گلچین شعر های کوتاه 43
وُ یار من
وُ جان منی
پس بمان تا که نمانم به تمنای کسی .. !
مولانا
مسلمان كرده اي من را،
خودت اين را نمي دانی
تو با آواي چشمانت
مؤذن زاده مي خواني...
حسین منزوی
گیسو میان واژه برایم رها نکن ...
من از تبار ِ واژه ی سرخ ِ سیاوشم
بانو ! به قول ِ حضرت ِ استاد شهریار
عاشق نبوده ای، که بفهمی چه می کِشم ...!
حامد عسکری
کس نیست
در این گوشه
فراموش تر
از
من...
شهریار
من باشم و وِی باشد و مِی باشد و نِی..
کِی باشد و کِی باشد و کِی باشد و کِی.. .
من گَه لب وِی بوسم وِی گَه لب مِی..
من مست زِ وِی باشم و وِی مست زِ مِی.. .
مولانا
ﺳﻬﻢ ﺗﻮ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨد . . .
ﺳﻬﻢ ﻣﻦ
ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ
ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣت . . .
ابراهیم قبله آرباطان
عاقبت قلب تو را با شعر راضی
می کنم
با ردیــف و قافـیــه دیوانه بازی
می کنم
انقلابی مـی کنم سبز و سپید و
سرخ و زرد
قلب خود را باتو تقسیم اراضی
می کنم
پریشان است گیسـویی
در این باد و پریشـانتر
مسلمانی که میخواهد
نـگاهـش را نـگه دارد...
سجاد سامانی
در ِ قفس را باز بگذار
پرنده
اگر به تو عاشق باشد
بر شانههايت مينشيند
عليرضا روشن
باصراط المستـقیم چـشم تو مـرتد شدم
قبله ام تغییرکرد وجمعه ام یکشنبه شد
سارا خلیفه
پرده بردار که از چشـم سیاهت بانـو
صبح یکشنبه ی شهر غـزل آغاز شود
حسین مرادی

بی نگاه
میخواهمت
حالا که در جان منی
حمید رها
نمی دانم آخر این دیوانگی