ایـن که درٖد او نمیذارد بـخـوابـم چـاره چیست   

چاره اش یک شب بخیر از آن صدای لعنتیست

مریم حیدری

 

تیره روزٖان  جهان را به چراغی  دریاب  

که پس از مرگ ،تورا شمع مزاری باشند

صائب تبريزی

 

ترسـم  كه  نٖشيند  به  دلت  گــرد  مـلالى‏

كاين سوخته در رهگذرت خاك‏ نشين شد

علوی قراخانی

 

نشستم گٖریه کردم تا مرا پاییز برگردد  

دوباره  بادهای  رفته  از جالیز برگردد

دریا فهیم

 

ما در چه شٖماریم؟ که خورشید جهانتاب

گردن به تماشای تو از صبح کشیده ست!

صائب تبریزی