سرایی را که صاحب نیست ویرانی ست معمارش

دلِ بی عشق می گردد خراب آهسته آهسته ...


صائب تبریزی

 

ماه و خورشید و دریا

همه اش هم که جمع شود

یک تارِ مویِ مادر نمی شود

مادر...

یک چهارحرفیِ محکم

که فدای یک نگاه مهربانش ...

عادل دانتیسم

 

یک استکان طراوتِ گلهای تازه دم
یک لقمه آفتابِ سحر ناشتای تو
هر چار فصلِ دامنِ چل تکه ات بهار
هر هشت روزِ هفته دلم مبتلای تو...!

علیرضا بدیع