بهشت....
پروردگارم...!
مهربان من از دوزخ این بهشت رهایی ام بخش
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ وبی حاصلی
در هراس دم میزنم و در بیقراری زندگی میکنم و بهشت تو برایم
بیهودگی رنگینی است...
من در این بهشت همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم!
کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۲۰ ب.ظ توسط یاسمن
|
نمی دانم آخر این دیوانگی