گلچین شعر های کوتاه 2
طعم باران با لبت...! به به چه طعمی می شود!
محمد علی شهیدی
دوستت دارم را
با
هر
زبانی
بنویسی
کوه را هم
تکان می دهد...
فقط باید
باورت داشته باشی...!
مهرشاد فروزان
.
صداقت تو
کلبه ی رویای من است
با پنجره ای روبه سادگی.
سقفش
همسایه ی آفتاب
دیوارها، آینه
پاکیت
همان حوالی
جاری
می شوید گناهان را.
و عشق
افروخته آتشی
اندوهم را دود می کند.
"الهام_عسکری"
تمام ..این.. شعر ...
بیست..
کلمه ..
است.....
اما....
تمام ..
بیدادی ...
که ....
بر....من....روا....داشته ای...
بیست...
دیوان ...
برایش...
کم ...است...
...نامهربان............
همایون بختیار
نور شبيه خاطراتت
از كوچك ترين درز پنجره
عبور مى كند
از لا به لاى تارو پود پرده ى اتاق
از لا به لاى آدم هاى خيابان
يا حتى
شكاف روى پيشانى ام
وقتى صداى شليك
در خانه مى پيچد
نيما معماريان
و اگر فکر می کنی
عـــاشق ،
عشقش را که داشته باشد
دنیایی را دارد ،
اشتباه کرده ای. . .
آدم عاشق ،
تنهاترین است .
چه در کنار یار ،
چه در خیــال یـــار ...
نیکی فیروزکوهی
ای که با کوچ پرستو زده ای ساز جدایی
نوبت چلچله ها شد به سرت نیست بیایی ؟
به سرت نیست ببینی که یکی بَست نشسته
به مسیر گذر تو به خیالی به هوایی
بتول مبشری
لحظه ی دیدارنزدیک است
بازمن دیوانه ام،مستم
باز می لرزد،دلم،دستم
باز گوئی درجهان دیگری هستم
های!نخراشی به غفلت گونه ام را،تیغ!
های!نپریشی صفای زلفکم را،دست!
آبرویم را نریزی،دل!
ای نخورده مست!
لحظه دیدارنزدیک است.
مهدی اخوان ثالث
مثل بیماری که بالاجبار خوابش میبرد
مرد اگر عاشق شود دشوار خوابش میبرد
میشمارد لحظه ها را گاه اما جای او
ساعت دیواری از تکرار خوابش میبرد
کاظم_بهمنی
نمی دانم آخر این دیوانگی