زنده ام!
هرچه زدی
 تیغه به شریان نرسید
خیز بردار ببینم
خطری هم داری؟

عليرضا آذر

 

 

 

 

 

امشب تمام حوصله ام رادر یک کلام کوچک
در «تو»
خلاصه کردم
ای کاش می شدیک بارتنها همین یک بارتکرار میشدی!
تکرار...

قیصر امین پور

 

 

 

 

 

نه جانم
مرد و زن ندارد!
به نقطه ی عشق که رسیدی ،
شورانگیز باش برایِ عاشقانه هایت …
میان جمع رویش را ببوس ...
میان مردم فریاد بزن " دوستت دارم " ...
و اگر کسی چشم غُره ای رفت ،
دعایش کن تا عاشق شود!
همین ...

عادل دانتیسم

 

 

 

 

 

[ Photo ] برگرد بيا... خدا نگهدارم نيست يک ثانيه گريه دست بردارم نيست  گفتم که تو را دوست... تو گفتى مرسى مرسى که جواب دوستت دارم نيست!    علي صفري


برگرد بيا... خدا نگهدارم نيست
يک ثانيه گريه دست بردارم نيست

گفتم که تو را دوست... تو گفتى مرسى
مرسى که جواب دوستت دارم نيست!  

علي صفري

 

 

 

 

ﻫﺮ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺮﻍ ﻫﻮﺍ

ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻮﺩ

ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺁﺭﺍﻡ ﺗﺮﯾﻦ

ﺧﻮﺍﺏ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ


سهراب سپهری

 

 

 

 

 

[ Photo ] روزِ ماه رمضان  زلف میفشان که فقیه   بخورَد روزه ی خود را  به گمانش که شب است...   شاطر صبوحى


روزِ ماه رمضان
زلف میفشان که فقیه

بخورَد روزه ی خود را
به گمانش که شب است...


شاطر صبوحى

 

 

 

 

 


حالا که چمدانم را

اين همه سنگين و بی‌کليد بسته‌ام

تازه می‌پرسی کجا، چرا، از چه سبب ...!؟

يعنی تو داستانِ دلبستگی‌های مرا

به همين چيزهای معمولی

 ندانسته‌ای، نمی‌دانی؟
 
لااقل يک بفرمایِ ساده، يک سکوت!


سيدعلى صالحى

 

 

 

 

 

[ Photo ] لبخند خدا در نفس ِصبح عیــان است بگذار خــدا دست به قلبت بگـذارد امروز برایش پُر ِلبخنـد و امیــد است هر ڪس ڪه خودش را به خدایش بسپـارد ...!  سلام صبح زیباتون بخیر


لبخند خدا
در نفس ِصبح عیــان است
بگذار خــدا دست به قلبت بگـذارد
امروز برایش پُر ِلبخنـد و امیــد است
هر ڪس ڪه خودش را
به خدایش بسپـارد ...!

 

 

 

 

همه ی خانواده ی ما
با اصل و نسب بودند
پدربزرگم
یک اسطوره بود
هفت پُشت اَش برمی گشت
به یک “جنم” مردانه
پدرم
هیچوقت نخندید
چند بار از اسب افتاد
ولی از “ اصل” ...
تا توانست سواری گرفت
مادرم هم یک “ نجیب زاده ” بود
 می گفت چند سالی هست
که عطر “رازقی” های ِ وحشی
 از مادرانمان
 دست به دست می شود
 
“جنم” به برادر وسطی رسید
“ اصل” به کوچکتر
“رازقی” هم طبق سنت همیشگی
 سهم خواهرم شد

 ما خانواده ی با اصل و نسبی بودیم
من
به مادربزرگم رفته ام
چند وقتی هست
 که مُرده...

حمید جدیدی

 

 

 

 

 


اشک  گرم  و  آه  سرد  و  روی  زرد  و  سوز  دل

حاصل عشقند و من این نکته میدانم چو شمع

علی اطهری کرمانی

 

 

 

 

 

لبخند بزن!
تا شب زمان زیادیست
چشم هایم
از تشنگی خواهند مرد!

محسن حسینخانى

 

 

 

 

 

به نجوایی صـــدایــم کـن ..........




بدان آغــوش من بــاز است ........




سهراب سپهری

 

 

 

 

 

مرا بپیچ در
حریر بوسه ات


فروغ فرخزاد

 

 

 

 

 

دلداده و

دلگیرم ...

حیف است

                     نمی میرم.....

علیرضا آذر

 

 

 

 

 

تو را
میان بوسه های
تاریک و روشن
سپیده دم ...
دوست دارم

حسین محبی

 

 

 

 

 

آرام.... اینجا زمین است؛

          شاعر که باشی، برایت

    پاییز،
            میدان مین است!

علیرضا فولادی

 

 

 

 

 

‏به خدا
شعرترین شعرِ منی می فهمی...؟


پویا جمشیدی

 

 

 

 

 

فتنه انگیزی و خون ریزی و خلقی نگرانت

که چه شیرین حرکاتی و چه مطبوع کلامی

سعدی