگی
 سهم خواهرم شد

 ما خانواده ی با اصل و نسبی بودیم
من
به مادربزرگم رفته ام
چند وقتی هست
 که مُرده...

حمید جدیدی

 

 

 

 

 


اشک  گرم  و  آه  سرد  و  روی  زرد  و  سوز  دل

حاصل عشقند و من این نکته میدانم چو شمع

علی اطهری کرمانی

 

 

 

 

 

لبخند بزن!
تا شب زمان زیادیست
چشم هایم
از تشنگی خواهند مرد!

محسن حسینخانى

 

 

 

 

 

به نجوایی صـــدایــم کـن ..........




بدان آغــوش من بــاز است ........




سهراب سپهری

 

 

 

 

 

مرا بپیچ در
حریر بوسه ات


فروغ فرخزاد

 

 

 

 

 

دلداده و

دلگیرم ...

حیف است

                     نمی میرم.....

علیرضا آذر

 

 

 

 

 

تو را
میان بوسه های
تاریک و روشن
سپیده دم ...
دوست دارم

حسین محبی

 

 

 

 

 

آرام.... اینجا زمین است؛

          شاعر که باشی، برایت

    پاییز،
            میدان مین است!

علیرضا فولادی

 

 

 

 

 

‏به خدا
شعرترین شعرِ منی می فهمی...؟


پویا جمشیدی

 

 

 

 

 

فتنه انگیزی و خون ریزی و خلقی نگرانت

که چه شیرین حرکاتی و چه مطبوع کلامی

سعدی

 

 

 

 

 

 

گلچین شعر های کوتاه 36

سلام گفتم به بارانُ بهارنارنج
به بابونهُ اقاقی.
و تمام شهر
عطر لبهای تو را گرفت.


 

 

 

شعر
کوچه باغی ست که
عطر یادت را به تن زده
و هر روز
نبودن هایت را
قدم می زنم در آن ...

بهنام محبی فر

 

 

 

 

[ Photo ] من   برای آن که چیزی  از خود به تو  بفهمانم   جز چشمهایم  چیزی ندارم...    احمد شاملو


من

برای آن که چیزی

از خود به تو

بفهمانم

جز چشمهایم

چیزی ندارم...



احمد شاملو

 

 

 

 

 

[ Photo ] شبیه کودک بی مادری که دل تنگ است  دلم بـهانه ی او را گـرفته؛ اما نیـست...!  سید مهدی وزیری


شبیه کودک بی مادری
که دل تنگ است

دلم بـهانه ی او را گـرفته؛
اما نیـست...!

سید مهدی وزیری

 

 

 

عاشق شوریده دل، در دفتر شعرش نوشت:


هرکسی یک دلبر جانانه دارد؛


 من "تو"  را....


مهدی اخوان ثالث

 

 

 

 

من بریدم دل ز تو...
اما خدایی جان من
سر به بالین مینهی،
دردی نداری در دلت؟

 
محمد علوی زاده

 

 

 

 

 

بهــــانه گیر شدی  
حتمـــــا
یکــــی
بهتر از مــــن
تــــو را سروده است . . . !
 
کامران رسول زاده 

 

 

 

 

 

گله ئی کردم
و از یک گله بیگانه شدی

آشنایا گله دارم
ز تو چندان که مپرس .. !

شهریار

 

 

 

 

 

عاشقم ...

اهل همین کوچه ی بن بست کنار،
که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی،

تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجره ی باز کجا؟
من کجا؟
عشق کجا؟
طاقتِ آغاز کجا؟

رحمان نصر

 

 

 

 

من ندانم ڪـہ ڪے ام
 من فقط مے دانم
 ڪـہ تویے
 شاـہ بیت غزل زندگے ام
 
 حمید مصدق

 

 

 

 

 

عجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانی
عجب جسمی، عجب عقلی، عجب عشقی عجب جانی

عجب لطف بهاری تو، عجب میر شکاری تو
دران غمزه چه داری تو؟ به زیر لب چه می‌خوانی


مولانا

 

 

 

 

 

مَـرا ببخش
که عاشقانه هایم کوتـاه شده
دیگر در بـرابر زیبایی ات
کم آورده ام .. !

محسن حسینخانی

گلچین شعر های کوتاه 35

[ Photo ] به غارت رفت یا خون گشت یا محو تماشا شد ؟!  خدا داند چه پیش آمد دل دیوانه ی ما را...  عظیم دهلوی


به غارت رفت یا خون گشت یا محو تماشا شد ؟!

خدا داند چه پیش آمد دل دیوانه ی ما را...

