برابرت ایستاده‌ام
با خراش‌هایی بر سینه و آوازی در گلو

دهان تو آرامگاه پیامبران است
وردی بخوان
پیش از رسیدن آن روز
که از من
تنها
آوازی زخمی
هر غروب
بر درخت مقابل پنجره‌ات نشسته باشد

- روزبه سوهانی -