گلچین شعر های کوتاه 3
شاعر که باشی،
یکروز
یک جایی
تصمیم می گیری تمام عاشقانه هایت را زیر یک مشت خاک،چال کنی
شاید روزی ،همه ی عاشقانه هایت ،
سپیدار بلندی شود که تورا در بالاترین نقطه،بین اینهمه ناباوری جار بزند
مهتاب_قیاسی
.
تمام
زندگیم
صرف
"شعر"
گفتن
شد ...
از آن زمان که شنیدم تو شعر میخوانی ........!
"عباس رزاقی"
هر صبح از فراز پل
در دور دست خیال
سایه
چمدانی پر از
نام عشقش را
به رود
می سپارد.
رود
دریا
باران
بوی عشق می دهند.
" کیکاووس یاکیده "
من خواب دیدم ....
مردی در کنج کافه در دود سیگاری غرق شد...
دختری در کنج خانه در گل های دامنش...
از خواب که پریدم ...
تیتر روزنامه صبح این بود ((عشق ممنوع شد)) ...
مهسا_رحمت_نژاد
عشق با اینکه
مرا تجزیه کرده ست به تو
به تو اصرار نکرده ست
فرآیندش را
قلب من موقع اهدا
به تو ایراد نداشت
مشکل از توست
اگر پس زده پیوندش را..
"کاظم_بهمنی"
تا امروز از تو نوشتم
امشب از عشقت انصراف میدهم !
سخت است
دوست داشتن تو
خسته ام !!!
می خواهم
کمی استراحت کنم
شاید فردا
دوباره عاشقت شدم.
"غلامرضا_بروسان "
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۲۴ ب.ظ توسط هيام
|
نمی دانم آخر این دیوانگی