عظیم دهلوی

 

 

 

چشٖم من بر چشم تو ،چشم تو سوی دیگری

شرم از چشمت کنم یا چشم خــود یا دیگری

ثانی ملکی

 

 

 

از سر عادت نیست
که وقتی می روی
تا دم در همراهی ات می کنم...
و بعد تا آخرین چشم انداز
تا جایی که سر میچرخانی
لبخند میزنی
مبهوت راه رفتنت میشوم باز...
آخر چیزی از دلم کنده می شود
که میخواهم با چشمهام نگهش دارم!
لعنت به رفتنت
که قشنگ میروی...

عباس معروفی

 

 

دست تو

محالی ست

که به دستم نمیرسد

لیلا مقربی

 

 

 

[ Photo ] کسی که  انتظارش را می کشی  همیشه دیر می آید  و زمانی هم که می آید،   یا در جای دیگری  و یا با یکی دیگر


کسی که
 انتظارش را می کشی
 همیشه دیر می آید
و زمانی هم که می آید،  
یا در جای دیگری
و یا با یکی دیگر

 

 

 

 

تو سکوت می کنی
فریاد زمانم را نمی شنوی.

یک روز من سکوت خواهم کرد
و تو آن روز برای اولین بار
مفهوم "دیر شدن" را خواهی فهمید...!

حسین پناهی

 

 

 

 

[ Photo ] نگاه دار   دلی را که برده‌ای به نگاهی..!  فروغی بسطامی


نگاه دار
  دلی را که برده‌ای به نگاهی..!

فروغی بسطامی

 

 

 

 

[ Photo ] در كوچه باد می آید. اين، ابتدای ویرانی است. آن روز هم که دست های تو ویران شدند، باد می آمد...!  فروغ فرخزاد


در كوچه باد می آید.
اين،
ابتدای ویرانی است.
آن روز هم که دست های تو ویران شدند، باد می آمد...!

فروغ فرخزاد

 

 

 

[ Photo ] با عشق  تنفس هم  یک حادثه ی تازه ست!   حسین منزوی


با عشق

تنفس هم

یک حادثه ی تازه ست!


حسین منزوی

 

 

 

نه تنها ناامید وصل یارم
دورم از دل هم..


بیدل دهلوی

 

 

 

 

تو میرفتی و
من نگاه میکردم...
هرگز این همه مرگ
یک جا ندیده بودم...

کوروش نامی

 

 

 

مرا نگاه که چشم از تو بر نمی دارم

  تو را نگاه!که از دیدنم گریزانی...!

سجاد سامانی

 

 

 

 

آرامش یک جهان
بهم خواهد خورد

آنگاه که خواب
میشود چشمانت

فرشته خدابنـده

 

 

 

 

[ Photo ] این کیست  گشوده خوشتر از صبح پیشانی بیکرانه در من  از شوق  کدام گل شکفته ست این باغ پر از جوانه در من..   فریدون مشیری


این کیست
گشوده خوشتر از صبح
پیشانی بیکرانه در من

از شوق
کدام گل شکفته ست
این باغ پر از جوانه در من..


فریدون مشیری

 

 

 

[ Photo ] همه ام  باهمه ات  درگیر است . . .                            عطایی
همه ام

باهمه ات

درگیر است . . .

                          عطایی

 

 

 

 

از دل ِ دیوانه ام
دیوانه تر دانی که کیست؟

من! که  دائــم  در  علاج
ِ این  دل ِ دیــوانه ام


سحاب اصفهانی

 

 

 

 

از تو هم دل کندم و
دیگر نپرسیدم ز خویش
چاره ی معشوق
اگر عاشق از او دل کند، چیست؟

فاضل نظری

 

 

 

 

میخواستم همه‌ کارهایم را بکنم
 و سرِ فرصت به دنبال او بروم.
می‌خواستم اول
دنیا را عوض کنم،
کتاب‌ هايم  را بنویسم،
اسم و رَسم  به هم بزنم،
برنده شوم ،
و بعد با دست های پُر به دنبالش بروم.
خبر نداشتم که

" عشق منتظر آدم‌ها نمی‌ماند"

 و خط بطلان می‌کشد روی آنها
 که حسابگر و ترسو و جاه‌ طلب اند!

داريوش مهرجویی

 

 

 

 

 

گلچین شعر های کوتاه 34


انداخت خیالت ز کجایم به کجاها ...

بیدل

 

 

 

 


مـرا ڪنار مڪَذار
ڪہ از میـان میـروم  ...

