نگاهت
میدانی از وقتی دلبسته ات شدم همه جا بوی پرتقال و بهشت میدهد
هرچه میخواهم ۴ خط برای تو بنویسم میبینم واژه ها خاک بر سر شده اند
هرچه میکنم ۴ قدم بیایم تا به دستهایت برسم زانوهایم میخمند
نه اینکه فکر کنی خسته ام!
نه اینکه تاب راه رفتن نداشته باشم!
تا آخرش همین است...نگاهت به لرزه ام می اندازد
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۶:۵۱ ب.ظ توسط یاسمن
|
نمی دانم آخر این دیوانگی