 

 

 

عشق
        در بی صدایی
                          - شنیدنی تر است..!!!..
... و سکوت ِتو
                      - حرفی نیست.!!.
بیهوده شاعر نشدم.........
                         ......
به لبخوانی ِ چشمهایم که بیایی
                           بغضی عاشقانه تر
- دلتنگی ام را
                  خواهی گریست...........


گویا فیروزکوهی

 

 

 

تشنه

        یک صحبتِ طولانی ام.....

علیرضا آذر

 

بگو کجا رفته ای
که بعد از تو
دیگر هیچ پیامبری
از بیعت ستاره با نور
سخن نگفت.

سیدعلی صالحی

 

 

 

گلچین شعر های کوتاه 33


ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست
بر سینه چنان خورد که از جوشن جان جست

این چشم چه بود آه که ناگاه گشودی
این فتنه دگر چیست که از خواب گران جست

وحشی بافقی

 

اینطور
      زیر چشمی نگاه نکن

خوب نیست
     شعرهای خصوصی
                      عمومی شود

راحیل نیکفر

 

 

 

ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ

ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﺁﻫﻨﮓ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻗﺪﯾﻤﯽ

ﺩﺭ ﺁﺭﺷﯿﻮ ﺭﺍﺩﯾﻮ

ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻥ

ﺑﮕﻮ ﮐﻪ می خواهی

ﻣﺮﺍ ﺑﺸﻨﻮﯼ..!

فروغ فرخزاد

 

 

 

 

یاد تــــو
پیچکی ست..
شبانه ، بالا میرود
از
دیوار دلــــم...

سمیه نادی

 

 

 


دلتنگی
اگر یک کمیت فیزیکی بود
واحدش حتما
چک کردن عکس پروفایل
بر ثانیه میشد ...
                 
عليرضا مرادی

 

 

 

گربندم این بصٖر را
 ور بگسلم نظر را

ازدل نه ای گسسته
ازتو کجا گریزم


مولانا

 

 

 

 


مدام
بند میزنم
شکسته های مانده را

ترک دوباره میخورد همیشه های لعنتی

سامان چقایی

 

 

 

حلول کرده، محالی درون پیرهنت


خودت بگو، وطن من کجاست غیر تنت؟

عبدالحمید ضیایی

 

 

 


یک صبحدم
 به طرف گلستان گذشته‌ای
شبنم هنوز بر رخ گل آب می‌زند…!

صائب تبریزی

 

 

 


واژه هایم ته کشیدند

در وصف نگاهت

ته مانده های شعر

با عشق تو

خواندن دارد...

راضیه برخورداری

 

 

 


به خیالم
قدم های تو بود
که اینچنین تند
در سینه ام می زد .

مرام المصری

 

 

 

همه‏ ی این هزار حرف نگفته ،

این هزار شعر نسروده و
همه‏ ی این هزار قاصدکِ سپید ،  قاصدان هزار «دوستت دارم»ِ نگفته اند .. و
چه آرام منتظرند .. منتظر یک نسیم
تا نثار شوند .. نثار "تویی"  که با فروتنی «نیستی»....!!!


مصطفی مستور

 

 

 


همیشه قبل هر حرفی
برایت شعر می خوانم...!

قبولم کن!
من آداب زیارت را نمی دانم

سید حميد رضا برقعی

 

 

 


حکم پيشانی‌ام اين بود که تو گم شوی و

من به دنبال تو يک عمر مسافـر باشم

غلامرضا طریقی

 

 

 

رمضان
شکلِ دیگرِ دلتنگی های من است
وقتی
روزه دارم به ندیدنت
به نشنیدنت ...
اجازه !
میشود این روزه کله گنجشکی باشد ...؟

پریسا زابلی پور

 

 


گر نرخ بوسٖه را لب جانان به جان كند
 
حاشا كـه مشتری سـر مـوئی زیان كند

فروغی بسطامی

 

 

 


من
نمی دانستم
معنی هرگز را!
تو چرا باز نگشتی دیگر…؟

هوشنگ ابتهاج

گلچین شعر های کوتاه 32

تو دیگر
بدرد دوست داشته شدن
 نمیخوری

باید
عاشقت شوم


حمید رها

 

 

جان
به
فدای
عاشقان
خوش
هَوسی
است
عاشقی

عشق پَرست اِی پسر!
بادِ هواست مابَقی....

مولانا

 

 

 

هـزار مرتبـه
خواندم دعا میـان قنوت

خدا کند که
نبـاشد کسی دچار کسی .. !


سجاد شیرازیان

 

 

 


گفتم دری ز خلق ببندم
به روی خویش

دردیست در دلم
 که ز دیواربگذرد


سعدی